eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.3هزار دنبال‌کننده
173 عکس
50 ویدیو
45 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
کار مجری شبکه افق و سایر دست‌اندرکاران زشت بود!! اما زشت‌تر می‌دونین چیه؟ زشت‌تر، ژست برخی حزب‌الهی‌هایی است که از بس این‌روزا فحش خوردند و فشار روانی تحمل کردند، حالا انگار یه جنازه پیدا کردند که با لگد زدن بهش بگن ما مثل اونا نیستیم. مهوع هستید! نه چون دارید در قبال کار غلط موضع می‌گیرید. مهوع هستید چون مشخصه دارید با زدن یه فرد زمین‌خورده خودتون رو تخلیه می‌کنید. می‌دونم این حرفم خوشایند خیلیاتون نیست ولی باید می‌گفتم. باید می‌گفتم که در این لحظات چقد حال‌بهم‌زنید! پاورقی: خطاب به خواص اصول‌گرایی! من هیچ صنمی با جبلی و جلیلی ندارم. اونام قطعا باید بشینن پای لرز خربزه‌ای که می‌خورند. ولی شماها مرد باشید و پروژه‌های سیاسی خودتون رو روی موج‌های این‌چنینی جلو نبرید. @Masihane
ای غیبِ دیرپای هزارودویست ساله! ما «بودن» تو را باور که نه، فراتر از آن، طلب داریم. که ایمان نه صرف باور داشتن، بَل خواستن و طلب کردن است. «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»... شب 14بهمن‌ماه سال4 @Masihane
میکل‌آنجلو مردیسی دا کاراواجو (۱۵۷۱–۱۶۱۰) نقاش ایتالیایی اثری هنری دارد قابل خوانش که در تصویر می‌بینید. به حالت ایستادن مریم مقدس و نگه‌داشتن مسیح جلوی خود نگاه کنید.. و پایی که بر سر مار گذاشته و سپس پای کوچک مسیح روی پای مادر. اگر تربیت می‌خواست تصویر باشد، چه چیزی باید بر بوم خلق می‌شد جز این؟ ما چه می‌بینیم؟ ماری خوفناک که نمادی است از فریب نخستین شیطان و درواقع دشمنی. سپس مادری که بی‌واسطه به مصاف شرّ رفته و فرزندی که حالتی از ترس و گریز دارد ولی به پشت‌گرمی مادر ایستاده و به‌گمان خویش کمک‌حال مادر هم هست در پای فشردن بر سر مار و دشمن. اینگونه فرزند با‌واسطه‌ی مادر رویارو شدن با خطر را تجربه می‌کند و آن را می‌زیَد. من هنوز بر این باورم که مادرانی در این کشور، اجازه‌ی تجربه‌ی خطر و رویارویی با دشمن را به نسل‌هایی نداده‌اند. گاه از روی دلسوزی ناآگاهانه و گاه از روی چسبیدن سفت و سخت به میز و عنوان و... . @Masihane
💢 وقتی سروش از نهیلیزم متأخر ایرانی می‌گوید! "صبحانه با زرافه‌ها" را که دیدم، بابت برخی سکانس‌ها درود فرستادم به سروش صحت. اگر می‌خواهید نهیلیزم متأخر ایرانی را در قالب یک فیلم نسبتا قابل اعتناء ببینید، بنشینید پای "صبحانه با زرافه‌ها". البته به‌شرط اینکه معنای نهیلیزم مذکور را با زیستن و چرخیدن میان همین جنس آدم‌ها یافته باشید نه از لابه‌لای کتب و نظریات انتزاعی گوشه‌ی کتابخانه. آن‌وقت همه‌ی صحنه‌های فیلم چنان آشنا از آب درمی‌آید که پیش خودتان می‌گویید: من قبلا این صحنه را دیده‌ام؛ توی خوابگاه یا دانشگاه یا مهمانی یا هرجای دیگری. شاید مهم‌ترین مشخصه‌ی نهیلیزم متأخر ایرانی مسخره جلوه کردن همه چیز باشد. از به سخره گرفتن واژگان "مهندس" و "دکتر" تا دیالوگ‌های فلسفی نظیر "ندیدن دلیل بر نبودن نیست" و حتی خواندن قطعاتی اگزیستانسیالیستی از یک کتاب. مایلم که خیلی سریع دوباره تکرار کنم در این فیلم همه چیز "مسخره" است. از سکانس