eitaa logo
منِ‌من
934 دنبال‌کننده
600 عکس
102 ویدیو
2 فایل
"کمبود هم‌صحبت" https://daigo.ir/secret/7731781212 @pichak135
مشاهده در ایتا
دانلود
منِ‌من
صبح و شب به رقص وهاجش خیره بودم، گویی در فروزندگی‌اش خود را گم کرده و مات مانده بودم. "ای کاش که او
به روز و شب، ‌بی‌گلایه پروانه‌وار دورش گشتیم. آری، شکوهمند و عظیم نبود ولی فروزان و سوزان که بود، قلبمان را گرم میکرد، بیشتر از خورشید. گشتیم و چرخیدیم و تا آخرین نفس هایمان به دورش طواف کردیم، از خورشید و مه و اختران عزیزترش داشتیم. درنهایت شیفتگی، تمنای توجهش داشتیم و معجوز محبتش بودیم که بال هایمان به فروزندگی‌اش سوخت، و از عرش به فرش پرتاب شدیم هرچه تمنای پرواز دوباره کردیم نشد که نشد، بی‌جان و بیمار کنار سایه معبود جان سپاردیم. */و او، انگار نه انگار که جانش میسوخت، مغرور و مسحور به زبانه کشیدن شعله‌‌هایش، حتی سری خم نکرد و سراغ آن مفتون سوخته جان که هیچ، سراغ خدایش را هم نگرفت. خیال میکرد که جز او بر این ظلمت حکم نمیراند، انقدر به خود بالید و بی‌‌مهابا برای هرچشمی شعله کشید که آب شد، قطره قطره جانش سوخت و سایه اش که بر تن بی‌جان پروانه رسید، خاموش شد. انگار نه پروانه ای بوده نه شمعی، فقط خاکستری از رویای ستایش معشوق‌مغرور در ظلمت جهان خاموش.
حساسیت فصلی من رو خورد و تموم کرد.
امروز خیلی بد بود و من دیگه نتونستم کنترل کنم و گریه کردم و هرکاری کردم بند نیومد و الان هرچی روتین پوستی انجام دادم هیچ و پوچ شده و دوباره دلم میخواد گریه کنم.
آدم ها با ادعای بودن گوش زمین و زمان رو کر میکنن و بعد دیگه سر و کله‌شون پیدا نمیشه.
کاش میشد یه یک ماهی جای زندگی کردن فقط بخوابم.
افتادم تو یه چرخه‌ای که درسته و باید، ولی "درست بودن" آزار دهنده، خسته‌کننده، بی‌هیجان، سخت، منزوی کننده و نادوست‌داشتنیه.
مشکل اینه که میمیرم و زنده میشم تا تجربیات گذشته‌م رو دوباره زنده کنم و بعد از هزار و یک تلاش و حس کردن دوباره نه تنها چیزی باارزش به نظر نمیاد بلکه به حس خوب گذشته هم گند میزنم. کاش بفهمم که با چیزایی که از زمانشون گذشته نمیتونم زندگی الانم رو رنگی‌رنگی کنم.
هدایت شده از اَختر‌پنجم؛
The Don4_5868743682345144841.mp3
زمان: حجم: 6.5M