eitaa logo
جامعه‌ایمانی‌مشعراستان‌یزد
780 دنبال‌کننده
7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
68 فایل
وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ اخبار؛اطلاع رسانی ها؛جلسات؛گزارشات؛ایده ها خوشحال مشم که ما رو دنبال کند... https://eitaa.com/joinchat/681836681Ca09c825ee2 ارتباط با ادمین : https://eitaa.com/Aht_313
مشاهده در ایتا
دانلود
روایت سوم : جعبه طلا را تحویل گرفتم. خیر و برکت و سلامتی را برای اهدا کننده، از خداوند خواستار شدم. جعبه را که باز کردم کاغذ لوله شده ای هم در آن بود، چیزی که با ارزش تر از خود طلاها بود چون حتی جواهر فروشی هم نتوانست بر آن قیمت بگذارد. «لبیک یا امام خامنه ای طلا که چیزی نیست آقا جان، جانمان فدای یک لبخند شما. ما با محور مقاومت یک امتیم. به امید روزی که به امامت یوسف زهرا، آقا جانمان،صاحب الزمان و نایب عظیم الشأنشان در قدس آزاد شده نماز بخوانیم. ما شرمنده تمام شهدا و رزمندگان محور مقاومتیم. امیدکه از دعای‌خیرشان محروم نباشیم. سنصلی فی القدس إن شاء الله» مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد. ✍ بازنویسی ز.مهدوی نژاد جهت شرکت در پویش اهدای طلا به جبهه مقاومت با شماره زیر تماس بگیرید : ۰۹۱۳۲۵۹۲۱۸۴ - ۰۹۱۳۹۵۲۳۹۵۵ ‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄❁✾❅❃◍◍⃟🇮🇷◍❃❅✾❁┄┄ 🌍 https://eitaa.com/mashar_yazd
روایت چهارم : آدرس اعلامی این بار مبارکه بود. راهی شدیم به اتفاق یکی از دوستان صاحب خونه جلو در منتظر ما بود دوستم برای تحویل‌گرفتن طلا پیاده شد شاید ۳۰ ثانیه بیشتر طول نکشید وقتی دوباره برگشت، چشماش پر از اشک شده بود. پرسیدم چی شده؟!!! جواب داد: طلا را که می‌خواست تحویلم بده،سرش را پایین انداخته بود و با خجالت گفت: «ناقابله چیزی بیشتر نداشتم.شرمنده!» و خیلی زود برگشت تو خونه چقدر بعضیا بزرگن همه طلاش رو بخشیده، باز هم خودش رو شرمنده و بدهکار می دونه!!! مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد. ✍️ بازنویسی ز.مهدوی‌نژاد ‌‌‌جهت شرکت در پویش اهدای طلا به جبهه مقاومت با شماره زیر تماس بگیرید : ۰۹۱۳۲۵۹۲۱۸۴ - ۰۹۱۳۹۵۲۳۹۵۵ ‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄❁✾❅❃◍◍⃟🇮🇷◍❃❅✾❁┄┄ 🌍 https://eitaa.com/mashar_yazd
معرفی هیات های فعال استان یزد در حوزه پشتیبانی از جبهه مقاومت مثل زهرا پای حق می ایستیم و به ندای فرزندش امام خامنه ای عزیز لبیک می گوییم .... 🔸 🔹 🔸 🔹 🔸 🔹 🔸 🔹 🔸 ‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄❁✾❅❃◍◍⃟🇮🇷◍❃❅✾❁┄┄ 🌍 https://eitaa.com/mashar_yazd
