هدایت شده از نشر آثار استاد امیری
22.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تحلیل سیاسی
استاد امیرعلی حیدر-امیری
🔹نکاتی کلیدی، در خصوص گران سازی نرخ سوم بنزین.
🔹عمّار ایران، گران سازان و لیبرال ها را به توپ بست.
🔹 اولین باره این طور افشاگری را میشنوم!
https://aparat.com/v/coal776
#استاد_امیری_عمّار_ایران
📚نشر آثار استاد امیری
@aasarostad
@aasarostad
📣تحلیل های صوتی تصویری و نوشتاری روزانه #استاد_امیری را در اینجا دریافت کنید
هدایت شده از نشر آثار استاد امیری
اخطارایران به نفتکشهادرخلیجفارساستاد امیری-عمّار ایران.mp3
زمان:
حجم:
19.7M
تحلیل سیاسی
استاد امیرعلی حیدر-امیری
۵۰دقیقه بامداد ۱۸ شهریور ماه ۱۴۰۵
🔹اخطار شدیداللحن ایران به نفتکشهای مستقر در لنگرگاه ها و بنادر کویت و بحرین
🔹 شلیک های دقیق در دقایق آینده، به نفتکشها، پایگاهها و ناوهای آمریکایی
🔹 دستور آتش هدفمند به کلیه نیروهای مسلح ج.ا.ایران در میدان های عملیاتی، به داشته های منقول و غیرمنقول آمریکا و میزبانان آمریکا در منطقه، بدون مماشات و مصلحت اندیشی
#استاد_امیری_عمّار_ایران
📚نشر آثار استاد امیری
@aasarostad
@aasarostad
📣تحلیل های صوتی تصویری و نوشتاری روزانه #استاد_امیری را در اینجا دریافت کنید
هدایت شده از نشر آثار استاد امیری
استاد امیری: دشمن را نقره داغ، تنبیه و مجازات کردیم
در پاسخ به حمله به ۵ نفتکش ایرانی! ۲۰ شناور مختلف، از ناوشکن، نفتکش تا کشتی های تجاری هدف قرار گرفتند!
ایران ۴ برابر تلافی کرد.
حالا دشمن آمریکایی اگر میتواند بازی را ادامه دهد!
ایران، معادله گوش در برابر سر را، در دستور کار قرار داده است.
این قصه سر دراز دارد.
https://virasty.com/Amiraliheidar_Amiri/1788922794606104075
.
#استاد_امیری_عمّار_ایران
📚نشر آثار استاد امیری
@aasarostad
@aasarostad
📣تحلیل های صوتی تصویری و نوشتاری روزانه #استاد_امیری را در اینجا دریافت کنید
هدایت شده از نشر آثار استاد امیری
پیام اقتدارملت ایران به جهانیاناستاد امیری-رادیو ایلام.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
مصاحبه استاد امیری-رادیو ایلام
برنامه زنده گفتگوی هفته
۱۸شهریورماه ۱۴۰۵
🔹پیام اقتدار ملت ایران به جهانیان
.
#استاد_امیری_عمّار_ایران
📚نشر آثار استاد امیری
@aasarostad
@aasarostad
📣تحلیل های صوتی تصویری و نوشتاری روزانه #استاد_امیری را در اینجا دریافت کنید
...ظهر از اداره که برگشتم خونه
همسرم گفت: برو لباساتو عوض کن و یکم استراحت کن تا غذا آماده بشه.
گفتم چشم شما امر بفرما.
رفتم داخل اتاق لباسمو عوض کردمو خوابیدم
وقتی بیدار شدم از پنجره به بیرون نگاه کردم
آفتاب غروب کرده بود
تعجب کردم
از اتاق بیرون رفتم و وارد آشپزخونه شدم
همـسرم مشغول چیدن سفره بود
کنارش نشستم و گفتم: چرا من اینقدر امروز خوابیدم حالا غذا چی داریم؟
این ناهاره یا شامه ؟؟
اما هیچ جوابی نداد و دوباره پرسیدم
باز هم سکوت.
تعجب کرده بودم
توی تمام سال های زندگی مشترکمون هیچ وقت این طوری منو نادیده نگرفته بود
درست همون لحظه... دختر بزرگم وارد آشپزخونه شد
ازش خواستم یه لیوان آب برام بیاره؛
اما اون هم انگار نه انگار که من اونجام...
یعنی چه !!! چه خطایی از من سر زده اینا جوابمو نمیدن ؟؟
اومدم بپرسم چیزی شده که...
همسرم به دخترم گفت برو باباتو صدا کن خیلی خوابیده!!!!!!!!
خشگم زد😕
ترس تمام وجودمو فرا گرفت.
باصدای بلند گفتم: یعنی چه ؟ من که اینجام من که اینجا نشستم
اما دخترم بی توجه به من رفت به سمت اتاق.
چند لحظه بعد با چهرهای وحشت زده برگشت و گفت: مامان... مامان ... بابا رو هر چی صدا میزنم جواب نمیده
همسرم با اضطراب به سمت اتاق دوید!
من هم پشت سرش رفتم.
چیزی که روی تخت دیدم نفسم رو بند آورد...
روی تخت مردی خوابیده بود دقیقا شبیه خودم: همون چهره؛ همون لباس
همسرم هر کاری کرد اون مرد بیدار نشد.
دخترم شروع کرد به گریه و زاری و جیغ زدن و من فریاد میزدم من زنده ام.. من اینجام...
اما هیچکس صدای منو نمیشنید!
کم کم خونه پر شد از همسایه ها و فک و فامیل و صدای گریه و شیون،
مامانم
زنم
بچه هام
خواهرام
همه و همه و همه
دور اون بدن بی جون جمع شدن
همه چی خیلی سریع جلو رفت.
آمبولانس، پزشک قانونی و سرد خونه و فردا صبح غسالخونه ، غسل.. کفن... نماز میت
وقتی منو برای نماز میت بردن، جمعیت ایستاده بودن و هرچقدر فریاد میزدم هیچکس حتی نگاهم نمیکرد.
به تابوت نزدیک شدم و...صورت اون مرد رو نگاه کردم
ناگهان چشماشو باز کرد و بهم گفت من دیگه به تو تعلق ندارم
من سهم خاکم
تو حتی دیگه اسم هم نداری
میبینی همه تو رو میت صدا میزنند.
بعد ادامه داد
سال ها همراهت بودم ولی حالا باید به خاک برگردم.
همون لحظه.... تمام توانم از بین رفت... دیگه نمیتونستم حرکت کنم فقط صدای خاک رو میشنیدم که روی من میریختند و تاریکی مطلق و سکوت وهم انگیز.
ترس تمام وجودمو گرفته بود؛ با تمام توان صدا زدم: خدایا ، خدایا فقط یه فرصت دیگه بهم بده تا جبران کنم
اما هیچ صدایی نمیومد
..... تا اینکه ناگهان صدای آرومی کنار گوشم گفت: بابا... بابا.. بیدار شو.. غذاحاضره.
چشامو باز کردم
دخترم کنارم ایستاده بود و...
محکم بغلش کردم
دخترم گفت: بابا چی شده؟ چرا اینقدر عرق کردی؟
چیزی بهش نگفتم.. فقط با خودم فکر میکردم...
هـــنور فـــرصت هــست
فرصــت برای بهتر شدن...
فرصت برای خوب بودن...
فرصت برای مهربونتر بودن...
اون لحظه فقط یک جمله توی ذهنم میچرخید...
~خـــیلی از مـــا تــا وقــتی فــرصت داریــم
زنــدگی رو عــقب میــندازیم~
امــا حــقیقت اینــه...
برای آدم شدن
برای بنده خدا شدن
برای یار امام زمان شدن
برای گــفتن دوستت دارم...
برای بخشیدن؛
برای جــبران
برای مهربون تر بودن:
هیچـوقت زمان بهتری از امـروز وجود نداره
قدر امروز رو بدونیم که
خیلی زود دیر میشه، خیلی زود.
👇 شگفتیهای مُردن👇
👇چطور میشود زنده شد؟👇
👇مرگ،جانکندن و مُردن چیست؟👇
👇هر آنچه از مرگ و آدابش باید بدانید 👇
👇در کانال به سوالاتتان جواب میدهیم👇
.
🌐 زندگی پس از مرگ
✅ @marg313
🚨 طنز تلخ
دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسیار قدیمى همدیگر بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او می رفت. یک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بده که آیا در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد یا نه؟
بهمن گفت: خسرو جان، تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر می دهم.
چند روز بعد بهمن از دنیا رفت. یک شب، نیمههاى شب، خسرو با صدایى از خواب پرید. یک شیئ نورانى چشمکزن را دید که نام او را صدا میزد: خسرو! خسرو! ...
خسرو گفت: تو کی هستی؟
- منم، بهمن.
- مگه میشه تو بهمن باشی، بهمن مُرده.
- باور کن من خود بهمنم.
- تو الان کجایی؟
بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر #خوب و یک خبر #بد برایت دارم.
خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو!
بهمن گفت: اول این که در بهشت هم فوتبال برقرار است و از آن بهتر این که تمام دوستان و هم تیمیهایمان که مردهاند نیز اینجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اینجاست.
و باز هم از آن بهتر این که همهی ما دوباره جوان شدیم و هوا هم همیشه بهاری است و از برف و باران خبرى نیست. از همه بهتر این که میتوانیم هر چقدر دلمان خواست فوتبال بازى کنیم به طوری که هرگز خسته نمیشویم. در حین بازى هم هیچکس آسیب نمیبیند!
خسرو گفت: عالیه! حتى خوابش را هم نمیدیدم!
👈 راستى آن خبر بدى که گفتى چیه؟
بهمن گفت: خبر بد اینکه مربّیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى لیست تیم گذاشته.😁
🔰 پ.ن: بله دوستان عزیز. سفر آخرت سفر حتمی برای همهی ماست. دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره. همین الان که همهی ما داریم این متن رو میخونیم هرکداممان زمان مرگ و اجلمان در دفتر و لوح خدا مشخص و تعیین شده است. اگر همیشه فرض کنیم که امروز آخرین روز عمرمان است و اسم ما را مربی عالم هستی یعنی خدا در لیست فرشتهی مرگ نوشته است باور کنید خیلی لطیفتر و مهربانتر زندگی خواهیم کرد و از خیلی چیزها راحت میگذریم.
💠 بیجهت نیست که در احادیث آماده است هر موقع نماز میخوانیم طوری نماز بخوانیم که گویا آخرین نماز و نماز وداع است.
🌐 زندگی پس از مرگ
✅ @marg313
هدایت شده از زندگی پس از مرگ
...ظهر از اداره که برگشتم خونه
همسرم گفت: برو لباساتو عوض کن و یکم استراحت کن تا غذا آماده بشه.
گفتم چشم شما امر بفرما.
رفتم داخل اتاق لباسمو عوض کردمو خوابیدم
وقتی بیدار شدم از پنجره به بیرون نگاه کردم
آفتاب غروب کرده بود
تعجب کردم
از اتاق بیرون رفتم و وارد آشپزخونه شدم
همـسرم مشغول چیدن سفره بود
کنارش نشستم و گفتم: چرا من اینقدر امروز خوابیدم حالا غذا چی داریم؟
این ناهاره یا شامه ؟؟
اما هیچ جوابی نداد و دوباره پرسیدم
باز هم سکوت.
تعجب کرده بودم
توی تمام سال های زندگی مشترکمون هیچ وقت این طوری منو نادیده نگرفته بود
درست همون لحظه... دختر بزرگم وارد آشپزخونه شد
ازش خواستم یه لیوان آب برام بیاره؛
اما اون هم انگار نه انگار که من اونجام...
یعنی چه !!! چه خطایی از من سر زده اینا جوابمو نمیدن ؟؟
اومدم بپرسم چیزی شده که...
همسرم به دخترم گفت برو باباتو صدا کن خیلی خوابیده!!!!!!!!
خشگم زد😕
ترس تمام وجودمو فرا گرفت.
باصدای بلند گفتم: یعنی چه ؟ من که اینجام من که اینجا نشستم
اما دخترم بی توجه به من رفت به سمت اتاق.
چند لحظه بعد با چهرهای وحشت زده برگشت و گفت: مامان... مامان ... بابا رو هر چی صدا میزنم جواب نمیده
همسرم با اضطراب به سمت اتاق دوید!
من هم پشت سرش رفتم.
چیزی که روی تخت دیدم نفسم رو بند آورد...
روی تخت مردی خوابیده بود دقیقا شبیه خودم: همون چهره؛ همون لباس
همسرم هر کاری کرد اون مرد بیدار نشد.
دخترم شروع کرد به گریه و زاری و جیغ زدن و من فریاد میزدم من زنده ام.. من اینجام...
اما هیچکس صدای منو نمیشنید!
کم کم خونه پر شد از همسایه ها و فک و فامیل و صدای گریه و شیون،
مامانم
زنم
بچه هام
خواهرام
همه و همه و همه
دور اون بدن بی جون جمع شدن
همه چی خیلی سریع جلو رفت.
