منِمن
_۱۴۰۱عه عزیز؛ خیلی بیمنطق، دوست نداشتنی، ازپادربیار و قطعا مفید بودی؛ دقیقا مثل یه بازه زمانی کوتا
امسال مثل نشستن تو سالن انتظار فرودگاه بود با یه بلیط به مقصد نامعلوم که از قضا کلی تاخیر خورده با مسافر هایی که کنارت میشینن روی صندلی و وقت پروازشون که میرسه تنهات میزارن. خسته و کوفته، بلاتکلیف و منتظر.
[خیلی سال کریهی بودی عزیز من]
اون قسمت زندگی که خیلی داری با خودت حال میکنی دقیقا همون جاییه که وقتی بعدا بهش نگاه کنی از خنده و شرم نفست بند میاد.
فک کنم این فتبارکالله احسنالخالقین رو خدا وقتی گفت که داشت تو و چشمات رو خلق میکرد.
Shervinسایه.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
تا ابد و بیوقفه، بیصدا و خاموش بدون یک لحظه درنگ. مثل تموم بعد از ظهرهایی که آسمون نارنجی میشد، مثل همه غروب هایی که پر از بغضه. دستم رو بگیر و فقط برقص و بچرخ.
[میری و میبندی در و من با سایهت، میرقصم.]
جدی این دوری و دوستی هم چیز عجیبیه ها.
فک کن هرقدم که میری عقب آدما گوگولی و دوستداشتنی تر به نظر میان بعد یه نوک پا میری جلو حالت ازشون بهم میخوره.
بابا خب دوروز دست از مظلوم نمایی بردارید تروخدا ما بفهمیم ازتون متنفر باشیم یا دلمون براتون بسوزه.