هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ای اهل عراق، او را سخت در آغوش بگیرید. تابوت او را چون تابوت شیوخ و ریشسپیدان نجف، از میان بازاری که گنبد طلایی حرم در انتهای آن پیداست عبور دهید. او را در صحنهای مطهر طواف دهید و پیکر خستهاش را به ضریح مولایش بچسبانید. ای اهل عراق، فرشهای سرخ عاشورا را در بینالحرمین پهن کنید. نوحههای پرشور سر دهید، برایش یزله بخوانید و پای بکوبید. ای جوانان عراق تابوت او را درمیان بگیرید، بسیار به سر زنید و از سراشیبی بابالقبله واردش کنید. ای زنان بنیاسد، دوباره خاک بر سر بریزید و جای دخترانش، جای عروسش و جای زنان طایفهاش ناخن به چهره کشید. راستی روضهخوانهایتان تا بحال برای او روضه نخواندهاند. بگویید ما عمری مراعاتش را کرده و فقط روضههای سربسته برایش گفتیم. مراقب او باشید. این پیکر چاکچاک که امروز درمیان شما به امانت است، عزیزقلب امتی داغدیده است. این بخشی از وجود ما، این همه وجود ماست که شبی به شما امانت سپردهایم. ما او را چهلسال در خاک خود نگهداشتیم. حالا امشبی را میهمان شماست. جان شما و جان سیدعلی. اینک از او استقبال کنید که او شبهای بسیار عمرش را در فراق سرزمین عراق گریسته و حالا خود، تن بیجانش را به کنج حرم کشانده. او کربلایی سیدعلی خامنهای است!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110