eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
47.2هزار عکس
21.3هزار ویدیو
484 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهدا را با خواندن زیارتنامه شان زیارت کنید . 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ 🌷 اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ 🌷اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ 🌷 اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ 🌷 اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ العالَمینَ 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ 🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ 🌷بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم 🌷وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا 🌷فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖇 روزی که به خاک سپرده شد، با بچه‌های تیم سی‌روز سی‌شهید، چقدر به حالش غبطه خوردیم! شهیده «فائزه رحیمی» همسن بچه‌ی منه! ببین تو زندگیش چه کرده که با اون سن کم، الان توی بهشت زهرا، بین اونهمه شهید راحت خوابیده! مگه آدم از زندگیش چی ‌می‌خواد؟! خدایا این جمله تکراریه ولی خودت می‌دونی چقدر دلمون شهادت می‌خواد؛ مردن رو که همه بلدن... در همراهی امروز، از لطف و همکاری سرکار خانم «زهرا بابا‌ولی» دوست و رفیق قدیمیِ شهیده‌ رحیمی و از محبت‌های بی‌دریغ رفیق قدیمی‌ام «مهدیه نوروزی» عزیز، جهت هماهنگی با خانواده شهیده و البته باعث و بانی خیر امروز، دوست نویسنده‌ام «سمیرا اکبری» نازنین، بی‌نهایت سپاسگزارم.
🌸 نام و نام خانوادگی شهیده: فائزه رحیمی تولد: ۱۳۸۲/۵/۱۸، تهران. شهادت: ۱۴۰۲/۱۰/۱۳، کرمان، حادثه تروریستی. گلزار شهید: تهران، بهشت زهرا سلام‌الله‌علیها، قطعه ۲۸، ردیف ۳۱، شماره ۱۴. 🕊 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 📚 مسیر خون نزدیک مسیر منتهی به مزار حاج قاسم، از اتوبوس که پیاده می‌شویم سقلمه‌ای به فائزه می‌زنم و می‌گویم: «ببین دختر! همه روسری مشکی پوشیدن، فقط من و تو روسری رنگ روشن پوشیدیم.» فائزه که انگار روی زمین بند نبود، در اطرافش دنبال چیزی می‌گشت. گفت: «بی‌خیال دختر! نیت مهمه...» _ از دست تو، نیت مهمه، نیت مهمه! همیشه همین را می‌گفت. وقتی، در هیئت به جای اینکه بیاید وسط مجلس روضه گوش بدهد، می‌رفت آخر مجلس برای بچه‌ها نقاشی می‌کشید و سرگرمشان می‌کرد؛ یا می‌رفت دم در و کنار پله‌ها می‌ایستاد و کارهایی می‌کرد که هیچ‌کس دنبالش نبود همین را می‌گفت. رویم را کمی کیپ می‌کنم و به روسری آبی فائزه نگاه می‌کنم و دوباره لجم می‌گیرد. باید روسری مشکی پیدا کنیم. اینجوری نمی‌شود. فائزه را گم می‌کنم، این دختر چرا یک‌جا بند نمی‌شود! در ثانیه‌ای قیامت به پا می‌شود. میان صدای جیغ و گریه کودکان، صدایش می‌کنم؛ باید پیدایش کنم؛ باید در مسیر غرق به خون دنبال دختری با روسری آبی بگردم... ✍🏻زهرا فرح‌پور ۱۴۰۲/۱۱/۲۳ 👩🏻‍💻طراح: منا بلندیان 🎙با صدای: سمیه میرزائی 🎞 کلیپ: زهرا فرح‌پور 🕊 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
🌸 خورشید پانزدهمین روز از مردادماه سال ۱۳۸۲، شاهد تولد دختری بود که قرار بود سال‌ها با شیطنت‌های دوران کودکی‌اش شناخته شود. فائزه دختر بچه‌ی باهوشی بود که هیچ‌وقت یک‌جا بند نمی‌شد و گاهی با شیطنت‌هایش، اشک مادرش را درمی‌آورد! هرچه بزرگ‌تر شد از آن بازیگوشی‌ها کاسته شد و بر وقار و متانت و خانمی‌اش افزود. جنب و جوش‌هایش اما برجای ماند. در هر زمینه‌ای که خود را توانمند می‌دید فعالیت می‌کرد و حرفی برای گفتن داشت. هرجا که نیاز به حضورش بود دریغ نمی‌کرد و به بهترین شکل، سرباز گوش به فرمان رهبرش در جبهه جهاد تبیین بود‌. از معلمی و تحصیل و نویسندگی و روایتگری و آمر به معروف و ناهی از منکر، تا همکاری در واکسیناسیون در شرایط اوج کرونا، شرکت در اردوهای جهادی، مسئولیت خبرنگاری بسیج دانشگاه، خادمی حسینیه امام‌رضا علیه‌السلام و بالاخره، پشتیبان و خادم دانشجویان در سفر کرمان؛ سفری که حاج‌قاسم مهر قبولی سال‌ها تلاش و پشتکارش را امضا کرد تا فائزه‌ی ۲۰ ساله، فائز و رستگار شود. 🕊 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid