eitaa logo
مرقومات/علی ریاحی پور
2هزار دنبال‌کننده
646 عکس
683 ویدیو
63 فایل
دانش آموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران محقق و پژوهشگر انقلاب اسلامی 📲 ارتباط با ادمین ایتا: @Aliriahipoor
مشاهده در ایتا
دانلود
423_92364392198804.mp3
زمان: حجم: 36M
مروری اجمالی بر آنچه که بر سر ایران بزرگ از حدود ۳۰۰ سال پیش تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آمد. اقتدار امروز ایران بلاشک مدیون معماری معمار بزرگ امنیت ملی ایران یعنی آیت الله خامنه‌ای است. پ.ن: این ارائه رو چند شب قبل در جمع مخاطبین عزیز موکب فرهنگی هیأت محبان فاطمه زهرا اهواز ایراد کردم. @marghoomat
♻️ مگر اتفاق جدیدی رخ داده است؟ 🔹بعد از اعلام آتش بس و شروع دور جدیدی از مذاکرات با آمریکایی ها توسط شعام، بخشی از مردم و کارشناسان مبتنی بر تجربه تاریخی مذاکرات قبلی با آمریکایی ها و از طرفی غیرکارآمد دانستن ماهوی ابزاری به نام مذاکره‌ نقدهایی را متوجه‌ این تصميم کردند. نقدهای اصولی و استدلالی که عموما توسط جريان رسانه‌ ای حامی مذاکره با آمریکا با این جواب مواجهه می‌شد که زیاده گویی نکنید چرا که این مذاکرات با مجوز رهبری در حال برگزاری است. گزاره ای که اساسا محل بحث جریان انتقادی مذاکرات نبوده و نیست. این انگاره اظهر من الشمس بوده و هست که مطابق قانون مصوبات شعام باید به تایید رهبری برسد و اساسا امکان ندارد اتفاقی در این سطح در حال پیگیری توسط مسئولین باشد و ایشان از آن یا بی اطلاع باشند و یا مجوزی برای پیش برد این رویداد نداده باشند! 🔹حال سوالی که مطرح می‌شود آن است که اساسا مگر مقطع مذاکراتی بوده است که مذاکراتی بدون مجوز رهبری دنبال شده باشد؟ در تمام مقاطع مذاکرات، هم رهبری مطلع بوده اند و هم مجوز داده اند، اما آیا صدور مجوز توسط ایشان به معنای آن است که ما در مقاطع مختلف مذاکراتی توانسته ایم منافع ملی را تأمین کنيم؟ آيا در ماجرای قرارداد الجزایر که بر سر حل بحران گروگان های آمریکایی توسط بهزاد نبوی انجام شد، منافع ملی ما تأمین گشت؟ آیا کسی می‌تواند از نتيجه آن مذاکرات دفاع کند؟ مذاکراتی که با اطلاع امام در حال انجام بود! آیا مذاکرات منتهی به قبول قطعنامه ۵۹۸ به سرکردگی ظریف و ولایتی با اطلاع امام نبود؟ آیا ما در قطعنامه ۵۹۸ توانستيم حقوق ملت ایران مبتنی بر تعیین متجاوز و لزوم پرداخت غرامت را استیفا کنیم؟ آيا کسانی که همان ایام جز منتقدين متن قرارداد الجزایر و قطعنامه ۵۹۸ بودند را می‌توان ضد ولایت نامید؟ 🔹در دوران سازندگی، بعد از اولین مذاکرات بین ایران و آمریکا در قرارداد الجزایر، دومین مذاکرات بین دو کشور در ارتباط با ماجرای گروگان های آمریکایی در لبنان شکل گرفت. مذاکراتی که اینبار هم با اطلاع رهبری در حال انجام بود اما با شکست مواجهه شد، طرف ايرانی به تمام قول هایی که داده بود عمل کرد اما طرف آمریکایی در دوران ریاست‌جمهوری بوش پدر به هیچ کدام از وعده هایی که مطرح کرد عامل نشد! در این مصداق هم باز پیش بینی های منتقدین آن روز مذاکرات درست از آب درآمد. در دوران اصلاحات شاهد برگزاری مذاکرات پاریس، بروکسل و سعدآباد در سال‌های ۸۲ الی ۸۴ با مسئولیت حسن روحانی و جواد ظریف و با اطلاع و اجازه‌ رهبری بودیم. مذاکراتی که منتقدين جدی داشت. خروجی این مذاکرات هم مثل مذاکرات قبلی بود. به تعبیر حسن روحانی در نامه‌ به البرادعی؛ تقريبا هیچ. 🔹گل سرسبد مذاکرات بین ایران و آمریکا برجام است. مذاکراتی که باز هم با مجوز و اطلاع رهبری همراه بود اما ذره ای نتوانست منافع ملی را تأمین کند. نه تنها برجام باعث لغو تحريم ها و رفع تهدیدها نشد بلکه تحريم ها چند برابر افزایش یافت و تهدیداتی کشور در دوران پسا برجام به خود دید که در هیچ دوره ای نديده بود. در تمام دوران برجام منتقدين نکاتی را درباره ضعف های بزرگ متن برجام مطرح می‌کردند. در نهایت برجام به سند رسوایی جریان سازش تبديل شد و این همه در شرایطی بود که هم رهبری از مذاکرات مطلع و هم مجوز مذاکرات را صادر کرده بودند! آیا می‌توان گفت چون رهبری از مذاکرات مطلع بوده اند پس تمام نکاتی که منتقدين به درستی آن ايام بیان می‌داشتند و امروز حقانيت آن پیش بینی ها بر همگان ثابت شده است غلط بوده است‌؟ دوستانی که این روزها منتقدين مذاکره‌ را منکوب می‌کنند چگونه این معادله به ظاهر متناقض فهم کرده و چه پاسخی دارند؟ 🔹و در نهایت دو مذاکره اخیری که میان ما و طرف آمریکایی انجام شد که نتایجش مقابل چشمان ما قرار دارد. مذاکراتی که حاصلی نداشت جز دو جنگ تحمیلی علیه ملت ایران. مذاکراتی که این‌بار هم با مجوز رهبری انجام می‌شد و بنا بود آقایان با مذاکره‌ سایه جنگ را از سر کشور بردارند! در تمام دورانی که برخی با تحلیلی غلط در پی تنش زدایی با دشمن بودند باز هم منتقدين دلسوزی بودند که هشدار می‌دادند این مذاکرات تأمین کننده منافع ملی نخواهد بود و دقیقا همان شد که دلسوزان بارها فریاد زدند و هر بار با انواع و اقسام تخریب ها و فحاشی ها و برچسب‌ها مواجهه‌ شدند! 🔹حال امروز هم همان فرمول همیشگی پابرجاست و جریانی با مطرح کردن این گزاره بدیهی که مذاکرات با اطلاع و اجازه‌ رهبری انجام می‌شود در پی آن است که دهان منتقدين دلسوز و عموم مردم نگران را ببندد. این جریان به جای آنکه پاسخی منطقی به ابهامات و سوالات کارشناسی و دقیق منتقدين مذاکره با آمریکا بدهد، دنبال فرار رو به جلو بوده و در این تنگنای گفتمانی راهی جز این نمی‌بیند که پشت گزاره تکراری و فريبنده همه چی با رهبری هماهنگ است پنهان شود! @marghoomat
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ تصمیم‌گیری در بزنگاه‌های حساس با چه کسی است؟ ▪️از ترور شهید فخری‌زاده تا حمله به کنسولگری ایران در دمشق. ▪️از برجام تا ترور شهید سلیمانی. ▪️از همکاری ایران با آمریکا بعد از یازده سپتامبر تا وعده صادق ۱ و ۲. 🔺در همه‌ی این موقعیت‌ها این سوال شکل می‌گیرد که در حوادث امنیتی-نظامی چه کسی تصمیم آخر را می‌گیرد؟ 🔻زمان و مکان پاسخ به تهدیدات و خرابکاری‌ها را چه کسی مشخص می‌کند؟ ▪️آیا یک شخص به تنهایی تصمیم می‌گیرد یا یک جمع؟ ▪️رهبری تصمیم می‌گیرد یا ستاد کل؟ ▪️رئیس‌جمهور یا سپاه یا ارتش؟ ▪️این تصمیم در کجا گرفته می‌شود؟ 🔍برای فهمیدن پاسخ این سؤالات، این مستند کوتاه را ببینید و به دیگران هم نشان دهید. @marghoomat
⭕️ فرآیند تصمیم‌گیری در کشور آنقدرها هم پيچيده نیست! 🔹برخی از افراد دلسوز و نگران منافع ملی کشور فکر می‌کنند فرآیند تصمیم گیری در حاکمیت امری پيچيده و مبتنی بر متغیرهای غيرقابل فهم برای افکار عمومی است و معمولا در بزنگاه‌های مهم تصمیم گیری با این سوال مواجهه‌ می‌شوند که چرا حاکميت فلان تصمیم را گرفت؟ چگونه به این تصميم رسید؟ این تصميم که معلوم است هیچ فايده ای برای منافع ملی ندارد پس چرا فلان جايگاه مهم به آن تن داده یا همراه آن است؟ پاسخ به این سؤالات برای کسانی که اندکی از ساختار تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور اطلاع داشته‌ باشند و فرآیندهای اتخاذ یک تصمیم را بشناسند سخت و غامض نیست. 🔹افرادی که در کشور در جايگاه تصمیم گیری قرار دارند بر اساس دهها نظر کارشناسی مختلف به یک تصمیم می‌رسند. نظرات کارشناسی که بعضا ۱۸۰ درجه و برخی اوقات ۹۰ درجه و یا ۵۰ درجه و... با هم تفاوت های ماهوی یا تاکتیکی دارند. این امر اساسا مقوله‌ پيچيده ای نیست. کاملا طبیعی است که حول یک موضوع نظرات و تشخيص های کارشناسی مختلفی وجود داشته‌ باشد. مثلا درباره همین موضوع مذاکره، کارشناسانی هم در لباس اصولگرایی و هم در لباس اصلاح طلبی به جد از این ایده دفاع کرده اند و می‌کنند که ما پشت میز مذاکره با آمریکایی ها می‌توانیم منافع ملی را تأمین کنيم و در مقابل جریان کارشناسی دیگری قاطعانه معتقد است که از دل نشستن با آمریکایی ها هيچ چیزی نصیب ما نخواهد شد و اساسا راهبرد تنش زدایی غلط بوده و هست. حال می‌خواهید اسم مذاکره و تنش زدایی را نوعی مبارزه گذاشته و یا نوعی عقلانيت، تفاوتی در ماهيت ماجرا ایجاد نمی‌کند و فقط رنگ و لعاب قصه تغییر می‌کند. 🔹در اينجا مهم ترین جايگاه را نه نهادها و اشخاص تصمیم گیر بلکه افراد و مجموعه های تصمیم ساز دارند. نقطه‌ای که در آن تصميمی گرفته‌ می‌شود نشان دهنده‌ تفوق و پیروزی آن طیفی از کارشناسان تصمیم ساز است که آن نظر و تصميم را پخت و پز کرده اند. مجموعه‌ های تصمیم ساز در دوره های مختلف دارای قدرت های گوناگونی هستند. مهم ترین عامل در پیش رفتن و یا پیش نرفتن ايده های مجموعه های تصمیم ساز ترکیب هیأت حاکمه موجود در کشور است. در دوره های مختلف به واسطه آنکه چه کسانی و با چه عقبه های فکری و جریانی در مصادر امور قرار گرفته اند قدرت آن مجموعه‌ های تصمیم ساز هم کم و زیاد می‌شود. 