قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
#مـــــــــــــــــــــــــــقـــــــــــــــــدمـــــــــه
💠 شهیده فریده آل سیاحی متولد ۱۳۴۲ در آبادان است. دوران ابتدایی تا دبیرستان را تا شروع جنگ، در آبادان گذرانید.
💠 متأهل بود و دارای دو پسر و یک دختر شد که یک پسر و دخترش نیز به فیض شهادت نائل شدند.
💫 با شروع زمزمه انقلاب جزء فعالان انقلاب شد و در تجمعات و راهپیمایی ها شرکت داشت. در شعارنویسی روی دیوار فعالیت زیاد داشت به گونه ای یک بار مورد تعقیب مأموران قرار گرفت اما توانست فرار کند.
🌹 در زمان جنگ نیز فعالیت داشت و در سال ۱۳۶۶ در بمباران هوایی شیراز به شهادت رسید.
💐 محل دفن شهیده گرامی در بوشهر می باشد.
شناسنامه
نام: فریده
شهرت: آل سیاحی
نام پدر: عبید
نام مادر: شاهبیگم
محل تولد: شهرستان آبادان
تاریخ تولد: 29/7/1342
تحصیلات: سوم متوسطه
وضعیت تأهل: متأهل
تعداد فرزندان: دو پسر و یک دختر (شهید حسام و زهره قاسمی¬زاده)
شغل: خانهدار
تاریخ شهادت: 26/12/1366
علت شهادت: بمباران هوایی شیراز
محل دفن: شهرستان بوشهر
شهیده
فریده آل سیاح
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگینامه : شهیده فریده آل سیاح
شهیده درسال 1342 در شهرستان آبادان در خانواده ای مومن دیده به جهان گشود او تحت نظارت و تربیت مذهبی والدین خود رشد نمود وتوانست تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان ادامه دهد.
شهیده پس از ازدواج دارای 3 فرزند شد سرانجام خواست خداوندی برآن قرار گرفت که شهیده در اسفندماه 66 حین بمباران هوائی به اتفاق فرزندان نوزاد و خردسالش به شهادت نائل آید.
والسلام
روانش شاد و راهش مستدام باد
زندگینامه
فریده آل سیاحی فرزند عبید در بیست و نهم مهرماه سال 1342 متولد شد. او زنی مومن بود که در حفظ حجابش کوشش بسیاری می نمود قرآن را در هفت سالگی ختم کرده و آنچنان با کلام حق تعالی مانوس بود که لحظه لحظه خود را با آن پر کرده بود و در هر فرصتی که می یافت از آن برای ارتباط با خدا و خواندن قرآن بهره می جست.
هرگاه همسایه ها و یا دوستان و آشنایان را دور هم جمع می دید به آموزش قرآن می پرداخت لحظاتی قبل از نماز سجاده اش را پهن کرده و آماده راز و نیاز با خالق یکتا می شد چرا که اهمیت فراوانی به نماز اول وقت می داد.
همیشه با وضو بوده و ارتباط دوستانه و بسیار خوبی با مادر شوهرش (شهربانو میرزایی)داشت ایشان از ابتدای تشکیل سپاه به صورت افتخاری به همکاری با این نهاد مقدس می پرداخت همسرش نیز پاسدار و در جبهه آبادان مشغول رزم و رشادت بود.
مونس و همدم فریده در تنهایی هایش ذکر صلوات و دعا بود و هیچگاه از تنهایی و نبود همسرش دلتنگی نمی کرد و آبادان-که در آن موقع خط مقدم بود- را ترک نکرد تا آنکه برای زایمان خود به نزد مادر شوهرش در شیراز سفر کرد و در یکی از شب ها در حالی که 20 روز از تولد فرزندش حسام نگذشته بود به همراه حسام 20 روزه اش و زهره 5 ساله و مادر شوهرش بر اثر بمباران هوایی زیرآوار رفته و در سن 24 سالگی در 26 اسفند ماه سال 1366 شهد شیرین شهادت را نوشید و حسن 2 ساله اش را که زخمی شده بود با پدر تنها گذاشت.
مزارش در بهشت صادق(ع) قرار دارد.
زندگینامه
سربازی در گهواره
سال 42، خانهی عبید در شوق و اشتیاق آمدن مولودی غوطهور شد که با اولین گریههای توحیدیاش، سربازی و مبارز بودنش را در گوش اهل خانه و جامعه فریاد میزد؛ همان نوزادانی که امام خمینی رحمت الله علیه فرموده بود: «سربازان من در گهوارهاند». و انتظار آمدنشان را به امید حمایت از نهضتش میکشید.
فریده دورهی دبستان و راهنمایی تا دبیرستان را تا شروع جنگ در آبادان گذرانید. با شروع زمرمهی انقلاب، او که ـ نوجوانی فهیم و بصیر بود ـ به فعالان انقلابی پیوست، در راهپیماییها و تجمّعات اعتراضی شرکت میکرد و در شعار نویسی بر روی دیوارها، فردی فعال بود، بدان گونه که یک بار مورد تعقیب نیروهای حکومت نظامی قرار گرفت، چادر را از سرش کشانیدند و در آتش سوزانیدند ولی خودش موفق به فرار شد. او تا روییدن نهال نوپای انقلاب، از تلاش بیوقفهی خود دست نکشید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آنگاه که بدخواهان انقلاب در پی تاراج بهار جاوید انقلاب ما برآمدند، او به سان دیگر مردم زادگاهش، آبادان از پای ننشست، بلکه با فعالیت در مسجد و جامعه به هر روش به حفظ و رشد این نهال نوپا میپرداخت. ابتدای جنگ ایران و عراق بود که آبادان خالی از سکنه شد، او ناگزیر، آبادان قهرمانش را رها کرده، به همراه خانوادهی خواهرش، به بوشهر مهاجرت نمود. فریده که زندگی خود را وقف انقلاب نموده بود، هر کجا که میدانست کاری از دستش برمیآید به همانجا میرفت. همان سال او به عضویت سپاه پاسداران بوشهر درآمد. آن موقع سپاه، نیروهای رسمی نمیگرفت و همهی نیروها به خصوص خواهران، حالت نیمهوقت داشتند. او با تعهدی که نسبت به ارزشها، اخلاق، حجاب، نماز و... داشت، جزو بهترین نیروهای سپاه بوشهر بود.
فریده در میان آن همه تاریکی و وحشت و بمبارانهای آسمان خراش در آبادان که هر لحظه بوی مرگ را برایش به ارمغان میآورد با توکل به خدا و انس با قرآن هیچ ترس و هراسی به دل خود راه نمیداد و با یک قبضه ژ3 از خود محافظت میکرد. مونس همیشگیاش، یار تنهاییاش و گرهگشای سختیهایش، قرآن بود که از کودکی به تلاوت آن دلبسته بود ـ نه تنها تلاوت، بلکه بخش زیادی از آن را از حفظ بود. از کودکی در یادگیری قرآن کوشیده بود و اکنون که به جوانی رسیده بود، خود یک معلم بزرگ قرآن بود؛ معلمی که الگوی عملی بود و فرمایش رسول خاتم را آویزهی گوش خود ساخته بود که بهترین افراد، فراگیران و آموزگاران قرآنند.
شاهدی ارواح پاک و مطهر شهدا بخصوص شهدای زن استان بوشهر صلوات
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم