TSG= Tebyab Sound Gallery10-helali-L_114088.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
🎙چه میشود که شوم کبوتر حرمت
#حاج_عبدالرضا_هلالی
@marghoomat
مرقومات/علی ریاحی پور
♻️ای جماعت نه اگر بیش،کمی عار کنید! 🔹با قلبی آکنده از درد و رنج این چند خط را مینویسم. درباره جزئی
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ سوءتفاهم!
فارغ از اينکه گوینده این سخنان کیست، ما با یک منطق فکری خطرناک و ساده لوحانه مواجهه هستيم که ماجرای ما و آمریکا را مبتنی بر یک سوتفاهم سیاسی فهم میکند و با ذوق زدگی حرف از این میزند که وقتی دو طرف پشت یک میز مینشینند، مسائل راحت تر حل میشود! از اصولگرایان تا اصلاح طلبان دچار این فهم عجیب بوده و هستند! پاسخ این جماعت را سالها قبل رهبر انقلاب داده است.بخوانيد.
◾️"یکوقت بین دو دولت سوء تفاهم هست، خب با «مذاکره» حل می شود؛ یکوقت اختلاف سر یک منطقهی ارضی است... این را با مذاکره می توانند حل کنند... مسئلهی اصلی، موجودیت جمهوری اسلامی است و با «مذاکره» حل نمی شود... این تصور، تصور درستی نیست... این یک تصور غلطی است که ما خیال کنیم حالا می شود بنشینیم با آمریکاییها، بگوییم آقا بیایید یکجوری با همدیگر مصالحه کنیم. مصالحه به این است که شما از حرف های خودتان بگذرید.
◾️من دو سه سال قبل از این در اوایل این قضیهی مذاکرات هستهای گفتم آمریکاییها از همین الان به ما بگویند اگر جمهوری اسلامی تا کجا عقبنشینی کند،آنها دیگر دشمنی نمی کنند! اگر مسئلهی هستهای حل شد، دیگر قضیه تمام است؟خب حالا قضیه هستهای حل شده، ببینید تمام است قضیه؟ قضیهی موشک ها پیش آمد؛قضیهی موشک ها حل بشود،قضیهی حقوق بشر است؛ قضیهی حقوق بشر حل بشود،قضیهی شورای نگهبان است؛قضیهی شورای نگهبان حل بشود،قضیهی اصل رهبری و ولایت فقیه است؛قضیهی ولایت فقیه حل بشود، قضیهی اصل قانون اساسی و حاکمیت اسلام است دعوا سر چیزهای جزئی نیست. بنابراین این تصور،تصور غلطی است."
#علی_ریاحی_پور
@marghoomat
⭕️ خوشا عاشقانه مرگ را در آغوش فشردن!
🔺امشب به مناسبتی فیلم هایی از عاشقانه های توحيدی خادم الرضا شهید سید علی خامنهای با امام رئوف را دیدم؛ چه دشوار است ایشان را شهید خواندن. در قلب ایران، در کنار ما، در روز پیدا، در ماه رمضان، اینچنین ناجوانمردانه، رهبر دلسوز و حکیم ما را به شهادت رساندند. آتش زدند به جانمان؛ هنوز باورمان نشده است، جگرمان را سوزاندند. زخم عمیق نشاندند بر وجودمان. این داغ، هرگز کهنه نخواهد شد. این خون، خشکیده نخواهد شد. چه کنیم با فقدان آن روح قدسی عظیم. همۀ مصائب تاریخ، یکجا و ناگهان، بر جانمان آوار گشت. گداختهایم؛ بارانی و پریشان.
🔺حتی درد نیز نالۀ ویرانگر سر میدهد و مرثیۀ جانسوز میخواند. آسمان خاطرمان، در محاصرۀ حزن و ماتم است. نفس، سینه را میسوزاند و غم، زبانه میکشد از درون. تکیهگاه بود. خاطرمان آسوده بود که هرچه بر ما میگذرد، اما او هست. دلخوش داشتیم به این واسطۀ فیض. آه، نمیگذرد این روزگار تباه بی او بودن؛ دقایق، داغدارند و دلشکسته. غم میبارد از اوقات وامانده و سرگردان. دیدیم آنچه را که حتی از تصورش گریزان بودیم؛ باور نداشتیم این روز سیهرو را؛ این ماتم ناگوار را؛ این جراحت لاعلاج را. حبس گشتهایم در چاه حزن بیپایان.
