حالا درسته از امتحان فلسفه گذشته، ولی ملاصدرا میگفت اصالتِ وجود؛ چون وقتی ماهیت آتش رو تو ذهنت تصور میکنی، ذهنت نمیسوزه و داغ نمیشه. تنها در صورتی آتش گرما داره که در خارج وجود داشته باشه.
اما سوال من اینه؛ موقع ساختنِ یک لیوان، اول ماهیت اون لیوان رو تو ذهنت تصور میکنی و بعد میسازیش و درواقع بهش وجود میدی. اصالت وجود؟ یا اصالت ماهیت؟
دو هفته دیگه کنکوره و من تو مبانی های از پیش تعیین شدم شک کردم و الان هیچ تصور و ذهنیتی که چه رشته ای میخوام برم، ندارم.
کاش مجموع آدم های کره زمین، از این موضوع که چه چیزی برای زن بهتره و چه چیزی به فطرت و طبیعتش نمیخوره، بکشن بیرون. هرکس هرکاری بخواد میکنه، به چه علمی میاید محدود میکنید آدما رو اونم فقط به صرف جنسیتشون؟
زن به خاطر اینکه ذاتا احساسیه نمیتونه بره رشته حقوق. ببخشید، پس مرد هم به خاطر فطرت زمخت و منطقیش نمیتونه در رشته روانشناسی تحصیل کنه، چون توانایی همدردی نداره. یا چرا آشپزی کنه؟
فرهنگیان و معلمی، بهترین شغل برای زنه چون محیطش امنه و ساعات کاریش کمه و میتونه به کارهای خونه هم رسیدگی کنه. از این جمله متنفرم. از فرهنگیان متنفرم. بس کنید.