🔹پر واضح است وقتی کسانی ترکیب هیأت حاکمه فعلی جمهوری اسلامی را شکل دهند که معتقد هستند مذاکره با آمریکا یک راه حل است و می‌توان به این راه حل امید داشت، نظرات لایه کارشناسی متمايل به این طیف چیرگی بیشتری پیدا می‌کند. در ماجرای برجام و یا همین مذاکرات اخیر در لایه کارشناسی و حتی حاکميتی مخالفین جدی وجود داشتند که معتقد بودند از دل مذاکره‌ با آمریکا منافع ملی ما نه تنها تأمین نشده بلکه حتما تالی فاسدهایی هم بر آن مترتب می‌شود. اما نظر این جریان کارشناسی چیرگی نداشت. چرا؟ چون هیات حاکمه فعلی و جريان اکثری کارگزاران فعلی کشور چنین باوری نداشتند و هنوز هم فکر می‌کنند مذاکره‌ با آمریکا یک راه حل است! البته تاريخ بارها قضاوت‌ کرده و این‌بار هم قضاوت کرد که سخن کدام نگاه کارشناسی واقع بينانه تر و دقیق تر بوده است‌! 🔹این قاعده از جايگاه رهبری هم مستثنی نبوده و نخواهد بود. ایشان هم مبتنی بر نظرات افراد و نهادهای تصمیم ساز مثل شورای عالی امنیت ملی تصميم می‌گیرند. نشانه مهم این قاعده خود را در مقاطع زمانی گوناگونی نشان می‌دهد که ما شاهد وجود ترکیب های مختلف در شعام بوده ایم که این ترکیب های مختلف منجر به تصمیماتی با تفاوت‌های ۱۸۰ درجه ای شده است. در روزگاری مثل دوران دولت های نهم و دهم و به واسطه ترکیب خاص آن مقطع شعام مثل دبیری سعید جلیلی و ریاست‌جمهوری احمدی نژاد یک دست فرمان در نوع نگاه ما به مذاکره با آمریکا و حفظ حقوق هسته ای کشور دنبال می‌شود و در روزگار‌ ديگری مثل دوران دبیری روحانی و ریاست‌جمهوری خاتمی و یا دوران ریاست‌جمهوری روحانی و دبیری شمخانی دست فرمان دیگری در ماجرای هسته‌ای دنبال می‌شود. دقیقا دو تصمیم مختلف در چند مقطع زمانی نزدیک به هم. در هر کدام از این تصمیم ها، هم رهبری نظام مطلع بوده اند و‌ هم موافقت لازم را داشته اند. 🔹نتیجه آنکه فرآیند تصمیم‌گیری در کشور را اینقدر فضایی و تخیلی تحلیل نکنيم و واقعيت ها و متغیرهای حاکم در تصمیم گیری که مهم ترین آن نقش هیأت حاکمه مستقر، کارگزاران نشسته بر مناصب و عقبه های کارشناسی و تصمیم ساز متصل به آنان هست را ببینیم. متاسفانه برخی افراد در تحلیل تصمیمات نظام دچار نوعی نگاه کاریکاتوری و سطحی از امر حکمرانی شده اند و هیچ توجه ای به کانسپت و موقعيت عمومی که در آن قرار دارند نداشته‌ و دچار فهمی موقعیتی از صحنه سیاسی شده اند. @marghoomat
♻️ مذاکره با آمریکا بن بست محض است! ⭕️ با توجه‌ به تحولات چند روز اخیر و امیدواری مجدد عده ای به مذاکره با آمریکا لازم است باری دیگر منطق گفتمانی رهبر شهید انقلاب در نفی مطلق تأمین منافع ملی از طريق مذاکره با آمریکا را که بارها توسط ایشان مطرح شده را بازخوانی کنیم. به جرأت می‌توان گفت یکی از صریح ترین و جامع ترین تحلیل های ايشان آخرین سخنرانی بود که معظم له به طور مستوفی و تفصیلی به بحث مذاکره پرداختند. در یکم مهرماه سال جاری در جامع‌ترین حالت ممکن زیان این تفکر و راهبرد از سوی ایشان تبیین شد. لذا بازخوانی این سخنان در موقف کنونی می‌تواند راهگشای بسیاری از اذهان باشد که در ادامه متن آن به صورت کامل ارائه می‌گردد. بخش اول 🔶 «و امّا موضوع دیگری که موضوع سوّم است: در اظهارات اهل سیاست، مسئله‌ی مذاکره‌ی با آمریکا زیاد مطرح میشود؛ نظرات مختلفی هم هست. گفتم بعضی‌ها این را مفید میدانند، لازم میدانند،‌ بعضی‌ها مضر میدانند، بعضی‌ها نظرات میانه‌تری دارند؛ حرفها مختلف است. من آنچه را تا حالا در این سالهای متمادی فهمیده‌ام، دیده‌ام، احساس کرده‌ام و تجربه کرده‌ام، به ملّت عزیزمان عرض میکنم. 🔷 خواهش میکنم مسئولین سیاسی و فعّالان سیاسی هم یک قدری تأمّل کنند، روی این حرفها فکر کنند، تأمّل کنند و قضاوت را بر اساس آگاهی و اطّلاع انجام بدهند. حرف من این است که در حال حاضر با وضعیّتی که وجود دارد ــ حالا ممکن است بیست سال دیگر،‌ سی سال دیگر وضعیّت دیگری وجود داشته باشد؛ با آن کاری نداریم ــ در وضع کنونی، مذاکره‌ی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایده‌ای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً. 🔶 ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکره‌ی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبران‌ناپذیر هستند؛ یک چنین زیانهایی هم دارد. من حالا اینها را شرح خواهم داد. امّا اینکه میگوییم به سود ما نیست، برای ما فایده‌ای ندارد، چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجه‌ی مذاکرات را معیّن کرده؛ یعنی اعلام کرده که مذاکره‌ای را قبول دارد و میخواهد مذاکره‌ای بکند که نتیجه‌ی آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّتهای هسته‌ای و غنی‌سازی در کشور ایران باشد. یعنی بنشینیم پشت میز مذاکره‌ی با آمریکا و نتیجه‌ی گفتگوهایی که با آنها خواهیم کرد، حرفی باشد که او گفته «باید انجام بگیرد»! این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است؛ بنشین مذاکره کن با یک طرفی که نتیجه‌ی آن مذاکره الزاماً باید همان چیزی باشد که او میخواهد، همان چیزی باشد که او میگوید! 🔷 این مذاکره است؟ طرف مقابل امروز این‌جوری حرف میزند، میگوید مذاکره کنیم و از مذاکره این دربیاید که ایران غنی‌سازی نداشته باشد! حالا این [فرد] غنی‌سازی را گفته، چند روز قبل از این، معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد! نه موشک دوربُرد؛ موشک میان‌بُرد هم نباید داشته باشد، موشک کوتاه‌بُرد هم نباید داشته باشد! یعنی ایران آن‌چنان دستش بسته و خالی باشد که اگر چنانچه به او تعرّض شد، حتّی به این پایگاه آمریکایی در عراق یا در فلان جا هم نتواند جوابی بدهد و پاسخی بدهد؛ معنای این حرف این است؛ مذاکره کنیم تا این نتیجه به وجود بیاید! خب این سود نیست؛ این مذاکره‌ای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همه‌اش به ضرر ما است؛ این نتیجه‌ی مذاکره است. 🔶 این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است. وقتی کسی با ایران اسلامی طرف است، این‌جور توقّعات، این‌جور اظهارات، ناشی از نشناختن ملّت ایران است، ناشی از نشناختن جمهوری اسلامی است، ناشی از این است که نمیداند فلسفه و مبنا و ممشای ایران اسلامی چیست؛‌ اینها را که نمیداند، این‌جوری حرف میزند؛ به قول ما مشهدی‌ها «این حرف از دهن گوینده‌اش بزرگ‌تر است» و این حرفی که بیایید مذاکره کنیم برای یک چنین چیزی، قابل اعتنا نیست. پس بنابراین برای ما سود ندارد. 🔷 و امّا ضرر؛ گفتم ضرر دارد. این مهم‌تر است؛ اینکه ضرر دارد، مهم‌تر است. طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران میکنیم، چه میکنیم؛ از این حرفها؛ یک خرده مبهم،‌ یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. @marghoomat
♻️ مذاکره با آمریکا بن بست محض است! بخش دوم 🔶 خب قبول چنین مذاکره‌ای نشانه‌ی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم،‌ میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.‌ 🔷 امروز میگویند اگر چنانچه غنی‌سازی داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ فردا میگویند اگر موشک داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛‌ بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم! مدام تهدید [هست] و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقب‌نشینی کنیم. یعنی قبول مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد،‌ هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند. بنابراین، وضع این‌جوری است. طرف مقابل هم البتّه حالا ممکن است بگوید من در مقابل این، فلان امتیاز را هم به شما میدهم! دروغ میگویند؛ آنچه میگویند. به عنوان امتیاز میدهیم، دروغ است. 🔸ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکایی‌ها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛ در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هسته‌ای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛ آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید میکردیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنی‌سازی‌اش را از بین ببریم؛ و چیزهای دیگر ــ آنها هم در مقابل تحریمها را بردارند و بعد از ده سال، پرونده‌ی ایران در آژانس هسته‌ای بین‌المللی به شکل عادّی دربیاید. 🔷 [البتّه] آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است،‌ چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، امّا به هر حال قبول کردند! «ده سال» همین‌ روزها تمام شد؛ آن ده سالی که بنا شده بود پرونده‌ی ایران در آژانس عادّی بشود، این روزها تمام شد. امروز شما ملاحظه کنید، نه‌تنها پرونده عادی نشده، بلکه مشکلات هسته‌ای کشور در شورای امنیّت، سازمان ملل و در هسته‌ای مضاعف شده، چند برابر هم شده! طرف این‌جوری است، قولش این است! ما همه‌ی کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت،‌ هیچ کدام از قولهایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او، به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامه‌ای را که مقرّر شده بود، اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد. 🔶 اگر چنانچه شما با طرف مقابل مذاکره کنید و آنچه را او میخواهد قبول کنید که خب، این تسلیم و ضعف کشور و نابود کردن شرف یک ملّت است؛‌ اگر تهدید او را که با تهدید دارد با شما حرف میزند، قبول کردید، این‌جوری است، اگر قبول نکردید میشوید مثل حالا که باز همان دعوا و همان [مسئله‌ها هست]. بنابراین مذاکره، مذاکره‌ی درستی نیست. تجربه‌ها را فراموش نکنیم، این تجربه‌ی ده سال گذشته را فراموش نکنیم. آن که محلّ کلام ما است، آمریکا است؛‌ حالا فعلاً با اروپا مسئله‌ای نمیخواهم مطرح کنم. 🔷 این طرف مقابل ما در همه‌چیز خُلف وعده میکند، در همه‌چیز دروغ میگوید، فریب اِعمال میکند؛ وقت و بی‌وقت تهدید نظامی میکند؛ اگر دستشان برسد، اشخاص را ترور میکنند، همچنان که سردار شهید ما را، شهید سلیمانی را ترور کردند؛ یا مراکز هسته‌ای را بمباران میکنند؛ اگر بتوانند از این کارها میکنند. طرف یک چنین وضعیّتی دارد؛ با این طرف نمیشود مذاکره کرد، نمیشود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد و حرف شنید و قرار گذاشت. 🔶 به نظر من مذاکره‌ی با آمریکا برای مسئله‌ی هسته‌ای و شاید برای مسائل دیگر، بن‌بست محض است؛ یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای اینها، بن‌بست محض است. فکر کنند، ببینند. البتّه برای او مفید است؛ این مذاکره برای آن رئیس‌جمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛ او در دنیا از این افتخارات میکند. امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایده‌ای برای ما ندارد.» @marghoomat
⭕️ تکلیف جنگ در کجا مشخص می‌شود؟ 🔹برخی از مدافعان مذاکره با آمریکا بیان می‌کنند که ما در مذاکره می‌توانیم علاوه‌ برآنکه منافع خود را تضمین کرده و دشمن را مجبور به قبول شروط خود کنیم، می‌توانیم وضعیت جنگ را هم تعیین تکلیف کنيم! انگاره ای بس کودکانه و غیرواقع بينانه. تجربه اتفاقات همین چند روز اخیر بار دیگر نشان داد که طرفداران مذاکره با آمریکا چقدر از واقعيت امر سیاسی دور و‌ پرت هستند و باز هم و برای چندمين بار به این مبتدیان سیاسی اثبات گشت که از طریق مذاکره نمی‌توان دشمن را از دشمنی اش منصرف و پشیمان کرد. وضعیت نهایی جنگ را فقط و فقط یک چیز مشخص می‌کند؛ قدرت معادله ساز. میدان مهم ترین عنصر در تعیین مختصات جنگ است. اگر توانستیم در جنگ قدرت خود را به نقطه تثبیت برسانیم و چنان درسی به طرف مقابل بدهیم که او در نظام محاسباتی اش دچار تغییر ذهنیت شود، این نقطه همان نقطه نهایی و تعیین کننده جنگ است که نه در پشت میزهای مذاکره‌ و وعده های دروغین که در صحنه واقعی معرکه تعيين و تکلیف می‌شود. 🔹این انگار غلط را برخی در دوران حیات مبارک امام عظیم الشان هم مطرح می‌کردند که با پاسخ و واکنش تاریخی امام مواجه شدند که سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد و نه در ميدان مذاکره‌ها؛ "رزمندگان عزیز و دلاور ما اعم از ارتش و سپاه و بسیج با تکیه بر ایمان و سلاح و امید به نصرت حق و با حمایت بی‌شائبه مردم، به نبرد و دفاع مقدس خود ادامه دهند و عزمها را جزم کنند و بر دشمن زبون بتازند و با همت خود افتخار نصرت و پیروزی را به ارمغان آورند که سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد، نه در میدان مذاکره‌ها. و به یاری خداوند و دعای خیر حضرت بقیه الله- ارواحنا فداه- حرف آخرمان را با صدامیان و جهانخواران در صحنه حماسه جهاد و شهادت می‌زنیم و از خداوند نیز صبر و مدد می‌طلبیم. خداوند یار و ناصر مجاهدان و رزمندگان ما باد." 