-5101196643711312126_52719156606763.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 آقای محمد یاسین فلاحی 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
*سحر هجدهم: بزم مدام*
مهربانم،
سحر هجدهم با نغمهای نرم و دلنشین آمد،
و دلِ خسته را به یاد بزمهای پرنور عشق فرا میخواند.
در میان همین حس و حال عاشقانه، این بیت مولوی در جانم میدرخشد:
به ماه روزه جهودانه می مخور تو به شب
بیا به بزم محمد مدام نوش مدام
چقدر زیباست این دعوت به استمرار عشق و حضور،
که نه محدود به زمان است و نه به مکان؛
بلکه دل را به سروری بیپایان میرساند،
و هر جرعه، هر نگاه، هر نفس، یادآور حضور توست.
ای که «یا ودودُ یا لطیف» هستی،
ای که جانهای عاشق را بیصدا و بیمنت سیراب میکنی،
در این سحر به من بیاموز
چگونه هر لحظه، دل را در بزم تو تازه نگه دارم
و با عشق مدام، زندگی کنم.
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk
-5503846371773374718_14623657675670.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 خانم مینا زارعی 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️
هدایت شده از S.khalifeh
«از این دانش آموزان کلاس دومی میناب فقط سه نفر زنده موندند»
«به دخترکان معصوم شجره ی طیبه ی میناب »
گفته بودم بیا برای خرید
ظهر شنبه به وقت تعطیلی
ناگهان بمب سمت مدرسه بود
باز آغازِ جنگ ِتحمیلی
نازنین دختران مینابی
دسته دسته شدند پرپر آه!
پر گشودند تا حریم خدا
خونشان روی کیف و دفتر آه!
کوی بازار منتظر بودم
تا ببینی لباس گُلداری
دخترم دیر شد کجا ماندی !
شهر شد پهنه ی عزاداری
نقش لبخند بر لبانت بود
آمدی ناگهان به دلداری
در خیالات من به تن داری
رخت پولک ، لباس گُلداری
نازنین دخترم مبارک باد
قد و بالات را بنازم من
از فرشته، فرشته تر بودی
بی تو اما بگو چه سازم من؟
گفته بودی چقدر می چسبد
وقت ِافطار وقتِ راز و نیاز
در هوای بهاری بندر
در تراسی قشنگ حالِ نماز
روزه ات شد قبول حق مادر
بر سر سفره در بهشتی تو
در کلاس بهشت با تجلیل
مشق ایثار را نوشتی تو
یک صد و شصت و هشت مروارید
گر چه دشمن ربود از میناب
مام میهن شهید پرور بود
یک به یک ناب تر ز گوهر ناب
آخرین بوسه از لبانت را
توی تابوت کوچکت چیدن
آه زهرا عزیزکِ نازم
وقت داری برای خوابیدن
گفته بودی به من صدات کنم
دخترم پا نمی شوی ؟سحر است
هر چه را دوست داری آوردم
مادرت بی تو آه در به در است
✍#سارا_خلیفه
# غنچه های پر پر
#دانش آموزان معصوم مدرسه ی شجره ی طیبه
#میناب
*سحر نوزدهم: ضربهی وصال*
مهربانم،
سحرگاهان نوزدهم، پر از سکوتی سنگین است؛
حس غم و درد در جانِ جهان پیچیده و دلها، بیصدا خون دل میخورند.
در میان همین سکوت، این بیت شهریار در دلم طنین میاندازد:
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من،
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
چه تلخ است عشق و وفاداری
که با ضربهای ناگهانی،
دل را در خود فرو میبرد،
و سحرگاه، تنها امید به صبر و مدارا میماند.
امشب، دل من در غمِ آن ضربه میلرزد،
اما یاد میگیرد که در اندوه هم میتوان عاشق ماند،
و با اشک و ذکر، راه وصال را جست.
ا «یا صبورُ یا جبار»
ای که دلهای سوخته را با مهربانی نگاهت آرام میکنی،
در این سحر
به من بیاموز
چگونه با قلبی محزون اما عاشق،
ادامه دهم و هیچ وفایی را فراموش نکنم.
انجمن ادبی آستان مهر شاهچراغ ع
را دنبال کنید:
ایتا
https://eitaa.com/mansoorehttaheri
تلگرام
https://t.me/+VOps7B2VC5lhC-BO
واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/IEPTI3nvspYBST0t6R0usu?mode=ac_t
بله:
ble.ir/join/YmYxNWY5OD
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/astanmehr_official?igsh=MTZyM3BzejdkZ2Zk
2455592512998612736_76127447824917.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
سحر نوشت 💙
✍ خلیل شفیعی 💚
🎤 خانم محیا فلاحی 🤍
رمضان ۱۴۰۴❄️