🍁امان از فصل دلتنگی🍁
چراغان کن به یُمن هر قدم شام غریبان را
بیا آرام کن پروانه ها ی روی ایوان را
حیاط خانه خلوت کرده با خود نازنین من
بیا شاید به خاطر آورَد آغوش مهمان را
قرار این بود برگردی،بهار آرزوهایم
بیا تا گل بیفشانم به پایت تا به کرمان را
امان از سوختن، از آتش افتاده بر دامن
بیاور با خودت از آسمان ها باز باران را
امان از فصل دلتنگی، امان از دل پریشانی
ببر از خاطر این خاک تاراج زمستان را
من این جا ذرّه ذرّه آب خواهم شد نمی دانم
کسی می داند آیا حال شمع رو به پایان را؟
شبیه آن سحرگاه شهادت آرزو دارم
شکوه رقص خونینی چنین در قلب میدان را
#اللهم_ارزقنا_شهادت
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#مریم_محبی_نژاد_کرمان_نرماشیر
https://eitaa.com/maryammohebi14