🔹خروجی هشت سال مقاومت ملت ایران در جنگ تحمیلی اول تضمین امنیت ملی ایران برای چند دهه بود. چرا؟ چون آن‌چنان خوب و پشیمان‌کننده و بازدارنده جنگیدیم که طرف مقابل برای سالها به خود جرأت حمله به ایران را نداد. اساسا یکی از دلایلی که ما بعد از فتح خرمشهر به دستور امام جنگ را ادامه دادیم و به سمت تصرف سرزمینی عراق رفتیم همین نکته بود، ایجاد بازدارندگی، تنبیه متجاوز و پشیمان کردن آن. امروز هم همان قاعده حکم فرماست. اگر می‌خواهیم در وضعیت جهنمی نه جنگ و نه صلح نمانیم و به سمت یک امنیت پایدار و بازدارنده حرکت و آن را تأمین کنيم نیاز است جنگ را در نقطه‌ ای به پایان برسانیم که این مهم حاصل شده و طرف مقابل‌ چیرگی و تحمیل خواسته های ایران به خودش را روی زمین حس کرده و آن را ناچارا بپذیرید. جز این راهی برای برون رفت از این وضعیت شکننده و متزلزل نخواهيم داشت. اتفاقی که در تنگه هرمز رقم زده ایم نمونه ای از تثبیت معادله قدرت و اعمال آن در میدان است و‌ نه در کاغذ ها و امضاهای بی اعتبار مذاکراتی. 🔹در این جنگ مردم و رزمندگان همه جوره پای کار جنگ بوده اند و امروز توپ در زمین مسئولین سیاسی است که کدام راه را انتخاب خواهند کرد. مردم بر مبنای آنچه از امام جمارانی خود آموخته اند خواهان آنند که مسئولین هرگز امان نامه کفر و‌شرک را امضا نکرده و جنگ را تا نقطه نهایی تثبیت معادله قدرت جمهوری اسلامی ادامه داده و نگذارند کشور در وضعیت نه جنگ و نه صلح منتظر جنگ بعدی باشد؛ "چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و‌‌ ‌‌شرک است. که اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند،‌‌ ‌‌اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی‌‌ ‌‌دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامۀ کفر و شرک را امضا نمی کنیم.‌" @marghoomat
⭕️ آیا پایان همه‌‌ جنگ ها با مذاکره است! 🔹در چند روز اخیر جریان طرفدار مذاکره با آمریکا بدیهیات تاریخ روابط بین‌الملل را هم زیر پا گذاشته و فکر می‌کند با مخاطبی احمق مواجهه است و می‌تواند برای توجیح راهبرد غلط مذاکره با آمریکا دست به هر تحريف تاریخی بزند. این جریات مدعی است که تمام جنگ ها در طول تاریخ با مذاکره‌ به اتمام رسيده است! ادعایی که نشان دهنده آن است که جریان طرفدار مذاکره با آمریکا امروز مصداق ضرب المثل معروف الغریق یتشبث بکل حشیش گشته است. 🔸اگر بخواهیم فقط مهم ترین جنگ های سه سده اخیر را مبنا قرار دهیم چرا که اساسا مدل پایان جنگ توام با توافق اتفاقی است که در چند سده گذشته بیشتر محل نظر بوده و قبل از آن عموما عنصر پایان دهنده‌ به جنگها استیلا یک طرف منازعه بر طرف دیگر بوده است‌؛ این قاعده مدنظر طرفداران‌ مذاکره‌ با آمریکا به لحاظ تاریخی مثال نقض های متعددی دارد مثل جنگ ویتنام، جنگ های خلیج فارس ۱ و ۲، جنگ افغانستان و جنگ ونزوئلا و... از طرفی دیگر اساسا جنگ‌ها یک عامل ضرور دارند برای دو طرف مثل جنگ در جريان روسیه با اوکراین که اگر اون عامل ضرور رفع نشود یا بشود مذاکره بی معنا است. 🔹نکته دیگر آنکه در اغلب جنگ های مهم دنیا که منجر به یک توافق شده اون جنگ به نفع یکطرف جنگ مغلوبه گشته و طرف دیگر کاملا تسلیم شده و شکست خورده است. مثل جنگ جهانی اول و دوم و جنگ کره و... البته جنگ کره توافقنامه آتش بس نوشته شد و نه مذاکرات مرسوم که دنبال امتیاز گرفتن باشند طرفین منازعه؛ که البته این قاعده حداقل درباره نسبت ما و آمریکا رخ نداده و فضا بین دو طرف تقریبا متوازن است. 🔸همه این واقعيت های تاريخی را در کنار این نکته مهم در نظر بگیریم که با طرفی مواجهه‌ هستيم که نسبت به آن و عملکردش در امر مذاکره یک تجربه‌ زیسته تاريخی سیاسی به قدمت ۴۰ ساله ای مقابل ما قرار دارد که بارها به این انگاره به اثبات رسیده است که ما با طرف آمریکایی هيچ گونه وجه اشتراک منافعی نداشته‌ ایم. مطابق اصول روابط بین‌الملل اشتراک منافع باعث تعامل و تولید فرصت و افتراق و تضاد منافع باعث تقابل و‌ تولید تهديد می‌شود. ما با آمریکایی ها امروز در این نقطه قرار داريم. @marghoomat
