eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.8هزار دنبال‌کننده
195 عکس
67 ویدیو
45 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
آقای ! از اینکه امروز در سازمان ملل، رئیس‌جمهورِ ایرانِ اسلامی بودی، ممنون. @Masihane
منافق از اختلاف، تفرقه می‌سازد؛ و مؤمن از دلِ اختلاف، راهی برای آشتی پیدا می‌کند. منافق اگر میان دو نفر فاصله‌ای ببیند، در آن فاصله می‌ایستد و آن را عمیق‌تر می‌کند؛ سخنی را به سخنی می‌افزاید، سوءتفاهمی را به کینه تبدیل می‌کند و هر اختلافی را فرصتی برای جدایی، تنازع و تفرقه می‌سازد. اما مؤمن، اگر شکافی ببیند، در پیِ پر کردن آن است؛ سخنی می‌گوید که دل‌ها را نزدیک کند، سوءتفاهم را روشن می‌کند، از آتش اختلاف هیزم نمی‌سازد و میان انسان‌ها دیوار بلندتری نمی‌کشد. @Masihane
💢 کم‌مراعاتی و اتفاق بد به لطف خدا، ایران جان‌فدا زیاد دارد. در این حرفی نیست. اما نگاهی بیندازید به عکس شهدا. از دفاع مقدس تا همین دفاع اخیر. آن‌هایی که از روی آگاهی و اراده فدا شدند عموما یک شکل خاصی هستند که درباره‌ی آن‌ها نمی‌توان این "شکل خاص" را نادیده گرفت. تا دنیا دنیاست، همیشه اتفاق بد می‌افتد. زیاد و گسترده. اما اتفاق بد این روزهای ما زمانی می‌افتد که آن شکل خاصِ جان‌فدایان که امنیت را برای همه تأمین می‌کنند، به این نتیجه برسند که دیگر نباید... اینجاست که یک پرسش اساسی پدید می‌آید: "چه بشود این جان‌فدایان واقعی به این نتیجه می‌رسند که دیگر نباید؟!" شاید آن‌وقت از مسئول تا شهروند با هر سلیقه‌ی سیاسی و هر سبکی از زندگی، متوجه یک چیز بشوند: "کم‌مراعاتی". ۳ مهر سال ۵ @Masihane
مِن‌باب مشورت، یک طرح پژوهشی را فرستاده بودم برای استادی. دوسه‌روزی گذشت و پاسخی نیامد. آرام‌آرام حس بدی داشت وسط سینه‌ام سروشکل می‌گرفت تا اینکه دیروز تماس گرفت. عذرخواهی کرد و توضیح داد رفته مسافرت و سیستمش را با خودش نبرده و مطالعه‌ی طرح از روی صفحه‌ی گوشی برایش سخت است. گفت لازم بود تماس بگیرم و عذرخواهی کنم تا مبادا جواب ندادنم حمل بر بی‌اهمیت تلقی کردن کار شما شود. این استاد هیچ وظیفه‌ای نداشت حتی اگر پاسخ نمی‌داد. اما تماس گرفت، عذرخواهی کرد و گمانه‌های غلط را از بین برد. حس خوبی چون شجره طیبه ریشه دواند و همه وجودم را گرفت. یادم هست یکبار دیگر هم با استاد دیگری مشابه همین ماجرا رخ داد. آن روز هم آن استاد دیگر، در حضور یک جمع عذرخواهی کرد ولی هیچ حس خوبی به من منتقل نشد. چرا؟ چون با قرائنی می‌دانستم این رفتار، صرفا یک وانمود است. هیچ اهمیتی به کار و زحمت من نداده و نمی‌دهد. اما نمی‌خواست چهره دلسوزانه‌اش خش بردارد. در واقع هر دو استاد درحال مراقبت بودند. یکی از کرامت انسانی و دیگری از تصویر خود. به نظرم همین دو هم، منشأ پدیدایی حس خوب و بد بود. آری! انگیزه‌ها وجود دارند. انگیزه‌ها نامرئی ولی اثرگذارند. بیخود نیست که فرمود: انما الاعمال بالنیات! اصلا ریا مگر چیست؟ ریا ریشه در «رأی» به معنای «نمایاندن» دارد. ریا یعنی رفتارهایی به هدف مراقبت از چهره و تصویری که بازتاب می‌دهیم و می‌نمایانیم. ریا با احساسی که در قلب طرف مقابل پدید می‌آورد خودش را رسوا می‌کند. ریاکار گمان می‌کند درحال مراقبت از تصویر خودش در ذهن‌هاست ولی برای فطرت‌های انسانی، مشتش خیلی زود باز می‌شود. ما به وقت ریاکاری، غافلیم از اینکه «ریا» نمایشی بودن رفتار را هم بازتاب می‌دهد. @Masihane