🔺او یکپارچه نور بود؛ در چهرهاش، ملکوت موج میزد و عشق، غزلخوان بود. هرچه زمان میگذشت، تقرب و عروج در سیمای رسولانهاش نمایانتر میشد؛ بهراستی، عبد صالح خدا بود؛ سالک مجاهد ربانی؛ زاهد پارسای مهذب؛ عالِم شیدای موحد. ما مشاهده کردیم حیات توحیدی را در عمق سیاست. ما به عیان دیدیم امکان سیر باطنی و گذر به عوالم ملکوتی را در ساحت قدرت. چه بیپیرایه بود؛ بیتعلق و رها؛ بریده و فانی؛ مجذوب و دلداده؛ شوریده و سبکبار.
🔺هر آنچه که در عرفان میگفتند، در او متجلی و محقق بود. چهرهاش سخنها داشت با اهل معنا و شهود. در زمین بود و چشم به آسمان داشت. در مقام اتصال و توجه و تذکر بهسرمیبرد. هیچ نشانی از تعلّقات اینجایی در نگاهش نبود؛ رفته بود، پیش از آنکه برود. از کثرت عالم سیاست، وحدت عالم عرفان را آفریده بود؛ و چنین جمع و اتحادی را جز در خمینی کبیر ندیده بودیم. در طهارت باطن و تهذیب نفس، چه سیرها پیموده بود که اصحاب حقیقت و معنا در گسترۀ وجودش، خدشه و لکهای نمییافتند. یک تکه نور بود در دنیای تاریک ما.
🔺در آخرین سخنش، از جدش، حسینبنعلی گفت. گفت همچون او، تن به بیعت با مظاهر فسق و طاغوت نمیدهد و در برابر فرعون، زانو نمیزد. گفت خواهد ایستاد و از مقاومت باز نخواهد گشت. و نهفقط گفت، بلکه برگزید شهادت را. شهادت، انتخاب جدش بود و او نیز به تأسی از آن روح قدسی، مرگ سرخ را اختیار کرد. میدانست که دشمن، شرافت ندارد و به جانش طمع کرده، اما خوفی نداشت، بلکه شهادت را تمنا داشت. اراده کرد شهادت را. و مگر حسینبنعلی نمیدانست که قافلهاش در دریایی از خون غوطهور خواهد شد و کربلای خونین در پیش است. بیجهت نبود آن ارجاع واپسین به سخن سیدالشهدا. دلآگاه شده بود از نحوۀ رفتن خویش.
🔺نگریخت و پنهان نشد؛ شعار نداد و از میدان کنارهگیری نکرد؛ بیم نداشت و دلنگران نبود؛ او مرگ سرخ را انتخاب کرد تا بگوید مقاومت مؤمنانه، طریق حق است و عاشورائیان، با تسلیم و انقیاد و ذلت و حقارت، بیگانهاند. اگر بهای ماندن، تسلیم در برابر طاغوت است، پس زهی سعادت، رفتن. مرد میدان، مأنوس و مألوف با شهادت است و آن را میطلبد، نه اینکه برای بیشتر ماندن، از حق و صراط عبودیت درگذرد و ولایت شیطان بزرگ را گردن بنهد. سیدعلی خامنهای، به قافلۀ کربلائیان پیوست و اینک در جوار حسینبنعلی سرمست و متنعم است. خوشا چنین تقدیری؛ خوشا سرخجامه پریدن به ابدیت؛ خوشا عاشقانه مرگ را در آغوش فشردن؛ خوشا نهراسیدن و در بیت، کربلا بنانهادن؛ خوشا مشت گرهکرده در برابر فرعون؛ خوشا شهادت مظلومانه.
@marghoomat
♻️ بسیاری چشم دیدن ملت رشید و حواس جمع را نداشته و دوست ندارند مردم در متن امر سیاسی حاضر باشند و ناظر! جریانی به دنبال اخته سازی سیاسی ملت مبعوث شده است؛ اما زهی حماقت!
@marghoomat