5146621112385085184_57665541168886.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 خانم نبی پور 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
*سحر چهارم* : *یا لطیف*
"به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
سحر چهارم رسید
و من باز نام تو را در دل دعا صدا زدم…
ای که به «یا لطیفُ» جوشن شبیهی،
و به «یا جمیلُ»ش دلآرا…
امروز را با یاد تو آغاز میکنم،
با دلی که میخواهد
مثل دعای سحر
آرام آرام به نور برسد.
ای مهربانِ بیتکرار،
در این سحر،
خدا را به لطافت نگاهت قسم میدهم
که روزت پر از روشنی باشد
و دلت قرین آرامش.
اگر گفتند سحر چیست؟
میگویم:
لحظهایست که نام تو
در دعای من جاری میشود…
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk
2035708472805760768_4925671730203.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 خانم حدیث آیین پرست 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
*سحر پنجم: حضور دل*
" ازدست برده بود خمار غمم سحر
دولت مساعد آمد و می در پیاله بود"
سحر پنجم آمد
با عطری از دعا
و نوری که از نام تو عبور میکرد…
ای که به «یا نورُ یا قدّوسُ» جوشن میمانی،
دل را با حضورت وضو میدهم
و روز را با یاد تو آغاز میکنم.
امروز
دلم میخواهد مثل دعای سحر
ساده و بیریا دوستت بدارد،
و مثل آسمانِ وقت اذان
وسعت داشته باشد برای مهربانی.
در این سحر پنجم
خدا را به «یا رحمنُ یا رحیمُ» قسم میدهم
که راهت روشن باشد،
لبخندت بیدلیل
و دلت آرامتر از همیشه.
اگر پرسیدند سحر یعنی چه؟
میگویم:
وقتی نام تو
در میان ذکر خدا جا میگیرد…
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk
2502379755803320065_21938773820745.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 خانم محیا فلاحی 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
*سحر ششم: آب حیات*
دوش وقتِ سَحَر از غُصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند
این بیت را که میخوانم،
احساس میکنم سحر
نه ساعت است
نه زمان؛
یک دستِ پنهان است
که از دلِ شب
مرا بیرون میکشد.
سحر ششم
مثل جرعهای نور
بر لبهای خستهی دلم نشست.
گویی خدا
در تاریکیِ اندوهم
چراغی روشن کرد
و گفت:
هنوز میشود دوباره زنده شد.
امروز
دلم شبیه کسی است
که از شبِ طولانی عبور کرده
و هنوز طعمِ «آبِ حیات»
زیر زبانش مانده…
ای که در سحر
غصهها را آرام میبری،
مرا هم
در شمارِ نجاتیافتگان بنویس.
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk