eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
47.2هزار عکس
21.3هزار ویدیو
484 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
✅اردوهای جهادی باید ادامه پیدا کند ✍رهبر انقلاب: این حرکتهای جهادی، این اردوهای جهادی که در جریان است و جوانها بدون اینکه نامی از خودشان باقی بگذارند میروند، بی مزد و منّت حرکت میکنند، باید این روش ادامه پیدا کند. این همان روش فاطمی است. این اشاره‌ی فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها است. ۱۴۰۰/۱۱/۳
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[أَلابِذِكرِاللَّهِ‌تَطْمَئِنُّ‌القُلُوبُ] مهم‌ نیست، چقدر اندوهت‌ عمیق‌ است زمانی‌ که‌ دلت‌ به‌ نور خدا روشن‌ باشد قلبت‌ دوباره‌ لبخند خواهد زد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕋 📚 *ملکوت در منا* صدای اذان که در اتاق می‌پیچد دلش هوای حسن را می‌کند. گوشی را برمی‌دارد و تماس تصویری برقرار می‌شود. دخترها تا صدای پدر را می‌شنوند می‌آیند تا با پدر صحبت کنند. _ فردا قراره به منا بریم، دلتنگتونم و خدانگهدار! آخرین جملاتی است که در پایان مکالمه در ذهنش می‌ماند. دلش شور می‌زند. از ابتدای ازدواج، خودش را به سفرهای طولانی و جلسات قرآن همسر عادت داده است. آخرین بار که اینطور دلش شور افتاده بود را خوب به یاد دارد. در دوران عقد یک روز قرار بود حاج حسن، تا ساعت ده شب جلسه‌اش تمام شود و به خانه پدر بیاید. اما ساعت از دوازده گذشت و او نیامد. نگران شده بود و ناراحت. بعد از مدتی با تأخیر که به خانه رسید، به گریه افتاد و گفت: «من نگران شما شدم.» حاج حسن از او خواست با این شرایط کنار بیاید و او پذیرفت که شرایط زندگی با ایشان کمی متفاوت است. همیشه به حاج حسن می‌گفت: «اگر خدایی ناکرده تو را از دست بدهم، نمی توانم به زندگی ادامه دهم» اما حاج حسن با لحنی آرام می‌گفت: «هرگز به دنیا و متعلقاتش وابسته نشو، همۀ ما امانتی از جانب خداوند هستیم.» بارها با همسرش شوخی می‌کرد و می‌گفت: «اگر قرار باشد زودتر از شما از دنیا بروم، شهید می شوم و به خاطر همۀ مهربانی‌ها، صبوری‌ها و زحمات در زندگی، نزد خداوند شفاعتت خواهم کرد.» فردا بعد از نماز صبح جایی در سرزمین منا، صوت قرآن حاج حسن در فضا پیچید. صدای ملکوتیش آسمانیان را به نظاره نشاند. ساعاتی بعد، حاج حسن مهمان اهل آسمان شد. 🕯
🕋 حسن دانش متولد ۱۰ تیر ۱۳۶۵ در محله شیخداد یزد بود. در خانواده‌‌ای که فضای معنوی خوبی داشت بزرگ شد. دو برادر و یک خواهر داشت. فرزند دوم خانواده بود. شروع فعالیت‌های قرآنی‌اش از کودکی و از ۵ سالگی بود. مادرش در محله جلسات قرآن برگزار می‌کرد. علاقه او به قرآن از همان روزها شروع شده و تلاوت قرآن را از خانه خودشان شروع کرد. بعد از آن هم در جلسات قرآنی که یکی از شهدا به نام «شهید محمدعلی کارگر» در محله‌ برگزار می‌کرد به فعالیت خود ادامه داد. اما اتفاق مهمی که او را به وادی تلاوت قرآن مجید کشاند، حضور در جلسه قرآن استاد گندمی بود. که بعد از آن باعث پیشرفت هرچه تمام‌تر او در این عرصه شد. 🕊 🕊
🕋 حاج حسن در سال ۱۳۸۷ ازدواج کرد. ثمره این ازدواج، دو دختر به نام‌های عارفه و مائده بود. همیشه از همسرش و تأثیری که روی زندگی‌اش داشت تعریف می‌کرد. می‌گفت: *«اگر خدا هیچ چیز به من نداده بود و همین یک نعمت همسر خوب را داده بود، راضی بودم.* بعضی وقت‌ها از شدت نزدیک بودن افکارمان خنده‌مان می‌گیرد.» او خودش را طلبه می‌دانست و البته در زمینه قرآن هم تدریس می‌کرد. از ورود به آموزش و پرورش و درآمدن به کسوت معلمی هم راضی بود و به شغلش علاقه زیادی داشت. از دیدارش با رهبر انقلاب و حس و حال آن لحظات خیلی خرسند بود. می‌گفت: «همه قاریان آرزوی تلاوت در محضر آقا را دارند و این افتخاری است که تاکنون دوبار نصیب من شده است. یکی در سال ۸۲ در سن ۱۷ سالگی و دیگری پس از کسب رتبه اول در مسابقات بین‌المللی سال ۹۴.  کار ساده‌ای نیست در حضور آن همه قاری تراز اول مصری و ایرانی و در محضر رهبر معظم انقلاب که خود مقام استادی و داوری در عرصه قرآن دارد، قرآن بخوانی! من یک برنامه جداگانه برای تلاوت در مسابقات داشتم که چگونه تلاوت کنم و یک برنامه جداگانه هم قبل از مسابقات تمرین می‌کردم که اگر نفر اول شدم، در محضر رهبری چگونه تلاوت کنم!» به نقل از روزنامه هفتگی آفتاب یزد در مصاحبه با قاری بین‌المللی حسن دانش🎙☀️ 🕊 🕊