خیلی کم پیش می‌آید که کتابی را دوبار بخوانم. ولی سووشون از آن‌دست کتاب‌هایی است که حساب مرتبه‌های خواندنش از دستم در رفته! سفت و سخت باور دارم این کتاب را می‌توان متن‌خوانی کرد. دست‌کم بخش اولش. می‌شود سطر به سطر خواند و توشه چید. از بس ظرافت دارد و دقت. خدا بیامرزد سیمین دانشور را. امروز که با یک حلقه‌ی جدید خواندن سووشون را شروع کردیم، درباره‌ی همان دوسه‌صفحه‌ی نخست یک‌ساعتی گپ زدیم. تازه به‌اختصار. القصه که در سووشون "زری" یک ویژگیِ برجسته دارد. از همان ابتدای کتاب هم مشخص می‌شود. زری تلاش می‌کند "میانجی" باشد؛ میان یک گروه ستمگر و وابسته به بیگانه‌ی متجاوز و همسرش یوسف که آشکارا بر ظلم آن‌ها شوریده. اما زری- این نیروی میانجی و در حال تکاپو برای حفظ آرامش خانه و خانواده- خام است و خوش‌خیال. بیراه نیست اگر بگویم تمام کتاب هم فرآیند گذر زری است از خامی به پختگی. من از آن جرگه آدم‌هایی هستم که سفت و سخت به نیروی میانجی معتقدم. به‌قول فراستخواه باور دارم به "کنشگران مرزی". به همان نیرویی که یوری لوتمان نامش را می‌گذارد: مترجم! کسی که در مرز جهان‌های مختلف می‌ایستد و آدم‌های از هم‌بیگانه را -ولو هم‌وطن باشند و هم‌زبان- برای یکدیگر قابل فهم می‌کند. اما میانجی نباید خام باشد. نباید میان‌مایه باشد. وگرنه می‌نشیند میان ظالم و مظلوم و می‌خواهد یکی را با التماس و دیگری را با باج دادن رام کند و خیلی دیر خواهد فهمید "میانجی‌گری میان ظالم و مظلوم خود ظلمی بزرگ است" (امام‌خمینی). کاش جامعه‌ی ما سووشون می‌خواند. مخصوصا زری‌مسلکان. آن‌هایی که گمان می‌کنند اگر یوسف‌ها از ظلم دشمنان و ددمنشان دندان روی جگر بگذارند و حرفی نزنند و اگر گوشواره‌های زمردشان و اسب دلخواه پسرشان را بدهند برود، آسایش در چاردیواری خانه و خانواده می‌ماند. ته قصه‌ی خوش‌خیالی را ادبیات هزار بار گفته و تاریخ هزار بار نشان داده. به‌قول حافظ: شاه ترکان سخن مدعیان می‌شنود شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد @Masihane
لطفا اگر ممکنه برای مادری تازه پر کشیده نماز شب اول قبر بخوانید و برای تسلای خاطر بازماندگان هم دعا کنید! مرحومه مهدیه سادات حسینی، فرزند سید حبیب‌الله
بسم‌الله دیدم چند نفری توی قم ( و لابد تهران هم) پلاکارد دست گرفته‌اند که ای وای قالیباف دهان رسایی را بسته است. با خودم فکر می‌کردم اگر قالیباف از مطالب رسایی شکایت نمی‌کرد، چه می‌شد. گفتم یحتمل رسایی می‌گفت که دیدید حرفم درست بود وگرنه این‌ها من را بیچاره می‌کردند. باز فکر کردم اگر دادگاه رسایی را محکوم نکرده بود چه می‌شد، باز یحتمل رسایی می‌گفت دیدید آن‌چه نوشته بودم درست بود وگرنه محکوم می‌شدم. باز فکر کردم اگه صرفا جریمه نقدی برای رسایی می‌بریدند چی می‌شد، دیدم خدایی‌ش رییس مجلس مملکت رو متهم کنیم به دستکاری اسناد مجلس و بعد با چند میلیون جریمه سروتهش را هم بیاریم، هم خیلی ناجور است، نیست؟ البته ما از این ناجورها باز هم داریم ولی خب... البته رسایی رسما دستگاه قضا را متهم کرده است به حکم سیاسی و گفته این‌ها با هم وفاق کرده‌اند علیه من. راست میگه یعنی؟ دستگاه قضا هیچی بهش نمیگه چرا به من تهمت می‌زنی ؟ چم (خلاصه کرمانی چه می‌دانم) https://eitaa.com/pasfardaha