آمبولانس، پزشک قانونی و سرد خونه و فردا صبح غسالخونه ، غسل.. کفن... نماز میت
وقتی منو برای نماز میت بردن، جمعیت ایستاده بودن و هرچقدر فریاد میزدم هیچکس حتی نگاهم نمیکرد.
به تابوت نزدیک شدم و...صورت اون مرد رو نگاه کردم
ناگهان چشماشو باز کرد و بهم گفت من دیگه به تو تعلق ندارم
من سهم خاکم
تو حتی دیگه اسم هم نداری
میبینی همه تو رو میت صدا میزنند.
بعد ادامه داد
سال ها همراهت بودم ولی حالا باید به خاک برگردم.
همون لحظه.... تمام توانم از بین رفت... دیگه نمیتونستم حرکت کنم فقط صدای خاک رو میشنیدم که روی من میریختند و تاریکی مطلق و سکوت وهم انگیز.
ترس تمام وجودمو گرفته بود؛ با تمام توان صدا زدم: خدایا ، خدایا فقط یه فرصت دیگه بهم بده تا جبران کنم
اما هیچ صدایی نمیومد
..... تا اینکه ناگهان صدای آرومی کنار گوشم گفت: بابا... بابا.. بیدار شو.. غذاحاضره.
چشامو باز کردم
دخترم کنارم ایستاده بود و...
محکم بغلش کردم
دخترم گفت: بابا چی شده؟ چرا اینقدر عرق کردی؟
چیزی بهش نگفتم.. فقط با خودم فکر میکردم...
هـــنور فـــرصت هــست
فرصــت برای بهتر شدن...
فرصت برای خوب بودن...
فرصت برای مهربونتر بودن...
اون لحظه فقط یک جمله توی ذهنم میچرخید...
~خـــیلی از مـــا تــا وقــتی فــرصت داریــم
زنــدگی رو عــقب میــندازیم~
امــا حــقیقت اینــه...
برای آدم شدن
برای بنده خدا شدن
برای یار امام زمان شدن
برای گــفتن دوستت دارم...
برای بخشیدن؛
برای جــبران
برای مهربون تر بودن:
هیچـوقت زمان بهتری از امـروز وجود نداره
قدر امروز رو بدونیم که
خیلی زود دیر میشه، خیلی زود.
👇 شگفتیهای مُردن👇
👇چطور میشود زنده شد؟👇
👇مرگ،جانکندن و مُردن چیست؟👇
👇هر آنچه از مرگ و آدابش باید بدانید 👇
👇در کانال به سوالاتتان جواب میدهیم👇
.
🌐 زندگی پس از مرگ
✅ @marg313
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جان دادن چگونه است؟ آیا سخت و وحشتناک است؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇 شگفتیهای مُردن👇
👇چطور میشود زنده شد؟👇
👇مرگ،جانکندن و مُردن چیست؟👇
👇هر آنچه از مرگ و آدابش باید بدانید 👇
👇در کانال به سوالاتتان جواب میدهیم👇
.
🌐 زندگی پس از مرگ
✅ @marg313
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا خدا بعضیها را فقیر میکند؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇 شگفتیهای مُردن👇
👇چطور میشود زنده شد؟👇
👇مرگ،جانکندن و مُردن چیست؟👇
👇هر آنچه از مرگ و آدابش باید بدانید 👇
👇در کانال به سوالاتتان جواب میدهیم👇
.
🌐 زندگی پس از مرگ
✅ @marg313
هدایت شده از قرارگاه رفع شبهات و ابهامات مجازی و شناخت فتنه ها
زگیل چهارمین ویروس خطرناک دنیاست که علاوه بر خودت به اطرافیانت هم منتقل میشه. نه لیزر، نه فریز و حتی قرص راه درمانش نیست.🥲
⭕ درمان قطعی و ریشه ای بیماریهای:😀
1️⃣ زگیل 🦠 2️⃣ تبخال🦠 3⃣ناباروری🤰
✅ زیر نظر سازمان غذا و دارو
✅ بیش از صدها رضایت درمان و آزمایش منفی
⚕️ آیدی آقای معصومی :
@Masumi_Amir
👨⚕️
🇮🇷 لینک کانال :
@clinicmasumi
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥معجزه ی دعای پدر و مادر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇 شگفتیهای مُردن👇
👇چطور میشود زنده شد؟👇
👇مرگ،جانکندن و مُردن چیست؟👇
👇هر آنچه از مرگ و آدابش باید بدانید 👇
👇در کانال به سوالاتتان جواب میدهیم👇
.
🌐 زندگی پس از مرگ
✅ @marg313