خطابه‌ای درباره‌ی غم از دست دادن و عزاداری بازماندگان و دفاع از خون مظلوم و نفی خشونت که پیرامون کشته شدن یک حشره گفته شد؛ تا صحنه‌هایی که یکی‌شان در بحران به‌فنا رفتن شب عروسی‌اش بال‌بال می‌زند ولی رفقایش به فکر خواب و بعد شکم و درنهایت ریختن طرح دوستی با چند دخترند؛ تا بالا گرفتن دعوا بابت غیرتی شدن یکی‌شان روی دوست‌دختری که خودش هرگز به آن وفادار نیست.. واقعا در این فیلم همه چیز "مسخره" است. اما فیلم برای امروز ما فیلمی ناتمام است. شاید اگر صحت هم می‌خواست آن را بعد از وقایع اخیر بسازد، پایان دیگری تصویر می‌کرد. پایانی از جنس خشونت تمام‌عیار. این نهیلیزم متأخر ایرانی که دیگر نمی‌پرسد «چرا زندگی کنم؟» و فقط می‌پرسد «امروز چطور بگذرد؟»، این نهیلیزمی که نه علیه خویش عصیان می‌کند، نه انتحاری دارد و نه حتی مسئله‌ای درگیرش کرده، این نهیلیزمی که صرفا از کنار بحران‌ها با لبخند می‌گذرد و در مهم‌ترین نقطه‌عطف‌های زندگی‌اش نه بهجتِ شادیِ شبِ عروسی نمایان است و نه شکوهِ غمگنانه‌ی مرگ دوست، این نهیلیزمی که فقط خودش را با مواد می‌سازد آن هم نه برای جنگیدن و برهم زدن که برای گذرانی مطبوع‌تر، این نهیلیزمی که "زن" و "عشق" در آن به‌شکلی واضح غایب است، قطعا به خشونتی داعش‌وار می‌رسد. باور ندارید؟! نگاهی بیندازید بر خشونت‌های کلامی و رفتاری این روزهای آزادی‌خواهانی که تاب هیچ خلاف‌میلی را ندارند. حتی اگر طرف "گلشیفته‌" باشد. این نهیلیزم متأخر ایرانی است. دوباره به آن سلام کنید! لحظات آغازین ۱۸ بهمن‌ماه سال ۴ @Masihane
🔰 خنثی‌بودن غیر ممکن است! "اسلام" یعنی موضع داشتن و خروج از خنثی بودن.. و این درگیری می‌آفریند! آنها که از درگیری هراس دارند در چنین موقعیتی دچار تناقض جدی می‌شوند. چون هم می‌خواهند مسلمان باشند و هم با طاغوت درگیر نشوند. چاره کار این افراد چیست؟ خودشان عموما می‌روند سراغ نسخه‌هایی از اسلام که بخش ایمان به خدایش پررنگ ولی بخش کفر به طاغوتش محو است. حالا در این لحظه اگر نسخه‌ای به نام اسلام سیاسی خط بطلانی بر این اسلام آنها بکشد، با اسلامِ سیاسی دست به یقه می‌شوند که "تو نمیذاری آب خوش از گلومون پایین بره". طبعا این‌ها با خمینی میانه‌ای ندارند همانطور که پیش‌ترها آب‌شان با حسین(علیه‌السلام) در یک یه جو نرفت. نکته مهم اینکه با این چاره‌ای که کرده‌اند برای رفع تناقض، درگیری از بین نمی‌رود. فقط سطح آن عوض می‌شود. چون این جماعت هرچقدر از درگیری با طاغوت هراس دارند، در دعوای با طرفداران اسلام سیاسی بی‌پروا عمل می‌کنند. @Masihane
حالا که خبر رسیده سه نفر از رؤسای اصلاح‌طلبان را بازداشت کرده‌اند، خوب است یک زنگ حساب راه بیندازیم و به یکدیگر یادآوری کنیم دُنگ هرکسی از وضعیت موجود چقدر است. مخصوصا حالا که قریب به یقین خوشحال‌تر از این سه نفر بازداشتی در ایران پیدا نمی‌کنید. چون این جماعت اصلاحاتی اگر تا دیروز برای جدا کردن کاسه‌کوزه‌ی خود از کاسه‌بشقاب دولت، نیاز داشتند به قسم حضرت عباس، حالا با سکوت هم حجت موجهی دارند برای گفتن "ما با اینا نیستیم" و اینگونه لکه‌ی این همه خون ریخته را از دامن خود می‌زدایند. پس باید یادآوری کرد هم‌اکنون یک دولت اصلاح‌طلب بر سر کار است و تصمیم‌سازان اصلی نشسته در سایه هم جیره‌خور همین قماشند. با این حال اگر منصف باشیم و این دولت را تنها مسبب وضعیت کنونی اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و سیاسی ندانیم، قطعا یکی از سهام‌داران اصلی هست. سایر اصلاح‌طلبانی هم که خودشان را پس از تقسیم غنائم آرام‌آرام جدا کردند، گمان نکنند سهم آنها را نادیده می‌گیریم و زخم‌مان را با بیانیه‌درمانی آنها التیام می‌بخشیم. ۲۰ بهمن سال ۴ @Masihane
