«منِفیالحال»
« هزار و دویست » دوازدهصد نفر که از کنار اینجا نگذشتند. ایستادند، خواندند، ماندند.
« هزار و سیصـــد »
یعنی ۱۳۰۰ بار باورِ دوباره به اینکه واژه، اگر به دل برسد، میماند. بودنِ یکیکِ شما شکلی از ماندنِ جمعیست در زمانهای که رفتن آسانتر است.
الحمدلله که واتساپ نیستیم. وگرنه امروز با استاتوس «چهههه صاف و ساده شروووع شد»ِ حامدزمانی توسط اقوام و فامیل و پارسال دوستهای امسال آشنا و همکارین محترم، دارای بار میشدیم.
اتفاقی چشمم خورد به یکی از پیامهای چنل قهوهخونه و این صحبتهای شهید سیدعلیخامنهای در راستای «انتقاد صحیح و بهجا» که در جنگ ۱۲روزه فرموده بودنرو یادم اومد. خالی از لطف نیست. بخونید و بسیار حواستون به خودتون باشه.
«منِفیالحال»
خیلی دوستتدارم ، وَ فقط میخوام بدونی فاصله ذرهای از این دوستداشتن کم نمیکنه .. « پارتِ اول »
پادکست زندهای بود. ذرهذرهش آتیش زد به جونم. تو چنل بلهم هم گفتم. خیلی وقت بود پادکستی به جونم نشسته بود. هر کلمهش اشک بود برام. غم بود. همّ بود.
«منِفیالحال»
امروز روز بزرگداشت خیّامئه.
لذا به مناسب این روز زیبا، یکبار دیگه بیاید باهم قطعهی ببر به نام خداوندت رو گوش بدیم و باهم اون قسمتی رو که میگه «هنوز حلقهی دستانش، به دورِ گردن خیّام است» رو فریاد بزنیم.