هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
که اگر میدیدش میگفتی این عناوینی که قراره امشب راجبش بشنوی اصن باورت نمیشه
بس که خاکی بود و بی ریا
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
مغازه نونوایی داشت
خونه داشت
موتور داشت
زندگی راحتی داشت
ولی عاشق انقلاب و نظام و ولایتش بود
اینا رو اینجوری براتون بگم
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
که داش حسن ما مربی خیلی قهاری بود
تو چی؟!
بخون فقط مغزت سوت نکشه
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
مربی راپل بود
مربی کایت و پاراگلایدر
مربی غواصی
و مربی شکار بود
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
یکی از خصوصیات خیلی خاص حسن
حضور فعالش بود تو فتنه ها مخصوصا سال هشتاد و هشت
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
از شجاعتش که نپرس
وقتی نوع شهادتش رو برات گفتم میفهمی حسن کی بود و چه کرد
این مرد اولین شهید مدافع حرم مشهدی بود
اصن حسن باعث شد شهادت بچه های مدافع علنی بشه و تشیع ها شروع بشه
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
با تمام جسارت و علم و تواناییهاش
همیشه خنده روی لب اطرافیانش میاورد
عقیده ش این بود
بچه حزب اللهی باید عین امام و مقتداش علی علیه السلام باشه
به وقتش خنده به وقتش خشم
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
مثلا رضا سنجرانی میگفت
وقتی جلسات مربی ها بود
از بس که حسن شیرین خاطره تعریف میکرد
بهش در گوشش میگفتیم و ازش میخواستیم داداش تو تعریف کن برای همه
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
خیلی شوخ طبع و جوک بود
اما نمیدونم خاطرات طنزش رو قبل از خاطره ی شهادتش بگم یا بعدش؟!
بذارین اول شادتون کنم با یادش
اخرش دلتون رو بشکنم و با دل شکسته دعام کنین
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
یه روز حسن با سه تا از رفقای مشهدی میرن حرم اقامون علی ابن موسی الرضا علیه السلام
حسن میگه بچه بیاین من یک ویلچر میگیرم
سوار میشم بیینیم ملت چیکار میکنن
شب ولادت یکی از ائمه ی اطهار بوده و حسن هم خوشتیپ میشینه روی ویلچر
میگفت من روویلچر و دوستام دورم بودن و هر کس میدید میگفت اخی جووون مردم فلجه
دوستامم میگفتن برای دوستمون دعا کنین
هدایت شده از مشقِ عشق ٬ دمشق
رسیدیم جای ضریح
پشت ونجره فولاد همه برامدعا میکردن
میگفت یکدفعه دیدم یک پسری مزاحم دختری شده
هی دوست داشتم پاشم بزنمش ٬ هی عصبانیتم رو میخوردم
ولی هی با صورتم عصبانیتم روبهش نشونمیدادم