💢 امر ناب کجاست؟ ما ایرانی‌ها یک تاریخ دور داریم و یک تاریخ نزدیک. به تعبیر قرآن: "ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ". معمولا هم معتقدیم تاریخ دورمان بسیار پرشکوه بوده ولی نسبت به تاریخ نزدیک خودمان حس خوبی نداریم. مثال واضحش آنجاست که وقتی از تعدادی جوان ایرانی پرسیدند اولین کشور جهان در آمار دزدی کدام کشور است؟ پاسخ دادند: احتمالا ایران! این یعنی تصویری که آن جوانان ایرانی از خود دارند بسیار تصویر مخدوشی است. اما همین افراد می‌توانند درباره‌ی تک و یک بودن فرهنگ و تمدن ایرانی در گذشته‌های دور ساعت‌ها سخن برانند و با غبغبه‌ی بادکرده بدان افتخار کنند. انگار هرچه فاصله‌ی ما با یک گذشته بیشتر می‌شود، درنظرمان شکوهمندتر جلوه می‌کند و در طرف مقابل هر آنچه به ما نزدیک‌تر است، فروغ و شکوه چندانی ندارد. احتمالا راز اینکه انسان‌های بزرگ (نه بزرگوار) سعی می‌کنند زیاد با مردم قاتی نشوند همین باشد که دوری، شکوهمندی و سپس دوستی و محبوبیت می‌آورد. شاید این همه یعنی ما در ناخودآگاه خود باور داریم "امر ناب" در گذشته است و ما هرچه از آن فاصله می‌گیریم "نابی" کمتری به چنگ می‌آوریم. مثل سرچشمه‌ای که می‌جوشد و جاری می‌شود و هرچه بیشتر پیش می‌رود با خاک و خس و خاشاک بیشتری درمی‌آمیزد و گل‌آلودتر می‌شود. پس ما هرچه به عقب‌تر برگردیم، با آبی زلال‌تر روبه‌رو می‌شویم. اینگونه است که میل به بازگشت، نوستالژی می‌سازد و بسیاری حتی آرمان‌شهر خود را برپا کردن دوباره‌ی گذشته می‌دانند. اما یک تئوری دیگر هم وجود دارد که "امر ناب" را نه در گذشته که در آینده متصور است. لذا سیر تاریخ را تکاملی می‌فهمد. بدین‌صورت که معتقد است ما هرچه جلوتر آمده‌ایم به حقیقت نزدیک‌تر شده‌ایم و امروزِ ما با همه‌ی کاستی‌ها، بهینه‌تر از دیروز ماست. این جماعت معمولا رؤیایی دارند که به سمت آن گام برمی‌دارند. یک لحظه صبر کنید! گویا یک اتفاق عجیب برای ما افتاده و آن اینکه برخلاف همه‌ی این تئوری‌پردازی‌ها، ما امروز آدم‌هایی را داریم که گذشته‌ی نزدیک خود یعنی پهلوی را می‌ستایند و با آن احساس نوستالژی دارند و قاجارها را که قدیمی‌تر از پهلوی هستند لبریز از فلاکت و سیاهی می‌فهمند. لذا شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت که از منظر برخی ایرانی‌ها، "امر ناب" نه در گذشته است و نه در آینده. امر ناب در شکلی از توسعه‌ی غربی است. در نظر آنها تاریخ ما به میزانی که به توسعه غربی نزدیک شده، خوشایند است و به میزانی که آن را پس زده ناخوشایند است. این تصور اگر واقعیت داشته باشد، به ما می‌گوید تنها راه نجات در یک کلمه است: عبور! عبور یعنی به چنگ آوردن و سپس رها شدن. نه باید در توسعه غربی ماندگار شد و نه می‌توان آن را دور انداخت. باید عبور کرد و این از همه چیز سخت‌تر است. حتی از ماندگاری یا پس زدن! @Masihane
