یعقوب میداند که وقتی یوسفت رفته...
دیگر شرف دارد به دیدن، کور بودن ها!
#طاهرهاباذریهریس
@mashaar🌱
گورِ بابایِ غم و غصه و اندوهِ جهان،می خندم!
بی خیالِ من و این مَردُم و هِی زخمِ زبان،می خندم!
#طاهرهاباذرےهریس
@mashaar🌱
هرچند جانِ غیر شده ای، من هنوز هم
جانم نگفته ام به کسی جز تو سالهاست..!
#طاهرهاباذریهریس
@mashaar🌱
گفته بودی تا ابد همراه میمانی، نماندی!
گرچه گفتی شب که باشم ماه میمانی، نماندی!
گفته بودم درد و درمانم شدی! پرسیده بودم
تا ابد در سینهام چون آه میمانی؟! نماندی!
لحظهای از دل حواسم پرت شد، بردی دلم را
خواب دیدم ای غمِ دلخواه میمانی، نماندی!
آرزویی جز تو در من نیست حتی بعدِ مرگم...
گفتمت ای حسرتِ جانکاه میمانی؟! نماندی!
کوله بارت روی دوشت بود، میدانستم این را؛
قول دادی لااقل کوتاه میمانی، نماندی!
من فریب از عشق خوردم، فکر کردم...
با یکی مانند من گمراه میمانی، نماندی!
دستهایم را رها کردی! که در غم گم شدم من
گفته بودی تا ابد همراه میمانی، نماندی.....
#طاهرهاباذریهریس
@mashaar🌱
برگرد و برایم غزلی ناب بیاور
من تشنه لبم! تشنه دلم! آب بیاور
لبریز شده کاسه ی صبرم به خداوند!
پیغام بده:« جانِ دلم! تاب بیاور!»
بیداری شبهای بدون تو مرا کشت...
برگرد و در آغوش خودت خواب بیاور
آن کودک نوپا به خدا پیر شد از عشق
همراه خودت کودکی و "تاب" بیاور!
تنهایی و افسوس رفیقم شده بی تو
اصلا تو بیا دوست ناباب بیاور...
برگرد و نثار دلِ ناشادِ من و عشق...
حرفی سخنی یا غزلی ناب بیاور!
#طاهرهاباذریهریس
@mashaar🌱
دائما از خندهام من را قضاوت کردهای...
گریه اما از غمی در خنده پنهان، بهتر است!
#طاهرهاباذریهریس
@mashaar🌱
سینی چای و گل و مردی که مانند تو نیست
یک دل مُرده که دیگر گیر و پابند تو نیست
بین جمعیت صدای خنده ات پیچید و بعد
تا سرم چرخید دیدم حیف! لبخند تو نیست
النکاح سنتی! آیا وکیلم مـن؟! بله
زیر لب با بغض گفتم این که پیوند تو نیست
با عسل کام من بیچاره شیرین تر نشد
تلخ می بوسم لبی را که لب قند تو نیست
تو قسم ها خورده بودی می رسی روزی به من
آاای این کابوس واضح مثل سوگند تو نیست
بعد از این باید فراموشت کنم، از این به بعد
شاعر این شعر غمگین آرزومند تو نیست
کودکی آشفته را هم چند سالی بعد از این
می فشارم سخت در آغوش و فرزند تو نیست
می پرم از خواب و یادم نیست چیزی را به جز
سینی چای و گل و مردی که مانند تو نیست
#طاهرهاباذریهریس
@mashaar🌱