eitaa logo
منِ‌من
923 دنبال‌کننده
604 عکس
110 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
منِ‌من
اینجا زده بود به‌سرمون که یه ناخلفی رو دیگه باید و حتما انجام بدیم نه گذاشتیم و نه برداشتیم خلاصه که جو گرفتمون =) بعدشم رفتیم از میوه فروشی دوتا دونه هلو خریدیم و خوردیم و خرامان خرامان رفتیم باغ فلانی و تا شب عشگ و حال(تاب بازی) خوشمزه ترین هلو های دنیا بودن🙁
منِ‌من
شب تولد الناز بود، من ساعت سه از مدرسه رسیدم خونه، افسردگی سگی، با یه نفر دعوام شده بود پریود هم بودم دیشبش هم نخوابیدم بودم عین بغض یاکریم نشسته بودم رو مبلشون =) این بچه هی دست میزد آهنگ میزاشت منو بگو انگار برام روضه میخوندن، فقط میخواستم بزنم زیر گریه. تولد بچه رو زهر کردم خلاصه🙁 البته بچه سرحالم آورد آخرش باهم پیتزا پختیم و پیتزا بر هر دردی دواست
منِ‌من
اینجا جنگ بود، میترسیدیم ولی خنده دار بود که انقدر همه چیز یهوییه، اینترنتا قطع بود ماهم رفتیم از روبیکا عشق ابدی دیدیم "جاجشون"کردیم که غیبت نکنیم🙁
خب دیگه قصه بسه فردا یا میام بقیشو تعریف میکنم یا شب بخیر
هدایت شده از قِید
نمیدونم زندگی همیشه توی بهمن و اسفند خیلی سخت میشه ولی این دفعه دیگه طاقت فرساست