رهبر انقلاب: "بی‌تردید در طول کلّ تاریخ شامات تاکنون، پس از انبیاء و اوصیاء ایشان، رَجُلی به عظمت او [شهید نصرالله] در آن خطّة کهن سر بلند نکرده بود." پاورقی: ما چقدر خوشبخت بودیم که با او معاصر بودیم و توأمان چقدر کم‌نصیب بودیم که در حجاب معاصرت ِاو ماندیم! @Masihane
بمب اتم. طرفدارانش را سیر می‌کنم. تنوع جالبی دارند. بُر می‌خورم لای استدلال‌های ادعایی‌شان. سپس یقین می‌کنم اگر قبل انقلاب بودند و ازشان می‌پرسیدیم راه مبارزه‌ی با شاه چیست؟ یک مسیر را نشان می‌دادند: مبارزه‌ی مسلحانه. اگر کسی می‌گفت این مسیر را قبول نداریم، سوای از فحش و فضیحت یک انگ می‌چسباندند روی پیشانی‌اش که "تو جان انقلابی‌ها را به خطر می‌اندازی، با همین تئوری‌های من‌درآوردی و به‌دردنخور و غیر رئال و الاهیاتی و هپروتی... با شیوه‌ی مبارزه‌ی شما، آخرش همه چیز به نفع استبداد شاه تمام می‌شود!" حالا که گذشته‌ها گذشته می‌شود فهمید راه مبارزاتی خمینیِ امام شدنی بود و شد. بی‌آنکه اسلحه دست بگیرد و مسلحانه بجنگد؛ با آنکه می‌توانست تمام دین و شریعت را استخدام کند برای توجیه مسلح شدن. خب یکی بگوید: گره کار کجاست؟ پیام دیروز رهبر انقلاب نکته‌ی مهمی داشت: ما با محاسبات مادی، چهارمین ابرقدرت دنیاییم و با محاسبات الهی اولین ابرقدرت جهان! گره کار اینجاست که این جماعت بمب‌اتمی، چهارم شدن را می‌فهمند ولی اول شدن را نه. اختلال اصلی در آن دستگاه محاسباتی است که محاسبات الهی را هپروتی‌دیدن تحلیل می‌کند. از لنز این‌ها فقط با بمب اتم می‌شود بازدارندگی ساخت نه با اراده‌های مردم. همانطور که قبل انقلاب از لنز همین قماش، فقط با اسلحه می‌شد شاه را بیرون انداخت نه با اراده‌های مردم. دیگر بگذریم از وقتی که مسئله چهره حادتری پیدا می‌کند؛ مثلا اگر بگوییم چهارمی و اولی توأمان است. اینجا قطعا دستگاه محاسباتی‌شان واشر می‌زند! @Masihane
سخنرانی روبیو در قامت وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا بی‌اغراق مهم‌ترین موضوعی است که باید به آن اندیشید و از آن به عنوان یک بزنگاه مهم تاریخی-تمدنی استفاده کرد برای رساندن طرح و ایده‌ی تمدنی ایران به گوش جهانیان. اگر غرب امروزه اینگونه خود را عیان و عریان مبتنی بر همان ایده‌ی «اراده معطوف به قدرت» معرفی می‌کند و منطق «تضاد و رقابت» را عامل موفقیت جلوه می‌دهد، در این سو تمدنی که ما داعیه‌دار آن بودیم و خامنه‌ایِ شهید علمدارش می‌تواند دعوتی دیگر ارائه کند. دعوت به تمدنی مبتنی بر «تزویج» نه «تضاد»، بنا شده بر «ولایت» نه «اراده معطوف به قدرت». اما نگاه کنید که میراث‌داران ایده‌ی تمدنی ایران و حرفِ نویِ جمهوری‌اسلامی چه کسانی شده‌اند؟ اینها از دو گونه خارج نیستند: الف) کسانی که با ژست واقع‌گرایی از معرفی کردن ایده‌ی تمدنی ایران به‌مثابه‌ی امتداد خط انبیاء پرهیز دارند و این حرف‌ها را انگ ایدئولوژیک می‌چسبانند؛ درحالیکه روبیو هیچ ابائی ندارد آمریکا را امتداد همان طرح باستانی یونان معرفی کند. ب) کسانی که «اراده معطوف به قدرت» غربی را ایرانیزه کرده و با توئیت کردن شکست والرین در برابر پادشاهان ایرانی، بر این خیال خامند که پاسخ دندان‌شکن داده‌اند. در این نزاع تمدنی که آمریکا و کابینه ترامپ و وزیرخارجه‌اش بسیار آن را واقعی و جدی قلمداد می‌کنند، هر دو گروه «الف» و «ب» ره به ترکستان می‌برند. یکسو [که آمریکا باشد] از قدرت و جنگیدن و اراده‌ورزی برای به دست آوردن برتری سخن می‌گوید و جهان