eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
47.4هزار عکس
21.5هزار ویدیو
491 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهدا را با خواندن زیارتنامه شان زیارت کنید . 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ 🌷 اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ 🌷اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ 🌷 اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ 🌷 اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ العالَمینَ 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ 🌷بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم 🌷وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا 🌷فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکم
شهید «عبدالمجید امیدی»، فرمانده نظامی، در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۴۳ در ایلام متولد شد و در سال ۱۳۶۱ به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمد [2، 3]. او که از ویژگی‌های بارزی مانند پایبندی به عبادات و اهمیت به نماز برخوردار بود، در عملیاتی در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید و به گفته شاهدان، توسط نیروهای بعثی زنده به گور شد و پیکرش به خاک سپرده نشد و او به عنوان «جاویدالاثر» شناخته می‌شود [3، 1]. اطلاعات کلی  نام و نام خانوادگی: عبدالمجید امیدی نام پدر: بنیان تاریخ تولد: ۱۴ اسفند ۱۳۴۳ محل تولد: شهرستان ایلام شغل: نظامی وضعیت تأهل: مجرد وضعیت شهادت: جاویدالاثر زندگی و فعالیت‌ها او در خانواده‌ای مذهبی در ایلام پرورش یافت و پس از طی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، وارد هنرستان شد.  با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، شور و شوق شهادت در دل او جوانه زد و به فعالیت در جبهه‌های حق علیه باطل پرداخت.  در سال ۱۳۶۱ به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمد و در عملیات‌های دفاع مقدس حضور فعال داشت.  شهادت  شهید امیدی به عنوان فرمانده و رزمنده‌ای فداکار شناخته می‌شود که به دلیل اعتقادات مذهبی و عشق به وطن، سرانجام در عملیاتی به شهادت رسید [3، 4]. او به دلیل زنده به گور شدن توسط نیروهای بعثی، به عنوان «جاویدالاثر» معرفی شد و تا کنون پیکر پاکش به خانواده بازنگشته است. ویژگی‌ها و صفات  به دلیل اهمیت ویژه به عبادات و نماز، به شدت مقید بود. او به عنوان رزمنده‌ای با جذبه و اثرگذار شناخته می‌شد.
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
ایلام معرفی شهدای استان   شهید جاویدالاثر عبدالمجید امیدی با اوجگیری نهضت اسلامی در سال 1357 بود مجید در این دوران ، شور و شوق خود به روحانیت و انقلاب را با شرکت در نمازهای جماعت و راهپیماییها و نبردهای خیابانی با مزدوران ستمشاهی به تصویر کشید  خلاصه ای از زندگینامه شهید عبدالمجید امیدی تاریخ تولد : 1343 تاریخ شهادت : یکم آبان ماه 1363 محل شهادت : منطقه میمک - عملیات عاشورا شهید جاویدالاثر در سال 1343 در شهر ایلام دیده به جهان گشود و در فضای خانواده ی مذهبی پرورش یافت. پس از سپری نمودن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و هنرستان ورود به هنرستان مقارن با اوجگیری نهضت اسلامی در سال 1357 بود مجید در این دوران ، شور و شوق خود به روحانیت و انقلاب را با شرکت در نمازهای جماعت و راهپیماییها و نبردهای خیابانی با مزدوران ستمشاهی به تصویر کشید. با پیروزی انقلاب اسلامی به دفاع از خط ولایت و آرمانهای شهید مظلوم بهشتی برخاست و دوشادوش برادران حزب اللهی و با همیاری و همفکری با انان نسبت به مشورت مبنی بر تأسیس اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان و عضویت در ان و همچنین در محل تحصیل با عضویت در انجمن اسلامی در واحدهای تشکیلات و اموزش به مبارزه علیه التقاط فکری و ابتذال فرهنگی و سایر جریانات فکری منحط پرداخت. با شروع جنگ تحمیلی : شهید مجید که هنوز نوجوانی بیش نبود . لباس بسیجی برتن کرد و در عملیات فتح المبین و محرم شرکت جست و به دفاع از مرزهای میهن اسلامی برخاست. همنشینی با علما ، شرکت در مراسم ایام ا... ، تشویق و ترغیب جوانان به شرکت در حماسه مقدس ، زیارت عتبات عالیات و ... از ویژگیهای این شهید بزرگوار بود او همواره نسبت به دشمنان داخلی هشدار می داد و در ایام حضور در پشت جبهه به روشنفکری قشر جوان می پرداخت . وی در سال 62 به جرگه سبزپوشان سپاه پیوست و با عضویت در این انقلابی در مسئولیت های زیادی انجام انجام وظیفه نمود . عشق به جبهه وی را بر آن داشت تا بیشترین وقت خود را در جبهه صرف کند. و همین امر موجب که در لشکر حضرت امیرالمومنین مستقر شود. او که از نوجوانی در آتش شهادت می سوخت . سرانجام در منطقه میمک در عملیات عاشورا در ماه محرم در عمق خاک دشمن به آرزوی دیرینه خود نایل آمد و پس از نه روز مقاومت در حلقه محاصره دشمن بعثی ، شهادت این گمشده خود در دوم آبان ماه 1363 پیکر این شهید گرانقدر به خیل جاویدالاثران انقلاب پیوست. منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
زندگی‌نامه / شهید عبدالمجید امیدی نگاهی به زندگینامه شهید جاویدالاثر عبدالمجید امیدی ایشان در سال 1343 در شهر ایلام دیده به جهان گشود و در فضای خانواده ی مذهبی پرورش یافت. پس از سپری نمودن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و هنرستان ورود به هنرستان مقارن با اوجگیری نهضت اسلامی در سال 1357 بود مجید در این دوران ، شور و شوق خود به روحانیت و انقلاب را با شرکت در نمازهای جماعت و راهپیماییها و نبردهای خیابانی با مزدوران ستمشاهی به تصویر کشید. با پیروزی انقلاب اسلامی به دفاع از خط ولایت و آرمانهای شهید مظلوم بهشتی برخاست و دوشادوش برادران حزب اللهی و با همیاری و همفکری با انان نسبت به مشورت مبنی بر تأسیس اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان و عضویت در ان و همچنین در محل تحصیل با عضویت در انجمن اسلامی در واحدهای تشکیلات و اموزش به مبارزه علیه التقاط فکری و ابتذال فرهنگی و سایر جریانات فکری منحط پرداخت. با شروع جنگ تحمیلی : شهید مجید که هنوز نوجوانی بیش نبود . لباس بسیجی برتن کرد و در عملیات فتح المبین و محرم شرکت جست و به دفاع از مرزهای میهن اسلامی برخاست. همنشینی با علما ، شرکت در مراسم ایام ا... ، تشویق و ترغیب جوانان به شرکت در حماسه مقدس ، زیارت عتبات عالیات و ... از ویژگیهای این شهید بزرگوار بود او همواره نسبت به دشمنان داخلی هشدار می داد و در ایام حضور در پشت جبهه به روشنفکری قشر جوان می پرداخت . وی در سال 62 به جرگه سبزپوشان سپاه پیوست و با عضویت در این انقلابی در مسئولیت های زیادی انجام انجام وظیفه نمود . عشق به جبهه وی را بر آن داشت تا بیشترین وقت خود را در جبهه صرف کند. و همین امر موجب که در لشکر حضرت امیرالمومنین مستقر شود. او که از نوجوانی در آتش شهادت می سوخت . سرانجام در منطقه میمک در عملیات عاشورا در ماه محرم در عمق خاک دشمن به آرزوی دیرینه خود نایل آمد و پس از نه روز مقاومت در حلقه محاصره دشمن بعثی ، در دومین روز از آبان ماه 1363 پیکر این شهید گرانقدر به خیل جاویدالاثران انقلاب پیوست.
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
 شهید عبدالمجید امیدی    ام: عبدالمجید                               نام خانوادکی: امیدی ‏نام پدر: بنیان                               تحصیلات: دیپلم ‏محل تولد: ایلام                            محل شهادت: میمک- جاویدا لاثر ‏تاریخ تولد: ۱۴/۱۲/۱۳۴۳              ‏تاریخ شهادت:۱/۸/۱۳۶۳     شهید «عبدالمجید امیدی» خیلی منتظر ماند تا فرزندش بازگردد؛ او حتی زمانی که می‌خواست از عالم خاکی چشم ببندد، به در می‌نگریست تا فاتح قله خوبی‌ها را با پلاکش ببوید؛ اما عاقبت خودش به دیدار فرزندش شهیدش رفت. به گزارش ایلام فردا،وقتی به دنیا آمد، امام در تبعید بود و او در گهواره، با لالایی مادرش، علی(ع) و حسین(ع) را شناخت. شاید آن روز کسی جز عبدالمجید و مادرش نمی‌دانستند گهواره که با دست مادرش تکان می‌خورد، پرتو این جمله امام را که «یاران من در گهواره‌اند» سرنوشت او را رقم می‌زند.