eitaa logo
مأوا
330 دنبال‌کننده
441 عکس
51 ویدیو
2 فایل
مأوا؟پناهگاه(: افکار‌آشوب‌یک‌آدم‌معمولی. . . . [فرهنگ‌فور‌رو‌بجا‌بیارید!]
مشاهده در ایتا
دانلود
اینبار آسمان هم اشک میریزد آسمان هم غمگین است هرچه با او حرف میزنم از دردهایش برایم نمی‌گوید او تنها یک چیز می‌گوید میگوید خسته است ..‌ او از دیدن اعمال آدم ها خسته است از دیدن جفای یار خسته است از غم مردمان این شهر دلگیر است از اشک های بی صدا غمگین است هرچه اصرار کردم که امروز از آن بالا چه دیده، برایم توضیحی نداد او می‌گفت ،دیدن غم دخترکی عاشق که تعریف کردنی نیست دخترکی خسته و دل نازک.. دختری که خود غم بزرگی را در دلش پرورش‌ میداد اما طاقت دیدن اشک های دوستانش را نداشت دختری که صدای خنده‌ی دوستانش ،تسکینی بر احوال نابسامانش‌ بود دختری که نور امید در دلش رو به خاموشی بود. آسمان همه این حرف هارا با بغض می‌گفت گریه میکرد ،اما آرام آرام اشک می‌ریخت ،اما آرام آرام حرف میزد ،اما آرام نه! با چشمانش ... با چشمانش حرف میزد ،با چشمانش غصه میخورد با چشمانش می‌خندید .. با چشمانش عاشقی میکرد؛ با اینکه عشق برایش دردناک بود، با اینکه عشق عذابش میداد . اما می‌دانست عشق او مقدس بود.. نه از روی هوس نه از روی عادت و نه از روی بچگی همه‌ی آن عشق از روی دوست داشتن بود عشق بود! حسی پیر کننده اما امید بخش:) -مبهوت؛
معده درد یه جور یهویی میاد سراغم که دلم میخاد از درد زمین و گاز بگیرم:/
باران می‌بارد و من ؛ تمامِ روز را بدونِ چتر به تو فکر می‌کردم..
مأوا
شب سردی ست ، هوا منتظر باران است، وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است..
مأوا
اگر ایــران گورستانِ تمام آرزوهایم شَود، باز قلبم را در خـاکِ پـاک این وَطن چال خواهم کرد !
‹با لطف شمـٰا هیچ شبی خواب نداریم!› ای عشق! بفرمـٰا! شب عـٰالی متعـٰالی...
جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز