من جدی دیگه حوصلم نمیکشه بشینم دونه دونه برای آدما توضیح بدم فلان رفتارت غلطه، فلان حرفت ناراحتم کرد، فلان حرکت از تو بعید بود، کسی که بعد از اون همه با هم بودن و زمان گذاشتن و کلی حرف زدن نفهمیده چی منو اذیت میکنه و چی اذیتم نمیکنه، دیگه هم نمیخواد بفهمه و منم دیگه رفتار کسیو اصلاح نمیکنم فقط حذف میکنم.
یا کنج قفس یا مرگ، این بخت کبوتر هاست
دنیا پل باریکی بین بد و بدترهاست،
هر طور دلم میخواست، آینده جلو میرفت
هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت،
ای آیهی تنهایی، ای سوره مایوسم
هر قدر خدا باشی من دست نمیبوسم،
نفرین کدام احساس، خون کرد جهانم را
با جهد چه جادویی، بستند دهانم را..
-𝙈𝘼𝙉𝙃𝙊𝙍-
یا کنج قفس یا مرگ، این بخت کبوتر هاست دنیا پل باریکی بین بد و بدترهاست، هر طور دلم میخواست، آینده ج
این شعرو خیلی دوست دارم.
امیدوارم خوشتون بیاد..