eitaa logo
منبرک
10.2هزار دنبال‌کننده
684 عکس
138 ویدیو
43 فایل
💠 صحبت های کوتاه دو دقیقه‌ای ارتباط با ما: @Admin_soada1
مشاهده در ایتا
دانلود
🗓 به مناسبت ۱۳ دی، سالروز ابلاغ پیام تاریخی امام خمینی رحمة‌الله‌علیه به گورباچف رهبر شوروی سابق (۱۳۶۷ ه. ش) 🔰 نامه‌ای تاریخی ✉️ حضرت امام رحمة‌الله‌علیه مدتی قبل از فروپاشی شوروی سابق و در زمانی که هیچ کس انتظار این واقعه مهم را نداشت، در نامه‌ای به گورباچف با پیش‌بینی سقوط قریب‌الوقوع این ابرقدرت، سران شوروی سابق را به راه حق دعوت فرمودند: 🔹 «جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد». 🔹 هنوز مدت زمان کوتاهی از نامه تاریخی امام راحل رحمة‌الله‌علیه نگذشته بود که در میان بهت و حیرت جهانیان، رژیم شوروی فروپاشید! 💬 چند سال پیش گورباچوف در مصاحبه‌ای این جمله را مطرح می‌کند و می‌گوید: 🔹 مخاطبِ پیام آیت‌الله خمینی از نظر من همۀ اعصار در طول تاریخ بود. زمانی که من این پیام را دریافت کردم، احساس کردم شخصی که این پیام را نوشته بود، متفکر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط کردم، او کسی است که برای جهان نگران و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درک کنم. اگر ما پیشگویی‌های آیت‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌گرفتیم، امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم. ♨️ گورباچوف به آمریکا اعتماد کرد و ضربه‌اش را خورد… 📚 منبع: برگرفته از کتاب دوگانه‌‌های سرنوشت‌‌ساز، اثر 💠 🆔 @manbarak
💫 به مناسبت سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام (۲۳ سال قبل از هجرت) ✅ پیشگیری آسان‌تر از درمان است ✨ امام علی علیه السلام فرمودند: 🔹 «تَرکُ الذَّنبِ أهوَنُ مِن طَلَبِ التّوبَه..» 🔹 گناه نکردن آسان‌تر از طلب توبه است. 📚 منبع: کافی، ج ۸، ص۳۸۴، نهج‌البلاغه حکمت ۱۷۰ _______________________ 📖 داستانک: 📙 مرحوم کلینی در کتاب روضه کافی از امام صادق علیه‌السلام روایت می‌کند که فرمود: 🔹 در بنى اسرائیل مرد عابدى بود که به هیچ وجه به دنیا آلوده نشده و گرد آن نگشته بود، شیطان که از وضع او رنج می‌برد، از بینى خود فریادی کشید، لشکریانش به دور او جمع شدند، به آنها گفت: کدام یک از شما می‌تواند این شخص را از راه به در کند؟ 🔺 یکى گفت: من. گفت: از چه راهی به سراغش می‌روى؟ پاسخ داد: از راه زن‌ها. 🔺 شیطان گفت: تو حریف او نیستى، چون او زنان را نیازموده (و لذتى از آنها نبرده که فریب بخورد). دیگرى گفت: من. 🔺 پرسید: تو از چه راهی فریبش می‌دهی؟ گفت: از راه لذت و خوشی‌ها. به او گفت: تو هم مرد این کار نیستى چون او اهل اینها نیست. 🔺 سومى گفت: من او را گمراه می‌کنم، پرسید: از چه راهی؟ گفت: از راه کار خیر. ♨️ شیطان گفت: برو که تو حریف او هستى. ♨️ شیطانک بیامد و در برابر او جایى را انتخاب و شروع به نماز خواندن کرد. 🔸 و آن عابد چنان بود که شبانه‌ روز قدرى می‌خوابید و استراحت می‌کرد، ولى شیطانک هیچ نمی‌خوابید و استراحت نداشت و یکسره نماز می‌خواند. 🔸 آن مرد عابد که خود را در برابر او کم ارزش دید و عبادتش را کوچک شمرد، به نزد آن شیطانک رفت و به او گفت: اى بنده خدا چه چیز تو را بر این همه نماز خواندن نیرو داده است؟ 🔺 پاسخش را نداد. ♨️ بار دوم پرسید، باز هم پاسخش را نداد. تا بار سوم که پرسید گفت: اى بنده خدا من گناهى کرده‌ام‌ و از آن توبه نموده‌ام و هر گاه آن گناه را به خاطر مى‌آورم به نماز خواندن نیرو می‌گیرم. 🚫 مرد عابد گفت: آن گناه را به من هم بگو تا انجام دهم و دنبالش توبه کنم و در نتیجه (مانند تو) بر خواندن نماز نیرو بگیرم. شیطانک به او گفت: ♨️ به شهر برو و سراغ فلان زن فاحشه را بگیر و دو درهم به او بده و با او درآویز و کام خود برگیر (و سپس توبه کن تا مانند من بر عبادت نیرو بگیرى). 🚫 عابد گفت: دو درهم را از کجا بیاورم؟ من که نمی‌دانم درهم چیست؟ شیطان از زیر پاى خود دو درهم بیرون آورده به او داد. 🔹عابد برخاست و با همان جامه و لباس خود که در آن عبادت می‌کرد به شهر درآمد و سراغ منزل آن زن را گرفت، مردم او را به خانه آن زن راهنمایی کردند و گمان کردند براى موعظه او آمده است. 🔹 عابد به نزد آن زن رفت و دو درهم را پیش او انداخت و به او گفت: برخیز. زن برخاست و به درون اتاق خود رفت و به مرد عابد گفت: داخل شو. 🔹 عابد به درون اتاق رفت. آن زن گفت: اى مرد تو در وضع و لباسى به خانه من آمده‌اى که معمولا کسى با این وضع و لباس نزد من نمی‌آید، شرح حال خود را براى من بگو، عابد سرگذشت خود (و شیطان) را براى آن زن تعریف کرد. ✳️ زن گفت: اى بنده خدا ترک گناه آسان‌تر از توبه کردن است، ❌ و چنان نیست که هر کس توبه کند، بدان برسد (و توبه‌اش پذیرفته گردد)، به نظر می‌رسد که آن کس (که این راه را پیش پاى تو گذارده) شیطانى بوده در نظرت مجسم شده (تا تو را از راه به در کند) اکنون بازگرد کسى را (در آنجا) نخواهى دید. 🔹 عابد برگشت و آن زن همان شب از این جهان رفت، و چون صبح شد دیدند بر در خانه‌اش نوشته شده: بر سر جنازه این زن (براى دفن و کفن او) حاضر شوید که او از اهل بهشت است. مردم همه در شک و تردید فرو رفتند، و به خاطر همان تردیدى که در کار او پیدا کرده بودند تا سه روز جنازه‌اش را به خاک‌ نسپردند، خداى عزّ و جل به پیغمبر آن زمان وحى فرمود: بالاى جنازه فلان زن برو و بر آن نماز بخوان و به مردم بگو: بر او نماز بخوانند که من او را آمرزیدم و بهشت را بر او واجب کردم چون فلان بنده مرا از گناه و نافرمانى من باز داشت. 📚 منبع: روضه کافی، شیخ کلینی، ترجمه آیت‌الله رسولی محلاتی، ج ۲ ص ۲۴۲ 💠 🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۱۳ دی، روز جهانی مقاومت ❓ چرا به سوریه کمک کردیم؟ 🔸 جهت دریافت فایل با کیفیت مجموعه پوسترهای چرایی کمک به محور مقاومت کلیک کنید 💠 منبرک 💠 اندیشکده راهبردی سعداء 🆔 @manbarak 🆔 @soada_ir