اروپایی متمسک به قواعد حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی را به سخره می‌گیرد و دنیایی که در آن بازنده‌ای نباشد را بی‌معنی می‌خواند و مهیای نبردی آخرالزمانی می‌شود چون می‌داند جنگ با ایران یعنی تعیین سرنوشت برای تمدن غربی به مدت چند قرن. در سوی دیگر گروهی از ادبیات تمدنی پشتیبان خود پرهیز دارد تا مبادا انگ ایدئولوژیک بودن بخورد و گروهی دیگر هم می‌خواهد تمام زورش را جمع کند و بپرد تا دستش به طاقچه‌ی تکنولوژی‌های جنگی آنها برسد. با چه؟ با ساخت فقط یک بمب اتم! مضحک است و البته ترسناک. چه چیز؟ نادیده گرفتن نقطه قوت ایده تمدنی ایران. حرف نویی که چنان ترس را بر اندام یک تمدن چهارصدساله و دارای پشتوانه چندهزارساله انداخته که روبیو مجبور می‌شود از دموکراسی و تمام ظواهر گول‌زنک تمدنی غرب عبور کند و ماهیت استعماری خود را عریان سازد. مضحک است و ترسناک، اینکه ما بخواهیم نقطه قوت خود را کنار نهیم و با دشمن در میدانی کورس رقابت بگذاریم که تا صد سال دیگر هم به گرد پایش نخواهیم رسید. کار سترگ ائمه‌ی انقلاب اسلامی ایران همین بود که با دیدن نامتوازنی قدرت، میدان را تغییر دادند. حالا کو کسی که این میراث را به شانه کشد؟ خیرالموجودین‌های سیاسی یکی‌شان می‌ترسد بگوید ما حرف نویی در جهان هستیم و مسیری جدید برای زندگی، و دیگری‌شان هم می‌خواهد در میدانی که دشمن تماما قدرت برتر است شاخ و شانه بکشد با ساخت یک و توئیت کردن زانو زدن والرین در برابر شاه ایرانی. گویی از اساس نمی‌فهمند با انقلاب اسلامی چه اتفاقی در جهان افتاده است. چیزی که نیروی آمریکایی خوب می‌فهمد. 18 مهرماه سال 5 @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
سخنرانی روبیو در قامت وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا بی‌اغراق مهم‌ترین موضوعی است که باید به آن اندی
.. و اما بعد سخنرانی روبیو هم‌زمان لگدی سهمگین و تاریخی بود به بخش مهمی از روشنفکران غرب‌گرای ایرانی. لکن باید پرسید: چرا آمریکا در محاسبات خود بی‌آبرو شدن تزهای این جماعت را درنظر نگرفت با آنکه غرب‌گرایان ایرانی با ایده‌هایی نظیر جمهوری سوم و برگزاری رفراندوم وسط جنگ و‌‌‌... سهم عمده‌ای در مشروعیت‌بخشی به تمدن غربی با محوریت آمریکا داشته‌اند؟ شاید یک علت به حساب نیامدن غرب‌گرایان ایرانی برای آمریکا این باشد که قبله‌ی این خدازده‌ها اروپاست. اگر بر اذهان اروپایی‌ها روایتی تاریخی از سنخ آنچه روبیو قرائت کرد حاکم شود، آن‌گاه با تغییر در قبله، جهت غرب‌گرایان ایرانی هم عوض می‌شود. لذا دیری نباشد که جهان نیچه‌ای با "ابر مرد" و "اراده‌ی معطوف به قدرت"‌اش بر ذهن و زبان غرب‌گرایان به انحاء مختلف جاری شود. البته با این تفاوت عمده که اروپایی‌ها در پی کاروان آمریکا برای قدرت می‌جنگند و غرب‌گرای ایرانی به‌جای ایستادن در نقطه‌ی مقابل این نوع از اراده‌ورزی و سپس جنگیدن برای منافع ایران، از روی سکوها گلادیاتورهای غربی را تشویق به تجاوز بیشتر می‌کند چون فقط آن‌ها را لایق "ابر مرد" بودن تشخیص می‌دهد. ولو قربانی این صحنه هم‌وطنانش باشند. خوشمزه آنکه این همه وقاحت را هم روکش علم می‌کشد چون حتی جرأت و شاید لیاقت عریان بیان کردن همین مفعول بودن را هم در خود نمی‌بیند. او می‌خواهد همچنان مقبول تزهای تاریخ گذشته‌ی اروپا باشد. یک مفعول مقبول. آری؛ غرب‌زدگی چنین بلایی است! @Masihane