اگر از شوخی با "لحظه‌ی حساس کنونی" دست برداریم و کلیشه‌ی "پیچ تاریخی" را چون حلقه‌ی مویی بیندازیم پشتِ گوش؛ اکنون بیش از هر زمان دیگری مُماس شده‌ایم با جنگی که مراحل مقدماتی آن با و کشته‌سازی و کشته‌گیری و تعمیق نفرت اجتماعی و تخریب وحدت ملی فراهم آمده و حالا چشم همه از پشت دوربین‌های جنگی و نزدیک‌بین‌های جاسوسی و لنزهای تجسسی مترصد دریافت پیام است؛ پیامی که امروز خیابان مخابره می‌کند. مثل همیشه‌ی تاریخ، سرنوشت در گرو اراده و عزم است. البته تصمیم‌های بزرگ را مردمان بالغ می‌گیرند و کودک‌ذهن‌ها و کوچک‌قلب‌ها می‌نشینند به گرفتن بهانه‌ها و بیرون ریختن حقدها و گشودن عقده‌ها. لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﻳﻘﻴﻨﺎً جان و مال شما می‌افتد در دام بلاء و ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺍﺯ سوی یهودی و مسیحی و مشرکان مورد اذیت بسیاری قرار خواهید گرفت، اگر مقاومت کنید و سپرهای خود را برگیرید برای ایستادگی، این نشانه‌ای است از اراده‌ورزی (آل‌عمران/١٨٦) صبح ۲۲بهمن سال۴ @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
اگر از شوخی با "لحظه‌ی حساس کنونی" دست برداریم و کلیشه‌ی "پیچ تاریخی" را چون حلقه‌ی مویی بیندازیم پش
عطف به حرف پیش: چون شعله در محیط بلا پا گذاشتیم تقدیر خود به باد صبا واگذاشتیم غوصی زدیم در دل گرداب حادثات چون موج سر به دامن دریا گذاشتیم از نیش و نوش، عقده‌ی مشکل نمی‌گشود تیغی میان خشم و مدارا گذاشتیم علی معلم
راستش را بخواهید، اینکه اپوزیسیون خارج‌نشین تنها مسیر پیروزی خود را آویختن به قبای ژنده‌ی بیگانه و دریوزگی از امثال ترامپ می‌داند، خود حاکی از نگاهی است که به "مردم" دارد. این جماعت چون "مردم" را فاقد اراده می‌بیند، گمان می‌کند اگر ترامپ یک هُل بدهد و موتور هوا گرفته‌ی چند ده‌ساله‌شان را روشن کند، مابقی مسیر سرازیری است. چرا که حکومت بر توده‌های فاقد اراده سهل است. این فهم توده‌وارشان از "مردم" هم از این روست که در آینه‌ی دورو‌بری‌های خود نشسته‌اند به تماشای "مردم"، و دیرزمانی است که چشم‌هاشان به اراده‌های حاضر در میدان کور شده. البته ناگفته نماند که در این فهم غیرواقعی، بسیاری از جامعه‌نشناس‌های ایدئولوژیک ایرانی هم سهیم‌اند که از وزوز حشرات‌الارض تحلیل افول بیرون می‌دهند ولی گوش‌شان صدای سلوک جمعی مؤمنان را نمی‌شنود تا دست‌کم یک خط توضیح صادر کنند. بعدازظهر ۲۲بهمن سال۴ @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
راستش را بخواهید، اینکه اپوزیسیون خارج‌نشین تنها مسیر پیروزی خود را آویختن به قبای ژنده‌ی بیگانه و د
اراده‌های حاضر در میدانی که امروز برخی دیدند و برخی نخواستند که ببینند یعنی: مردمی که ۴۷ سال یک ساختار را با تمام ضعف و نقص حفظ کرده‌اند، حتما کار اداره کشور برای هر دولت و حکومت متکی به بیرون و بیگانه را سخت کرده و عمر آنها را کوتاه می‌کنند. این مردم اراده دارند. کاش بدانید که این اراده داشتن هم بشارت است و هم انذار. اراده می‌تواند هم صعود وطن را میسر کند و هم سقوطش را وحشتناک‌تر. کاش این را بدانید! @Masihane