💫 به مناسبت سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام (۲۳ سال قبل از هجرت) 💢 همه تقصیرها با نظام است ✨ قال امیرالمومنین علیه‌السلام: 🔹 اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه‌ 🔹 حق را بشناس و افراد را با حق بسنج. 📚 منبع: إرشاد القلوب إلى الصواب- جلد ‌۲ صفحه ۲۹۶ ❌ برخی از افراد هستند که کوچکترین عمل انسان‌ها را به پای اسلام و انقلاب می‌گذارند. 🔸 می‌گوید: اسلام به درد نمی‌خورد. می‌گوییم چرا؟ می‌گوید چون فلان ریش‌دار ربا می‌گیرد!!! 🍀 خاطره: 🔸 شخصی به من گفت: از انقلاب دلسرد شده‌ام. ❓ گفتم: چرا؟ ♻️ گفت: پدرم را پیش پزشک برده‌ام، و او زیر میزی خواسته است. این چه نظامی است که پزشکانش اینگونه‌اند. 🔍 باید توجه کنیم که ریش‌دار و روحانی و چادری و… هر کار کردند ملاک حق نیست. اگر کارشان اسلامی بود حق است و اگر نبود، نیستند. 💠 🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۱۳ دی، سالروز شهادت الگوی اخلاص و عمل سردار سپهبد قاسم سلیمانی به دست استکبار جهانی 🔰 دغدغه‌های حاج قاسم (۱) ❇️ حاج قاسم سلیمانی شخصیت اسطوره‌ای و محبوب عصر حاضر ما، فردی بود که مردم همواره شاهد دغدغه‌مندی‌ها و تلاش‌های شبانه‌روزی ایشان بودند ازجمله: دغدغه نسبت به مظلومان و محرومان، زنان بی‌پناه، مردم، ولایت، تبیین‌گری، جذب حداکثری، تکریم خانواده شهدا، تعظیم شعائر دینی، شهاد‌طلبی. 📍 در این فرصت، به طور خلاصه به دو مورد از آنها خواهیم پرداخت. امید است که با آشنایی با منش و اقدامات این سرباز ولایت، ایشان را به عنوان الگو پیش روی خود قرار دهیم. ✅ اول: دغدغه مردم 🔹 حاج قاسم مردم ایران را به شدت دوست داشت. همانگونه که دغدغۀ مردم مظلوم همه کشورها را داشت. حجت‌الاسلام کاظمی کیاسری روایت می‌کند: 🔹 امان از این ترکش‌ها؛ چه دردها که به جان حاجی نمی‌انداختند. مدام دردش را می‌خورد. یادم هست بعضی وقت‌ها قرآن که می‌خواست بخواند گردن بند طبی می‌بست. دائم بدنش را به هم فشار می‌داد تا شاید دردش کم شود. می‌خواستیم تنش را ماساژ بدهیم نمی‌گذاشت. می‌گفت: «این درد مال منه، عادت می‌کنم»، می‌گفتم: «خب حاجی چرا این رو همیشه نمی‌بندی به گردنت؟ دردت رو کمتر می‌کنه‌ها.» می‌گفت: «من ببندم نیرو چی میگه؟ نمیگه حاج قاسم چش شده؟» ناراحتی‌ام را که دید. خندید. گفت: «این دردها یادگاری رفقای شهیدمه. این‌ها نباشه یادم می‌ره کی هستم. با این دردها یاد شهدا میفتم، یاد حسین یوسف الهی، یاد احمد کاظمی، اونا نمی‌دادن بدنشون رو کسی ماساژ بده.» بعد مکثی کرد و گفت: «این درد خیلی مهم نیست، درد مردم و درد دین آدم رو می‌کشه.» 🔹 این حاج قاسم سلیمانی است. اینکه مردم اینگونه حاج قاسم را دوست دارند او هم مردم را دوست داشت. راننده حاج قاسم می‌گفت: «حاج قاسم نمی‌گذاشت هیچ وقت بوق بزنم می‌گفت مردم می‌ترسند. اگر یک ماشین از فرعی می‌آمد بیرون، سریع به من می‌گفت آروم برو. دیگر من می‌دانستم که همیشه باید به بقیه راه بدهم، چون حاج قاسم دغدغه مردم را داشت.» 🔹 او حتی در سطح جامعه نیز بسیار عادی رفت و آمد می‌کرد. حجت‌الاسلام کاظمی کیاسری می‌گوید: 🔸 راننده از توی آینه زل زده بود به صورت حاجی. حاج قاسم پرسید: «چیه؟ آشنا به نظرت میرسم؟» خوب خوب نگاه کرد که درست بشناسدش. آخرسر گفت: «شما با سردار سلیمانی نسبتی داری؟ برادرش نیستی؟ پسرخاله‌اش چی؟» حاجی جواب داد: «من سردار سلیمانی‌ام.» جوان لب‌هایش باز شد به خندیدن. گفت: «می‌خوای من رو رنگ کنی؟ خودم این کاره‌ام.» حاجی با خنده‌اش خندید و دوباره گفت: «من سردار سلیمانی‌ام.» جوان دودل و مردد گفت: «بگو به خدا» گفت: «به خدا من سردار سلیمانی‌ام.» زبانش بند آمده بود. دیگر حرفی نزد. گاز ماشین را گرفت و رفت. چند دقیقه‌ای که گذشت حاجی سکوت را شکست و پرسید: «زندگیت چطوره؟ با گرونی چه میکنی؟ مشکلی نداری؟» جوان چشم‌هایش را از آینه دوخت به حاجی. گفت: اگه تو سردار سلیمانی هستی من هیچ مشکلی ندارم. ♦️ حاج قاسم حتی در سیل و زلزله کنار مردم بود و در هنگام حوادث به کمک آن‌ها می‌رفت. 🔹 پیرمرد دو دستش را گرفته بود بالای سرش، عکس امام هم بین دست‌هایش بود. تا زیر زانو توی آب ایستاده بود. آبی که کل زندگی‌اش را شسته و برده بود. مدام می‌گفت: «هیچ چیزی نمی‌خوام اما عکس امام نباید خیس بشه.» هر کار می‌کردند از خانه‌اش برود بیرون نمی‌رفت. آب داشت پیشروی می‌کرد، می‌گفتند: «از خونه‌ت بیا بیرون آب داره میرسه خونه میریزه روی سرت.» دست می‌کشید روی عکس امام. می‌گفت: «زمان جنگ دیدم تیرها می‌خوردن کنار پاهامون ولی بهمون نمی‌خوردن. همش از برکت این سید بود.» تند و تند عکس امام را می‌بوسید. حاجی تا زیر زانو رفت توی آب پیشش. دستش را گرفت و بوسید. گفت: «قسمت میدم به همین سید از این خونه بیا بیرون تا سیل بهت آسیب نزنه.» پیرمرد حاجی را بغل کرد. حاجی از آن مهلکه آوردش بیرون. کل زندگی پیرمرد بین دست هایش بود. بیخود خیال می‌کردیم زندگی‌اش را آب برده. 👈 ادامه در پست بعدی... 💠 🆔 @manbarak
منبرک
🗓 به مناسبت ۱۳ دی، سالروز شهادت الگوی اخلاص و عمل سردار سپهبد قاسم سلیمانی به دست استکبار جهانی 🔰 د
🔰 دغدغه‌های حاج قاسم (۲) 👈 ادامه پست قبلی...دوم: دغدغه تبیین 🔹 حاج قاسم از هر فرصتی برای تبیین استفاده می‌کرد تا معارف انقلاب را تبیین کند. جواد تاجیک می‌گوید: 🔹 یک‌بار حاج قاسم را دیدیم و گفتم خوش به حالت بعد از جنگ تو در میدان هستی و ما آمده‌ایم شلمچه و روایتگری می‌کنیم. گفت: «خیلی دوست دارم بیام شلمچه برای دانشجوها صحبت کنم ولی خب محدودیت‌ها اجازه نمیده.» بعد در مورد راه اندازی یک جریان برای دانشجویان کشور درخواستی کردم. با روی خوش قبول کرد و گفت: «من علاقه‌مند به ارتباط با دانشجوها هستم، مخصوصا اون‌هایی که شاید شما ظاهرشون رو نپسندید. توی مسافرت‌ها هم بیشتر تمایل دارم یکی از همین جوون‌ها کنارم بنشینه تا از فرصت پرواز برای گپ و گفت استفاده کنم.» 💬 حجت الاسلام عارفی می‌گوید: با حاجی رفیق بودیم؛ عین برادر. وقتی هوای سوریه به سرمان زد، رفتیم سراغش؛ با رئیس دانشگاه فرهنگیان کرمان. گفتیم: «حاجی ما میخوایم بیایم سوریه.» گفت: «برای چی؟» گفتیم: «همه دارن میرن، ما هم میخوایم بیایم. ما اینجا توی کرمان همه جا پیش شما هستیم، اونجا چی؟» خندید و گفت: «تو که توی دانشگاهی، این آقا هم همین طور. امروز جبهه دانشگاه مهمتر از سوریه‌ست. برید اونجا کار کنید بچه‌های مردم رو نجات بدید، راهنمایی کنید. داوطلب سوریه زیاد داریم، هروقت نیاز شد خبرتون می‌کنم.» 💬 دختر حاج قاسم می‌گوید: یک‌بار در هواپیما نشسته‌بودیم. سمت چپ من پدرم نشسته‌بود و سمت راست من یک خانم که معروف به شل‌حجاب بود نشسته‌بود. هواپیما کمی تاخیر داشت. این خانم هم همین‌طور به نظام بد و بیراه می‌گفت. احتمالاً گفته‌بود این نظام کدام کارش درست است که هواپیمایی‌اش درست باشد. پدرم داشت کتاب می‌خواند. یک لحظه نگاه کرد ببیند چه کسی است که این حرف‌ها را می‌گوید و دوباره شروع کرد به کتاب خواندن و کمی شیرینی همراه پدرم بود که به من دادند و گفتند به این خانوم تعارف کن. بعد که هواپیما پرید خلبان آمد پیش پدرم احوال‌پرسی کرد و گفت نگفته بودند که شما در این هواپیما حضور دارید. بفرمایید داخل کابین! پدرم گفتند همینجا راحتم. همینطور که صحبت می کرد، این دختر گاهی نگاه می‌کرد و فهمید که حاج قاسم است و حالا حرف‌های ضد نظام گفته‌است و در کنار حاج قاسم سلیمانی نشسته است. خلبان که رفت حاج قاسم رو کرد به این دختر خانم و گفت شنیدم یک ‌سری مباحث را گفتید. دختر گفت نه حاج آقا! چیز خاصی نبود با خودش فکر کرده شاید الان در هواپیما را باز می‌کنند و دختر را بیرون می‌اندازند! پدرم این جمله را گفت: «شما هرچی گفتی درست بود. اما یک چیز را بگویم، هر چقدر مشکل است توسط من مسئول است! حضرت آقا به بهترین صورت در حال مدیریت کردن است. ما مسئولین گوش نمی‌دهیم.» ❇️ دغدغه تبیین را ببینید. آدم خودش را خرد کند که تبیین انجام دهد. حاج قاسم دغدغه تبیین داشت. می‌رفت برای رزمنده‌ها صحبت می‌کرد. در بخشی از صحبت‌ها به‌جای این‌که عملیاتی باشد تبیین می‌کرد. می‌گفت چرا ما اینجاییم؟ چرا ما آمده‌ایم سوریه؟ چرا داریم در عراق می‌جنگیم؟ برای رزمنده‌ها تبیین انجام می‌داد. این‌ها می‌شود تبیین. او تبیین‌گر واقعی چهره دشمن بود چهره واقعی دشمن را به همه عالم نشان داد. نشان داد نقشه‌های دشمن چیست؟ چه کارهایی دارد انجام می‌دهد. در سخنرانی‌هایش یکی یکی مباحث را تبیین می‌کرد و چهره دشمن را نشان می‌داد. اگر حاج قاسم ۴۰ سال خط مقدم بود، ما که پشت خط بودیم باید تبیین می‌کردیم. اما خود حاج قاسم می‌آمد و تبیین می‌کرد یعنی هم مالک بود هم عمار. 🔻 بزرگواران این نگرانی وجود دارد. امروز شما می‌بینید که آقا وسط میدان آمده‌است و در حال تبیین است و این اصلاً چیز خوبی نیست. یادتان است در فیلم مختار زمانی که مختار آمد با مصعب بیرون کوفه بجنگد، یکی از فرماندهان گفت: «مختار تو برگرد! اگر دشمن ببیند که تو بیرون آمدی می‌فهمد که عقبه وجود ندارد.» امروز احساس می‌شود این اتفاق می‌افتد. وقتی آقا پیاپی در حال تبیین است، نکند عقبه وجود ندارد و عقبه کارش را درست انجام نمی‌دهد. ما باید تبیین می‌کردیم ما باید گره‌های ذهنی را باز می‌کردیم این کار را انجام ندادیم آقا این کار را انجام می‌دهد. این سخنرانی چند روز پیش آقا تقریباً ۵۰ دقیقه چرایی حضور ایران در محور مقاومت را توضیح می‌دادند در حالی که ما باید می‌گفتیم، نه آقا. 💠 🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت آغاز ایام البیض (اعتکاف) 🔰 تجربه‌ای از جنس اصحاب کهف/ توبه فضیل عیاض و فرصت طلایی اعتکاف 📍 این دلی را که زنگار گرفته، گاهی وقت‌ها یک تلنگر … به خود می‌آورد. 