به طور افتضاحى دارم سعى ميكنم دوروبريام نفهمن دارم از هم مى پاشم؛
من خودم خودمو ميشناسم، الان وقتِ كربلا اومدنم شده:)
مأوا
به طور افتضاحى دارم سعى ميكنم دوروبريام نفهمن دارم از هم مى پاشم؛ من خودم خودمو ميشناسم، الان وقتِ
منم همینطور فاطمه ، منم همینطور.
نمیدونم چرا هربار نمیشه ، هربار واسش تلاش میکنم ، شبا نمیخوابم ، نقطه ضعف دست کسی نمیدم ولی نمیدونم چرا اون تایمی که باید میشد نشد و شاهد شدنای ِبقیه شدم:)
تلاش کردم از هر غذا یه قاشق بخورم که بتونم از همش بخورم
اما تلاشم بی نتیجه بود و مثل همیشه با خنده های حنین مواجه شدم:)🗿
مثل ِ گل های ِ ترک خورده ِ کاشی شده ام !
بعد ِ تو پیر که نه ! من ؛ متلاشی شده ام : ) .