eitaa logo
اشعار مرضیه عاطفی
620 دنبال‌کننده
267 عکس
27 ویدیو
0 فایل
💌 شما به دعوت #مادر_سادات اینجایید 💌 نذر شادی دل حضرت زهرا(س)👇 🌷 سلامتی و فرج امام زمان(عج)،سلامتی رهبرعزیزمان، پیروزی رزمندگان اسلام صلوات 🌷 لینک کانال ایتا و تلگرام و ویراستی: @marziyehatefi اللهم عجل لولیک الفرج بحق الزینب(س)🤲
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌺 نذر آغاز امامت منجی آخرالزمان 🌺🍃 در نگاهم نقش می بندد نگاهت عاقبت میشوم یکروز یارِ دلبخواهت عاقبت قرعهٔ فال امامت شد به نام تو ولی قسمت من شد فراق روی ماهت عاقبت بست چشمش را به روی هر که جز تو مهزیار راه پیدا کرد سمت خیمه گاهت عاقبت دلخوشم تنها به اینکه این غریبِ بی پناه میشود آرام روزی در پناهت عاقبت این خیال عاشقانه می کشد آخر مرا پیش ِ پایت میدهم جان در سپاهت عاقبت لحظه ای لب تر کنی در راه تو «سر» میدهد عاشق چشم انتظار و سر براهت عاقبت در کنار کعبه یعنی می سپارم از لبم-؟! -بوسه بر دستان گرم‌ و خیرخواهت عاقبت؟! شال سبز هاشمی بر گردنت دل می برَد دلربایی میکند خال سیاهت عاقبت حسن یوسف ها و نرگس ها جوانه میزنند زیر باران با نماز صبحگاهت عاقبت! ┅─═ঊঈ🌺ঊঈ═─┅ @marziyehatefi ┅─═ঊঈ🌺ঊঈ═─┅
🍃🌺 شرح دلتنگی آدینه 🌺🍃 بی تو چقدر غصه به عالم اضافه شد باران گرفت و بر دل من غم اضافه شد بالا گرفت دردم و بر زخم انتظار با دست مهربان تو مرهم اضافه شد میخواستم به یاد تو باشم شبانه روز اما بر اضطرارِ دلم کم اضافه شد لعنت به نفْس ِ شعله وری که تمام عمر هم بست دست و بال مرا، هم اضافه شد اصلا برای گریهٔ بر داغ دیدنت بر چشم ِ کعبه، چشمهٔ زمزم اضافه شد با دست کردگار به خیلِ زنان اگر- -یک زن به نام ِ حضرت مریم اضافه شد- -تنها بهانه بود که عیسی بیاورد اینگونه در سپاه تو آدم اضافه شد ذکر «بنفسي أنت» به روی لبم نشست در قلب من هوای تو هردم اضافه شد این هفته هم به جمعه رسید و نیامدی بر غیبتت دوباره گمانم اضافه شد! ┅─═ঊঈ🌺ঊঈ═─┅ @marziyehatefi ┅─═ঊঈ🌺ঊঈ═─┅
🍃🌺به شادباش آغازامامت حضرت مهدی(عج) و روز عید بیعت با نایب العسکری(ع) 🌺🍃 امروز عطرِ یاس و ریحان فرق دارد حال دل چشم انتظاران فرق دارد سجاده ها عطرِ گل نرگس گرفته این شعر رزق از حضرتِ نرجس(س) گرفته چشم و چراغش یک امام ِ دلبخواه است ماهِ ربیعُ الأول از امروز، ماه است برخیز ساعاتِ خوش ِ بیعت رسیده محض قد و بالای او خلعت رسیده تیغ ِ دو دم را بر کمر مردانه بسته بر قامتش رختِ ولایت خوش نشسته نابود شد با چشم هایش عشقِ کاذب از برکتش امروز ما داریم صاحب هر ساله بر این معرفت تأکید کردیم ما عهدمان را خط به خط تمدید کردیم ما خط به خط جز عشقِ او را خط زدیم و امسال هم با خانواده آمدیم و آورده ایم-آنچه که را در چنته داریم تا بی گلایه پای این بیعت گذاریم گر چه گرفته حالمان در عصرِ غیبت جان میدهد بنیادِ ما را مهدویت با اقتدار و با بیانی محترم گفت سردارمان دربارهٔ ایران حرم گفت باشیم باید مکرِ دشمن را مراقب بر فرد فردِ ما دفاعش هست واجب هر کس دلی جامانده از سوریه دارد در خاکِ پاکِ این حرم جان میسپارد پایِ همین چشم انتظاری در مریوان رفتند با سربندِ یامهدی(ع) شهیدان برگشته در تابوت؛ خورشیدِ مسافر از فاو از فکّه، شلمچه، این اواخر باید جنایت بی عواقب جمع گردد برگشته تا شرّ اجانب جمع گردد برگشته تا حیران و سرگردان نباشیم برگشته تا گمگشتهٔ طوفان نباشیم برگشته بی سر...گفته آغازِ وصیّت از مهدویت با ولایت تا شهادت آتش ببارد پایِ قران ایستادیم ما پایِ این پرچم جوان ها که ندادیم آورده همراهِ خودش روشنگری ها برگشته بی سر تا نیفتد روسری ها والله زینب(س) گرچه ببنِ فتنه افتاد یک تار مو از معجرش بیرون نیفتاد آموخت غیرت را به اهل دین أباٱلفضل(ع) پوشاند خود را زینب(س) از نامحرم ِ رذل آموخت از مادر اگر چادر به سر کرد این یادگاری را در عالم جلوه گر کرد درس ِ حجابِ از زینب کبری(س) بگیریم تا انتقام سیلیِ زهرا(س) بگیریم باید جهان، بیدار از اسلام گردد باید دلِ صاحبزمان(عج) آرام گردد باید از عصیان چشم و دل ها دور باشد باید بساط عشق جفت و جور باشد باید ببیند پای کارش با یقینیم باید کنار کعبه مهدی(عج) را ببینیم! ┅─═ঊঈ🌺ঊঈ═─┅ @marziyehatefi ┅─═ঊঈ🌺ঊঈ═─┅
🍃🏴 به شوق آمرزش در روز عرفه 🍃🏴 خسته ام! از خودم و از همه عالم؛ جز تو زخم ها خورده ام از عالم و آدم؛ جز تو دل به من دادی و غافل نشدی از حالم دل به هر کس که دلم خواست سپردم؛ جز تو معصيت کردم و خیلی نگرانم هستی دوستم داری و دلسوز ندارم؛ جز تو جمعه ها شاهدی آقا که شدم دلتنگَت از همه دور شدم دور! دمادم...جز تو ماهِ ذی الحجه به تو رو زده ام تا نشود‐ ‐ذکرِ روز و شبِ من؛ ماهِ محرّم جز تو کعبه یک سنگ نشان است! تویی اصلِ حرم حاجیان دور تو گشتند به والله قسم سربه زیر آمده ام تا که بگیرم حَسَنات از تو ای حاجیِ تنهایِ مقیم ِ عرفات با دلی سوخته و حالِ بکا خیمه زدی تک و تنها کلِ نرگس به کجا خیمه زدی؟! زمزمه میکنی و محو تو و ماتِ توام من اسیرِ تو و آن حال مناجاتِ توام آمدم تا که نگاهت پر و بالم بشود تا دعایت دو سه خط شامل حالم بشود عاشقت بودم و ناجور خرابش کردم آبرو دادی و من نقش ِ بر آبش کردم راهِ بیراهه مرا از تو جدا کرد آقا نفسِ لعنت شده، بد فتنه به پا کرد آقا میچکد روی عبا، جاریِ اشکت نم نم وضعِ پروندهٔ من حالِ تو را ریخت به هم تا که کوتاه شود فاصلهٔ من؛ تا، تو آمدم تا کمی "العفو" بگویم با تو صاحب العصر(عج) کجایِ عرفاتی آقا؟! از همان جا برسان برگِ براتی آقا شوقِ پابوسیِ جدّت به سرم افتاده باز دلتنگم و یادم به حرم افتاده آمدم تا که ببینی من و این خواهش را تا به من هم بدهی لذّتِ آمرزش را یاد کن دائم و پیوسته مرا آقا جان پُر کن این دستِ تهیدستِ مرا آقا جان از شب قدر، منِ بی سر و پا جا ماندم عرفه از حرم ِ کرب و بلا جا ماندم! ┅─═ঊঈ🏴ঊঈ═─┅ @marziyehatefi ┅─═ঊঈ🏴ঊঈ═─┅