eitaa logo
قم «مسجد حضرت سیدالشهدا علیه السلام»
246 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
748 ویدیو
30 فایل
⬅️ ۲۰متری شهید مطهری کوچه ۳۸ 🕌 قم مسجد حضرت سیدالشهدا علیه السلام امام جماعت حجت الاسلام والمسلمین عالمی و حجت الاسلام والمسلمین میراحمدی حجت الاسلام والمسلمین موسوی و بیاتی کانون فرهنگی: حجت الاسلام ولیزاده 09126511468⁦ ┅ ════✾●✾════┅ 🆔 @Sadg14125
مشاهده در ایتا
دانلود
16.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 آه از به جز دریغ، چه از دست من برآمده است؟! مرا به غزه ببر، طاقتم سرآمده است هنوز داغِ خبرهای پیش از این، تازه‌ست خبر رسیده، خبرهای دیگر آمده‌ است خبر رسیده... خبر، کودکی‌ست در آوار که زارِ زار پی نعش ‌مادر آمده است خبر رسیده... خبر، بی‌قراری پدری‌ست که لرزه بر تنش از سوگ دختر آمده است خبر رسیده، خبر، ضجه‌ی پرستاری‌ست که از تنفس گل‌های پرپر آمده است خبر رسیده... ولی خواب بُرده دنیا را خبر رسیده: کجایید؟! محشر آمده است مرا به غزه ببر تا نماز بگذارم که صبح صادقِ الله اکبر آمده است بیا به غزه ببر، شعر خون‌چکانِ مرا که آفتاب زده...، تیغ‌ها برآمده است بگو به حرمله‌، در چله تیر مگذارد بگو که دوره‌ی کودک‌کشی سرآمده است از این نبرد مبادا که جا بمانم من که حیدر است پی فتح خیبر آمده است :: نه! کارساز نشد شعر...، کارزار کجاست؟ مرا به غزه ببر طاقتم سرآمده است ✍ 📝 | عضو شوید ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e 🕌https://eitaa.com/joinchat/2935750975C4ba1be3f21
724.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کودکان از خواب، این‌گونه بیدار می‌شوند ... خدایا به  بی‌تابی کودکان به شب‌های بی‌خوابی کودکان  به دل‌های لرزان، به چشمان داغ به سوسوی لرزیدن هر چراغ به زخم بدن‌های رنجورشان  به چشمان مجروح و بی‌نورشان  به اندوهشان گاه رگبارها به فریادشان زیر آوارها به آن‌دم که آرامش خوابشان شد آشفته با بمب‌های گران  پر از ترس از خواب برخاستند  چو شمعی دمادم به جان کاستند خدایا به این بی‌گناهان قسم  به این رنج بی‌حد انسان قسم  از این خواب ما را تو بیدار کن  جهان را مهیای دیدار کن 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e 🕌https://eitaa.com/joinchat/2935750975C4ba1be3f21
تقدیم به خانواده‌های داغدیده حادثه پدرم را خدا بیامرزد مردِ سنگ و زغال و آهن بود سال‌های دراز عمرش را کارگر بود، اهل معدن بود از میان زغال‌ها در کوه عصرها رو سفید بر می‌گشت سربلند از نبرد با صخره او که خود قله‌ای فروتن بود بارهایی که نانش آجر شد از زمین و زمان گلایه نکرد دردهایش یکی دوتا که نبود! دردهایش هزار خرمن بود از دل کوه‌های پابرجا از درون مخوف تونل‌ها هفت خوان را گذشت و نان آورد پدرم که خودش تهمتن بود پدرم مثل واگنی خسته از سرازیر ریل خارج شد بی خبر رفت او که چندی بود در هوای غریب رفتن بود مردِ دشت و پرنده و باران مردِ آوازهای کوهستان پدرم را خدا بیامرزد کارگر بود، اهل معدن بود ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e