📖 داستانک: 🔹 شخصی بود به نام فضیل بن عیاض. او هم شرابخوار بود، هم راهزن بود و هم قمارباز؛ خلاصه همه کار انجام می‌داد. روزی شنید خانه‌ای هست که یک خانم در آن تنهاست و اموال زیادی نیز در آن خانه است. ♨️ با خود گفت: خیلی خوب شد. امشب از دیوار آن خانه بالا می‌روم؛ هم فسادم را انجام می‌دهم هم خانه را غارت می‌کنم. نیمه شب از دیوار خانه بالا رفت. 🔹 از درون خانه صدای قرائت قرآن به گوشش رسید. رسیده بود به این آیه: ✨ «ألَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ» ﺁﻳﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺁﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﻛﻪ ﺩلﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻧﺮم ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺷﻮﺩ؟ [سوره حدید، آیه ۱۶] 💭 فضیل بن عیاض بالای دیوار، لحظه‌ای به فکر فرو رفت: چرا دیگر؟! دیگر وقتش رسیده است. همان لحظه از دیوار پایین آمد. فضیل توبه کرد… ✅ و شد یکی از بزرگترین عبّاد قرن. طوری که بزرگان پای درس اخلاقش می‌رفتند. 🔹 این دلی را که زنگار گرفته، گاهی وقت‌ها یک تلنگر به خود می‌آورد. روزهای اعتکاف شروع شد. دل‌های ما خیلی زنگار گرفته است؛ 💢 در طول روزها، در این صحبت‌ها در این نگاه‌ها؛ خیلی دل کدر شده است…   🟢 این دل که سیاه شد، لازم است که انسان با خدای خودش خلوت کند. این خلوت با خدا، خیلی برای انسان سود دارد و او را به مقامات عالی می‌رساند. فرصت این سه روز را از دست ندهیم. 🌟 بعد از این سه شبانه روز، انسان می‌شود مثل اصحاب کهف. احساس می‌کند همه چیز تغییر کرده و رنگ دیگری پیدا کرده است. 💠 🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۱۳ دی، سالروز شهادت الگوی اخلاص و عمل سردار سپهبد قاسم سلیمانی به دست استکبار جهانی ❇️ نسخه حاج قاسم برای نجات از فتنه‌ها ❓ چه کنیم تا در دام نفاق و عوام‌فریب‌ها نیفتیم؟ ♻️ معیار و ملاک را حاج قاسم سلیمانی در وصیتنامه خود بیان می‌کند. ایشان می‌گوید: 🔹 «خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه داده‌اید، عنایت کنید؛ جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیع است. امروز قرارگاه حسین بن علی (ع)، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است. اگر دشمن این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند؛ نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمدی. برادران و خواهرانم، جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی به معصوم. خوب می‌دانید منزه‌ترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد یعنی خمینی بزرگ، ولایت فقیه را تنها نسخه نجات‌بخش این امت قرار داد. لذا بدانید باید به دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام، خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسول‌الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. وللّه وللّه وللّه این خیمه اگر آسیب دید، بیت‌الله و مدینه حرم رسول‌الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمی‌ماند. قرآن آسیب می‌بیند.» 🔹 شاخص، شاخص مشخصی است: ولایت فقیه. ✅ امروز عَلم به دست نائب امام زمان (عج) است. مسیر را نباید گم کنیم. 📚 منبع: برشی از سخنرانی 💠 🆔 @manbarak
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 به مناسبت سالروز ارتحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها (۶۲ ه. ق) 🔰 تفسیر ما رایت الا جمیلا ⁉️ چگونه واقعه کربلا در نگاه حضرت زینب زیبا بود؟!! 🎥 برشی از سخنرانی 💠 🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت فرارسیدن نیمه رجب و اعمال ام داود 📗 هر صاحب اندوهى این دعا را بخواند حق تعالى او را از اندوه و غم رهایى بخشد 🔹 ام داود مادر رضاعی امام صادق علیه‌السلام، خدمت آن امام رسید و راه چاره‌ای برای آزادی فرزندش داود از زندان منصور دوانیقی خواست. «او از سادات حسنی بود». ✨ حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: ایام البیض ماه رجب را روزه بگیر. روز پانزدهم در جای خلوتی پس از نماز ظهر و عصر و نوافل آنها و خواندن صدمرتبه حمد، صدمرتبه اخلاص و ده مرتبه آیت الکرسی و قرائت سوره‌هایی از قرآن که «امام تعیین فرمود»، این دعا را بخوان. 🔹 اعمال ام داود در نیمه رجب مشهور و در سرعت اجابت مسلم و مجرب است و در کتاب مفاتیح الجنان و غیر آن به تفصیل نوشته شده است. ✅ ام داود به دستور امام عمل نمود و خداوند همان شب پسرش را نجات داد و با شتر سریع السیر او را به مادرش رسانیدند. 💠 🆔 @manbarak
🌙 به مناسبت ایام ماه رجب 🔰 گریه شدید پیامبر! 🔹 عنْ ثَوْبَانَ قَالَ: کُنَّا مُحْدِقِینَ بِالنَّبِیِّ فِی مَقْبَرَهٍ فَوَقَفَ ثُمَّ مَرَّ ثُمَّ وَقَفَ ثُمَّ مَرَّ فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا وُقُوفُکَ بَیْنَ هَؤُلَاءِ الْقُبُورِ فَبَکَى رَسُولُ اللَّهُ بُکَاءً شَدِیداً وَ بَکَیْنَا فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ یَا ثَوْبَانُ هَؤُلَاءِ یُعَذَّبُونَ فِی قُبُورِهِمْ سَمِعْتُ أَنِینَهُمْ فَرَحِمْتُهُمْ وَ دَعَوْتُ اللَّهَ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْهُمْ فَفَعَلَ فَلَوْ صَامُوا هَؤُلَاءِ أَیَّامَ رَجَبٍ وَ قَامُوا فِیهَا مَا عُذِّبُوا فِی قُبُورِهِم‌ 💬 ثوبان یکی از یاران پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌گوید: 🔹 با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در قبرستان بودیم. حضرت ایستاد و گذشت و دوباره ایستاد. ⁉️ عرض کردم: یا رسول‌الله، چرا این‌گونه رفتار می‌کنید؟ ♻️ پس آن حضرت گریه شدیدی کرد، ما هم گریه کردیم. آن‌گاه فرمود: ✨ ای ثوبان، صدای ناله اهل عذاب را شنیدم. بر آنها رحم کردم، دعا کردم و خداوند عذاب آنها را تخفیف داد. سپس فرمود: ای ثوبان! اگر کسانی از اهل این قبرستان، که در عذابند، یک روز از ماه رجب را روزه گرفته بودند و یک شب را تا صبح قیام می‌کردند و به عبادت می‌پرداختند، در قبرها معذب نمی‌شدند. 📚 منبع: بحارالانوار، جلد ۹۴، صفحه ۴۹ 💠 🆔 @manbarak