حالم از سیستم آموزشی و نگاه های زشتی که به وجود اومده و تویی که داری به این نگاه ها و تفکرات بیشتر دامن میزنی، بهم میخوره.
صبح زود بیدار شدن خیلی تو روحیه تاثیر داره. اون روزایی که سحر خیزم، تا شب فعالم و حالم خوبه. برعکس، روزایی که تا ظهر میخوابم تا آخر هم خواب و بیحوصله و کسلم. حالا شما به این سحرخیزی یه پیادهروی هم اضافه کن ببین چه معجزهای میشه.*
این دوربین گوشی ماهم از اون زمانی که خریدیمش خیلی داغون شده. این نبود آرمان های ما
هدایت شده از اندوه پرست
هدایت شده از اندوه پرست
به قول النا نامه هام رو نگهدار. منی بین اونها مدفون شده که هرچقدر تلاش کردم برنگشت.
هدایت شده از Après tout
نمیدونم. شاید اشتباه از منه. ولی فعلاً اشتباه از طرفداران خوشخیال جمهوریاسلامیه. شرمنده اینقدر واضح میگم، ولی من نه پهلوی نه جمهوریاسلامی. حتی حد وسط هم نه. انشاالله یک حکومت سومی هم هست به اسم حکومت امام زمان و آمدن منجی بشر که اگر بهقول همکلاسیم افسانه باشه برای امید بشر، من بازهم بهش ایمان دارم. هیچ رنگ و رخی از امام زمان در جمهوری اسلامی و مسئولینش نمیبینم و سید مجتبی حسینیخامنهای به هیچ عنوان نائب امام زمان نیست.
میدونم ولی نمیدونم. میدونم که باید چیکار کنم ولی نمیدونم چرا انجام نمیدم. ما از اولش اینجوری برنامهریزی نکرده بودیم، از اولِ اولش قرار نبود اینجوری بگذره. قرار نبود همهچیز انقدر سرد باشه، قرار نبود همهچیز انقدر دلگیر باشه یا حتی قرار نبود همهچیز انقدر بیاهمیت باشه یا من بیاهمیت باشم. قرار بود جالب باشه ولی نبود. نگاه کردیم و دیدیم هی داریم غبطه میخوریم. غبطه. همش یه خوابه آقای معروفی، در واقعیت ما به چیز هیچکس نیستیم. آره -چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچ کس نیستم؟-
من موندم و هزاران هزار برگه های نوشته و نانوشته. هزاران پیام تایپ شده و نشده. هزاران کانال زده و نزده. کم کم دارم غرق میشم. داری چیکار میکنی با خودت؟
غمیغمناك.
این مدت کلا خیلی سرم شلوغه و درگیرم. درگیر درس نیستم ها، راستش نمیدونم درگیر چیام. فقط یه تمایل خیل
جدی اسمش چیه؟ هیچوقت نفهمیدم.