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ چند سال پیش توفیق شد به مناسبتی به همراه جمعی از دوستان خدمت نماينده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی برسیم. در آن جلسه دکتر جلیلی مثل کلاس درس پای تخته رفتند و درباره چند اصل مهم تحلیلی حاکم بر مناسبات روابط بین‌الملل توضیحاتی دادند. همین اصول بدیهی روابط بین‌الملل را اگر کسی مبنای تحلیل خود بگذارد بعید است هنوز هم امیدی به مذاکره با آمریکا داشته‌ باشد! مگر آنکه این بدیهیات را هم منکر شود! @marghoomat
⭕️ نبايد در تله وضعیت نه جنگ نه صلح افتاد! ◾️بدترین حالت ممکن که نه باعث امنیت و توسعه پایدار و نه باعث ثبات و پیشرفت فراگیر در تمامی حوزه ها می‌شود حالت و وضعیت نه جنگ نه صلح است. در وضعیت‌ اره نمی‌شود تصمیمات تعیین کننده و بزرگ اتخاذ کرد. موقعیت نه جنگ نه صلح موقعیتی فرسایشی، خسته کننده و بدون افق است. پایان دادن به جنگ به صورت موقت و نه دائمی هیچ سودی برای طرف ایرانی نخواهد داشت. طرف مقابل نباید به این جمع بندی برسد که می‌تواند هر آن موقع که بخواهد جنگی را آغاز و هر لحظه ای که تصميم بگیرد آن را به اتمام برساند. طرف مقابل‌ از روزهای آغازین جنگ اعلام کرده بود که این جنگ بین چهار تا شش هفته طول خواهد کشید، او دقیقا در هفته ششم جنگ را تمام کرد. ◾️چرا برخی سعی می‌کنند کشور را در انتظار نگه دارند؟ انتظار جنگ یا صلح! چرا برخی هنوز هم فکر می‌کنند می‌توانند از طریق مذاکره امنیت پایدار را تضمین کنند! رسیدن به نقطه پایان جنگ به صورت دائمی و نه موقت فقط با وارد کردن ضربات مهلک به طرف مقابل حاصل می‌شود. دو جنگ تحمیلی اخیر این انگاره را فروریخت که می‌توان با مذاکره تهدیدی را از ملت ایران رفع کرد، البته به شرط بیداری کسانی که خود را به خواب غفلت زده اند! ◾️وضعیت نه جنگ نه صلح ما را وارد دالان بی انتهای ابهام اقتصادی و ابهام اجتماعی می‌کند. نه سرمايه گذاری خارجی را می‌توان جذب کرد و نه می‌توان طرح های راهبردی اقتصادی را عملیاتی کرد. به لحاظ اجتماعی جامعه دچار نوعی شرطی سازی و بی افقی می‌شود که عنصر اجتماعی را از هرگونه تصمیم مهم برحذر می‌دارد. اقتصاد کشور مجددا دچار گره خوردگی با مذاکرات و‌اخبار شروع مجدد جنگ می‌شود. ادامه آتش بس فرصت دادن به دشمن است؛ بویژه اگر به تنظیمات کارخانه برگشته باشیم و آتش‌بس را با توهم امکان‌پذیری حل مسئله از طریق مذاکره حفظ کنیم. بدون تردید آتش‌بس و مذاکره برای طرف مقابل صرفا ابزار تحمیل خواسته‌ها و یا فرصت تنفس برای توطئه جدید است. ◾️مذاکرات اخیر پاکستان، مذاکرات کوتاهِ پیش از جنگ رمضان، مذاکرات پنج مرحله‌ای عمان قبل جنگ ۱۲ روزه و مذاکرات قاهره حول اسنپ بک‌ باقی موارد که لیست بلندی خواهد شد همه برای ایران بدون نتیجه بودند اند. به قول سیف آورده‌ی آن‌ها تقریبا هیچ بوده است! آخر هر مسیر مذاکره با غرب، تاکنون تنها بن بست بوده. سابقه دیپلماسی از گذشته تا به حال مثبت نبوده و فعلا هم دورنمایی برای مثبت شدن نتیجه‌ی مذاکره در آینده، دیده نمی‌شود. آیا وقت آن نرسیده که بفهمیم در سبک مذاکراتی آمریکا، نفع ایران هیچ جایگاهی ندارد؟ تاریخ چند بار باید تکرار شود تا ما بالاخره از دور باطل معطلی مذاکراتی با آمریکا خارج شویم؟ همان‌هایی که روزی‌ با مطرح کردن گزاره نیفتادن در تله تنش ما را وارد تنش بیشتر کردند امروز برای باری دیگر می‌خواهند کشور را با مذاکره و آتش بس به سمت تله نه جنگ نه صلح ببرند! @marghoomat
⭕️ آقايان بز اخفش می‌خواهند! 🔹يکی از شاگردان استاد سیبویه مردی بود به نام اخفش. با این که درس اخفش خوب بود و استادش هم او را دوست داشت اما کسی حاضر نبود دوست و هم کلام اخفش شود و ساعت ها با او درباره ی درس هر روزشان گفت و گو کند. چون اخفش آدم متفاوتی بود. اولا ظاهری زشت داشت و مهم تر از آن کسی را می خواست که شب و روز نشناسد و استراحت را کنار بگذارد و همیشه با او درباره ی درس بحث کند. اخفش با هر که دوست می شد دوستی اش ادامه پیدا نمی‌کرد. هرکس فقط می توانست چند روزی برنامه های درسی سنگین اخفش را تحمل کند. اخفش که می‌دید تنها شده و کسی را برای گفت و گو ندارد، فکر جالبی کرد. او بزغاله ای خرید و آن را طوری تربیت کرد که هر وقت اخفش حرف می زد، سرش را بالا یا پایین تکان دهد. 