امام که آمد و انقلاب پیروز شد، عبدالمجید قلاب‌سنگش را که با آن در خیابان‌های شهر به جنگ نیروهای شهربانی می‌رفت، در گوشه‌ای از اطاقش آویخت و رفت سراغ مطالعه و نگهبانی و شعارنویسی بر ضد گروهک‌های چپ‌گرا و لیبرال و آنهایی که می‌خواستند در غائله کردستان، ایلام را نیز به آشوب بکشانند. فعالیت‌های چشمگیر عبدالمجید در هنرستان و دبیرستان‌های دیگر شهر، از چشم عناصر گروهکی پنهان نماند. او را گرفتند زیر مشت و لگد؛ دندانش را شکستند و به او هشدار دادند که دفعه دیگر حسابت را با چیز دیگری می‌رسیم. هر گاه فرصت می‌کرد، برای زیارت به مشهد و قم می‌رفت. منظم بود و معطر، اهل جمعه و جماعات بود و کم سخن و همیشه با چشم‌هایش در پی افقی بود که احساس می‌کرد در خاک نمی‌تواند آن را پیدا کند.سال 59 یک سهمیه بورسیه خارج از کشور به ایلام داده شده بود. خیلی‌ها دنبالش بودند. استاندار وقت گفت: می‌خواهم از بچه‌های متدین و مکتبی با معدل بالا، یکی را انتخاب کنم که در آینده در خدمت مردم این استان محروم باشد. عبدالمجید یکی از گزینه‌ها بود و خیلی‌ها او را نشانه رفتند، اما عبدالمجید می‌گفت: «وظیفه امروز من رفتن به دانشگاه جنگ است و حضور در کلاس سنگر.» خودش می‌گفت: به من می‌گویند باید رفت درس خواند و آدم خوبی شد، گیرم که رفتم درس خواندم و آدم خوبی شدم، برای چه؟ مگر امروز، درِ چیزی بالاتر از خوبی به روی ما باز نشده است؟ مگر بالاتر از شهادت هم خوبی در عالم هست که باید به دنبال آن رفت؟!سال 62 بود که لباس سبز پاسداری تنش کرد و از آن روز به بعد، مسئول بسیج لشکر امیرالمؤمنین(ع) بود. زندگی ساده‌ای داشت. می‌توانست خوب زندگی کند، اما هرگز از امکاناتی که قشر فرودست جامعه قادر به تأمین آن نبودند استفاده نمی‌کرد. هر چه سر سفره می‌آورند، همان را می‌خورد و نمی‌خواست کسی را به خاطر دوست‌داشتنی‌هایش به زحمت بیندازد. حتی مادرش هم هرگز نفهمید که عبدالمجیدش چه غذایی دوست داشت! خیلی جاذبه داشت. با اخلاقش بود که بسیاری از دانش‌آموزان را شیفته خود کرده‌ بود که کلاس مدرسه و دانشگاه را ترک کنند و به عشق در آغوش گرفتن چیزی بالاتر از خوبی‌ها در آغوش سنگر آرام بگیرند.سال 63 در منطقه میمک با بچه‌های تیپ نبی اکرم(ص) کرمانشاه وارد عمل شد. سنگرهای فتح شده و پشت سرگذاشته شده هنوز کاملاً پاکسازی نشده بود. تک دشمن موجب شد که عبدالمجید و دیگر دوستانش در بخشی از نیزارهای محصور در ارتفاعات میمک خود را در محاصره دشمن بعثی ببینند. محاصره طول کشیده بود. رزمنده‌ها در کانالی محصور در نیزارها با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردند. تماس با بی‌سیم به صورتی خاص، استفاده از آب و غذای بعثی‌ها، به صورتی پنهانی، آن هم در حالی که زخمی‌ها برای اینکه صدای ضجه‌شان درنیاید، چفیه‌هایشان را به دندان گرفته بودند، جزء سخت‌ترین و دردناک‌ترین ساعات روزهای پایانی حیات خاکی عبدالمجید بود. روز هفتم محاصره، چهار نفر از رزمنده‌ها تصمیم به گذشتن شبانه از سنگرهای دشمن و عبور از میادین برای نجات خود و نجات محاصره شدگان می‌گیرند. عبدالمجید تصمیم به ماندن در کنار رزمندگان و مجروحان می‌گیرد و چهار رزمنده تمام مدارک و اسناد خود را نزد او به امانت می‌گذارند تا در صورت اسارت و یا شهادت آنان در حین شکستن حلقه محاصره، هویتشان محفوظ بماند. چهار نفر معجزه‌آسا شبانه از کنار سنگرهای نیروهای بعثی و از میان میادین مین می‌گذرند، اما گذر شبانه، وسعت منطقه و شباهت‌های نزدیک تپه‌ ماهورها، راه را برای یاری رساندن به نیروهای در محاصره می‌بندد. همین روزهای پاییزی بود و 9 روز از محاصره می‌گذشت، بعثی‌ها پس از تثبیت موقعیت خود، مشغول پاکسازی و آتش زدن نیزارها می‌شوند. از میان یکی از نیزارهای سوخته، کانالی کشف می‌شود که در آن، جمعی رزمنده مجروح که آثار تشنگی و گرسنگی از پیکرشان معلوم بود، در آغوش همدیگر آرام گرفته‌اند.