روایت هفتم: اینبار آدرس خیابان آیت الله شیخ محمدتقی بافقی بود. همین طور که جعبه سبز رنگی را تحویل می داد مرتب معذرت خواهی می کرد: « ببخشید، ارزشی ندارد، شرمنده برای هیچ به زحمت افتادید...» می خواستم برگردم و بگم: خانم برا چی شرمنده ای؟!!! تو که وظیفه خودت را انجام دادی شرمنده اونایی باید باشندکه وقتی کمک برای غزه جمع می کردیم، می گفتند: شیعیان نیازمند هستند شما به سنی ها کمک می کنید؟! برای شیعیان لبنان که درخواست کمک دادیم، گفتند مردم کشور خودمون گشنه هستند شما برای عربها کمک جمع می کنید؟! وقتی برای هموطنان کرمانی و سیستانی پویش همدلی برگزار کردیم، گفتند بافقی ها نیازمندند به کرمانی ها نمی رسد. و وقتی نهضت تهیه لوازم التحریر برای دانش آموزان بافق اجرا شد، گفتند: چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه! شرمنده اونایی باید باشند که برای همدردی نکردن با دیگران همیشه بهانه ای دارن. یاد اون اسیری افتادم که تا ساعتی قبل به قصد کشتن پیامبر(ص) به جنگ اومده بود وقتی از حضرت زهرا(س) درخواست طعام کرد، حضرت غذای خودشون و امیرالمومنین(ع) و حسنین(ع) را بهش دادند. و نپرسیدند: دینت چیه؟ کجایی هستی؟ ✍️ بازنویسی ز.مهدوی نژاد ‌‌‌جهت شرکت در پویش اهدای طلا به جبهه مقاومت با شماره زیر تماس بگیرید : ۰۹۱۳۲۵۹۲۱۸۴ - ۰۹۱۳۹۵۲۳۹۵۵ ‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄❁✾❅❃◍◍⃟🇮🇷◍❃❅✾❁┄┄ 🌍 https://eitaa.com/mashar_yazd
روایت دهم: 💢 آیندگان،اسم‌های قشنگی بر این جنگ خواهند گذاشت ... جنگ صهیونها با جبهه مقاومت! یا‌ جنگ کمپانی‌های غول‌پیکر غربی با النگوها و انگشترهای بانوان‌ایرانی! ‌‌‌جهت شرکت در پویش اهدای طلا به جبهه مقاومت با شماره زیر تماس بگیرید : ۰۹۱۳۲۵۹۲۱۸۴ - ۰۹۱۳۹۵۲۳۹۵۵ ‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄❁✾❅❃◍◍⃟🇮🇷◍❃❅✾❁┄┄ 🌍 https://eitaa.com/mashar_yazd
روایت هشتم: از دوستان صمیمی‌ام بود. یه روز در حالی که پسر یک‌سالش بغلش بود، از تو کیفش انگشتری رو درآورد و کف دستم گذاشت. - اینم هدیه من به بچه های لبنان! خیلی کمه! کاش بیشتر داشتم و می تونستم بیشتر کمک کنم! ولی همین و دارم فقط. + این انگشتر را که خیلی دوست داشتی؟!!! لبخندی رو لبش نشست انگار خاطره ای را مرور می کرد. - آره. آخه داستان غریبی داره. وقتی اشتیاق مرا برای شنیدن دید، ادامه داد: - شوهرم با مدت ها پس انداز شهریه طلبگی اش این انگشتر را برام خریده بود ولی اونو بهم نمی‌داد می گفت می خوام این انگشتر رو توی یه موقعیت معنوی خاص بهت هدیه کنم. گذشت تا اینکه شهدا دعوتمون کردن به سرزمین عشق، کربلای ایران، شلمچه اونجا بود که آقام این انگشتر را دستم کرد. + چه حس خوبی! - آره! بعد از اون این انگشتر برام بار معنوی داشت. حس می‌کردم شهدا همراهم هستند. حالا که دارم اونو هدیه می کنم حس می کنم من همراه شهدا هستم. و این انگشتر من هم داره می ره که عاقبت به خیر بشه. «مومن در هیچ چارچوبی نمیگنجد...» ✍️ ز.مهدوی نژاد ‌‌‌جهت شرکت در پویش اهدای طلا به جبهه مقاومت با شماره زیر تماس بگیرید : ۰۹۱۳۲۵۹۲۱۸۴ - ۰۹۱۳۹۵۲۳۹۵۵ ‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄❁✾❅❃◍◍⃟🇮🇷◍❃❅✾❁┄┄ 🌍 https://eitaa.com/mashar_yazd