🔹صبح تا شب رو به روی بزش می نشست و درباره ی درسی که آن روز یاد گرفته بود، حرف می‌زد. بز تربیت شده هم یک جا سرش را بالا می‌گرفت و یک جا سرش را تکان می داد و پایین می انداخت. شاگردان دیگر به اخفش و بزش می خندیدند، اما اخفش از اینکه یک موجود زنده پیدا کرده که اعتراض نمی‌کند و حاضر است ساعت های زیادی به حرف های او گوش کند، راضی و خوشحال بود. اخفش با پشتکاری که داشت و با کمک بزی که هم درس او شده بود، توانست از بهترین شاگردان استاد سیبویه شود. از آن به بعد، به کسی که بدون فکر حرف های دیگران را تایید کند یا هر چه می شنود فقط سرش را تکان بدهد، می‌گویند "بز اخفش". 🔹باید ملاحظات را کنار گذاشت و صریح صحبت کرد. امروز در کشور با جریانی مواجهه هستيم که به اسم جهاد تبیین به دنبال تخدیر فضای اجتماعی است. جریانی که دوست دارد اراده های مردمی را تبديل به سياه لشگری نمایشی و پرچم به دست، تماشاچیانی نظاره گر و توده هایی صرفا هیجانی کند. مردمی که در صحنه اجتماعات صرفا تبدیل به عاملیت هایی شوند برای روشن کردن فلش گوشی هايشان و همراهی با برخی از مداحان و سخنرانانی که پشت تريبون ها قرار می‌گیرند. این جماعت مردمی را دوست دارند که نه اهل پرسیدن باشند و نه اهل توضیح خواستن! مردمی خموش و مطیع، مردمی بی تحلیل که اساسا حق متفاوت فکر کردن را ندارند و باید همان طوری اتفاقات را تحلیل کنند که آقایان مدعی همه چیز دانی تحلیل می‌کنند! مردمی که صرفا تکبیرگوی سخنان ما باشند بدون آنکه ذره ای فکر کنند برای چه حرفی تکبیر می‌گویند! 🔹این جریان که این روزها موافق مذاکره با آمریکا شده است مردم را صغیر دوست دارد، برای این صغارت پذیری سیاسی سال‌ها در حال تئوری باقی است. دقیقا مخالف نص بيانات و سيره سیاسی امامین، رهبران و اندیشمندان انقلاب اسلامی از خمینی و خامنه‌ای تا مطهری و بهشتی! عوام را چه به فهم پیچیدگی های سیاست! ما جای عوام می اندیشیم و هر چه بگوییم همان عین حقیقت است! این جریان‌ خطرناک دوست دارد اجتماعات مردمی را تبديل به نوعی فستيوال و کارناوال کرده و آن را تهی از معنا، مطالبه‌ و حرفهای جدی و سیاسی کند. طرفداران‌ مذاکره‌ با آمریکا به اسم وحدت در حال خفه کردن تمامی صداهایی هستند که دلسوزانه فریاد میزنند که ای آقایان، این ره که می‌روید به ترکستان است! صداهایی که حاضر نيستند با طرفداران گوساله سامری مذاکره وحدت کنند! 🔹مواجهه این جماعت دگم اندیش با مردمی که بیش از چهل روز است با تمام هستی خود در میدان حاضر شده اند حقیقتا مواجهه ای خود عاقل پندارانه و احمقانه‌ است. فکر کرده اند که ریختن آشغالها به زیر فرش مسائل حل می‌کند! مردمی که به فرموده رهبر شهید مبعوث شده اند و به بیان رهبر انقلاب در دوران فقدان رهبری خود رهبری را بدست گرفته بودند امروز توسط این جماعت متهم می‌شوند به منافق،خودتحقیر، تندرو و انواع و اقسام فحاشی های سیاسی! کمی خجالت کشیده و‌ از برج عاج ارباب رعیتی و صغیرپنداری مردم پایین بيايید! اندک بیان سوال و ابهامی را با برخورد های چکشی و تکفیری پاسخ می‌گویند و ذره ای شعور مواجهه‌ با افکار عمومی را ندارند! این جماعت طرفدار مذاکره با آمریکا به جای مواجهه‌ فکری و منطقی با پرسش های مردم صرفا آنان را ارجاع به سخن فلان فرد محترم یا بهمان نفر می‌کنند که همه خفه شوید، چرا؟ چون فلانی در جلسه‌ ای گفته است نگران نباشید همه چیز هماهنگ است! 🔹این جماعت بر خلاف توصیه رهبری که فریادهای مردم در اجتماعات را موثر در نتيجه مذاکرات می‌دانست، اجازه هیچ گونه گفتار انتقادی یا انذاری را نداده و‌ از مذاکره با آمریکا گوساله‌ی سامری ای ساخته است که انگار همه باید آن را پرستش کنند! انذار دادن، پرسش مطرح کردن و نظارت مسئولانه مردمی بر عملکرد مسئولین طبیعت زیست سیاسی انسان انقلاب اسلامی بوده و هست و کسی نمی‌تواند انسان تربیت شده خامنه‌ای و خمینی را اسیر امیال جناحی و حزبی خود کند. @marghoomat
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سخنان معنادار چندی قبل حجت‌الاسلام و المسلمین قنبریان: الان برخی دوستان جهاد تبیینی ما را به اینجا رساندن که رابطه‌ی ما با حکمرانی، رابطه‌ی خضر و موسی شده؛ می‌گوید اصلاً توضیح نداریم، تو فقط تایید کن، تو فقط تکبیر بگو. ▪️خدا به این نفس‌ها برکت دهد که انفعال و تخدیر اجتماعی را به اسم جهاد تبيين ترویج نمی‌کنند. @marghoomat