بر ما خرده نگیرید که چرا
روز و شبمان لبریز از یاد شُهداست
که اگر یاد شهیدی در دل خانه کرده
نه از پاکیِ دلِ ما ..
که از لطف و عنایت شهید است...!
@marham118
همیشه عادت داشت قرآن
با معنی مطالعه کنه
عادت به تأمل داشت
نماز اول وقت میخوند
میگفت نمازاولوقت از دستتون نره..
به بزرگتر خیلی احترام
میگذاشت حتی اگه طرف اشتباه میکرد..
هر کی از حاجی میپرسید:
نظرت در مورد فلانی چیه؟
حاجی چه فلانی رو میشناخت چه نمیشناخت ، فقط یه جواب میداد:
میگفت:
من فقط خودمو خوب میشناسم که
از همه آلوده ترم...
#شهیدابراهیمهمت
@marham118
توبه کرده بود و روی دستش خالکوبی داشت به همین خاطر همیشه لباس آستین بلند میپوشید تا کسی خالکوبیهایش را نبیند. کمتر کسی در جبهه وضوگرفتنش را دیده بود. چون خجالت میکشید آستینش را جلوی دیگران بالا بزند برای همین گوشهای خلوت وضومیگرفت. میگفت «برایم دعا کن طوری شهید شوم که چشم مرده شور به بدنم نیفتند و آبروی رزمندهها را نبرم». تمام بدن احمد پر از جای زخم چاقو بود. زخم چاقوهایی بود که در دعوایی مختلف به خودش زده بود یا طرف مقابل دعوا به او زده بود. چند روز از رفتنش به جبهه نگذشته بود که خبر شهادتش مثل بمب در محله پیچید. منتظر وداع آخر با او بودند که خبردار شدند تمام بدن احمد در اثر انفجار سوخته و از بین رفته است...
#شهیداحمدبیابانی
@marham118