_احتمالا وقتی دردا حمله میکنن بهت ، من خیلی دور از توعم ؛ زیر دردایِ خودم .
[ فقط یادت نره ، تو واینسادی یِ نفره ]
حوصله هیچکدوم از کلاسا و پلنا و برنامه هایی ك ِ به شدت پشت سرهم برایِ خودم ریختم رو اصلا ندارم و اگه این نیمچه احساس ِ مسئولیت پذیریِ افراطیم نبود قطعا میزدم زیر همشون و قیدشونو میزدم ، کاش انقد یهویی تصمیم نمیگرفتم ك ِ تابستونم رو مُفید یا درواقع زهرمآر واقع کنم ؛
بابا مگه بیکاری و هیچ کاری نکردن چشه که من این حکومت نظامی رو برایِ خودم راه انداختم ؟ لعنتی از شنبه باید رأس هفت صبح بیدار شم ، کارایِ عقب موندمم که به حول قوه الهی تمومی نداره .
*یِ بدبخت ِ بیچاره