eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.8هزار دنبال‌کننده
199 عکس
67 ویدیو
45 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
هنوز عرق جلسه‌ی امروز با روحانیون و طلاب درباره روشنفکری غرب‌گرا در ایران معاصر خشک نشده بود که این متن از احمد زیدآبادی را دیدم. توی جلسه درحال استناد به داستان‌ها و رمان‌ها بودم (از صادق هدایت تا دیگران) که بگویم این جماعت وقتی ایده‌هاشان شکست می‌خورد، شکست را سرنوشت محتوم ایران قلمداد می‌کنند. مثل آن تاریکی تودرتو و پوچ مطرح در بوف کور. این احساس بی‌هودگی زیدآبادی هم، یک لایه‌ی سطحی از همان احساس پوچی و فرورفتن در تاریکی تودرتویی است که روشنفکری ناقص‌الخلقه‌ی ایران بدان مبتلا بوده و هست. درد اما این است که آقایان این احساس بی‌هودگی را اگر نتوانند به تمام جامعه سرایت دهند، دست‌کم به عموم جامعه نسبت می‌دهند. ساده‌اش این است که اینها نمی‌گویند ما خوش‌خیالانِ فرسوده شکست خورده‌ایم، می‌گویند شکست و نابودی سرنوشت ایران است. چون به‌قول آن ساده‌دل پوینده‌ی طریق‌الکوروش استاد گودرزی، برای جماعت غرب‌گرا راه در جهان یکی است و آن هم راه وادادگی است. اگر کسی در این یگانه مسیر سعادت نباشد، پس هلاکت نصیب اوست. در جنگ پیشِ رو هرچیزی ممکن است ولی این بدین معنا نیست که طریق پیشنهادی این پیشگویان جواب می‌دهد. آن هم بعد تجربه‌ی دو جنگ درست حین مذاکره. @Masihane
از همان روزی که رئیس‌جمهور آقای پزشکیان با اقتدار گفت: خاک می‌خوریم ولی خاک نمی‌دهیم، ذهنم درگیر یک مسئله است. چرا ما همواره از موضع فرودست و از باب تظلم‌خواهی، مصاف خود با قدرت‌های جهانی را می‌فهمیم؟ «خاک می‌خوریم، اما خاک نمی‌دهیم»؛ این جمله اگرچه فریاد ایستادگی است، اما به گمان من، تمامِ روایت ایران امروز نیست. جهان باید بداند ما از موضع استیصال سخن نمی‌گوییم؛ از موضع ملتی حرف می‌زنیم که در جنگی نابرابر، چنان هزینه‌ای را به دشمن تحمیل کرده که نمی‌داند برای پایان و برون‌رفت از آن، باید دوباره عملیات دیگری را آغاز کند یا خیر! یا دست‌کم درباره ساعت صفر آن دچار استیصال است. این متن خُرده بر فریاد اقتدار رئیس‌جمهور نیست، توجه دادن به ذهنیتی است که حتی در لحظه حماسه‌سرایی نیز، افق پیش روی خود را بدبینانه لحاظ می‌کند ولو شجاعانه بگوید حتی در چنان وضعیتی ما تسلیم نخواهیم شد. به‌یاد آورید رجزهای امام شهیدمان را. با آن رجزها انگار بنا بود ما به آینده برویم؛ آن هم با اعتماد به نفس و از روی محاسبه نه از روی حالتی شبیه هرچه بادا باد. جنگ اگر آخرالزمانی شود، ما مقتدرانه آخرالزمانی خواهیم جنگید. @Masihane
تاریخ،ایران در برابر سلطه استاد میرتاج_الدینی (1).mp3
زمان: حجم: 32.2M
📻"مقاومت در فرآیند تکامل"، ایده‌ای بود که به‌سان یک چارچوب نظری یا یک افق معنایی، با آن تاریخ معاصر ایران را برای معلمان و فرهنگيان روایت کردم. نقطه‌های عطف این خوانش تاریخی عبارت بودند از: ماجرای فتوای میرزای شیرازی در تحریم توتون و تنباکو، نهضت عدالت‌خانه و مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، ۱۵ خرداد ۴۲ و درنهایت انقلاب اسلامی ۵۷. صوت جلسه را بنا به وعده‌ای که داده بودم تقدیم می‌کنم، فقط چون جلسه مجازی بود، کیفیت صدا قدری پایین هست که از این بابت عذرخواهم. @Masihane
جلسه‌ی خوانش کتاب شازده احتجاب بود. بخش‌هایی از کتاب، شخصیتِ زنِ داستان هم باید فخرالنساء باشد: شیک‌پوش، زیبا و آراسته، روشنفکر، اهل کتاب و مطالعه و... و هم فخری باشد: کلفتی با دستپخت خوب، نظافت‌چی باسلیقه‌ی خانه، اداره‌کننده‌ی امورات بشور و بساب و اجابت‌کننده خرده‌فرمایش‌های شازده. این زن مدام باید از قالبی به قالب دیگر درآید و همین او را به شدت فرسوده کرده. این وضعیت فخرالنساء/فخری مرا یاد الگویی از ابرزن می‌اندازد که در فضای مذهبی به نحوی نمود دارد و در فضای غیرمذهبی جوری دیگر. مثلا در همین فضای مذهبی که من دیده‌ام، زن باید هم خانه‌دار خوبی باشد که از هر انگشتش هنری بچکد، هم یک مادر خوب و مربی تمام‌عیار، هم یک تحصیل‌کرده‌ی مقاطع عالی، هم یک کارآفرین و تولیدکننده، هم یک فعال سیاسی اجتماعی و اخیرا رسانه‌ای. البته این لالوها باید به خودش هم فکر کند با ورزش کردن و رسیدگی به پوست و... . این حکایت ابرزن است؛ یک بیچاره‌ی تمام‌وقت. @Masihane
وضعیت بغرنجی است. از طرفی همه چیز به سوی تمحیص و غربال پیش می‌رود و اراده‌ای مافوق همه‌ی اراده‌ها امر خلوص‌سازی را آغاز کرده. از طرف دیگر آدمیان مکلف‌اند به حفظ وحدت و یکپارچگی که ظاهرا به تسامح نزدیک است نه خالص‌سازی. لکن؛ گرچه میان این دو تناقضی نیست ولی این وضعیت مقتضی سوتفاهم‌های بسیار است. چنانچه شاهدش هستیم. @Masihane
جهاد تبیین. چیزی که برخی از علماء و فضلاء هرگز به‌درستی نفهمیدندش. گمان‌شان این است باید حرف خوب را تولید کنند. وظیفه توزیع و نشر برعهده دیگران است. اصلا گمان بیراهی هم نیست. ولی یادشان رفته اینطور تقسیم‌کارها در جبهه‌ی انقلاب هنوز چندان پا نگرفته. تا پا بگیرد چه کنیم؟ حرف را بزنیم و خلاص و نشستن به امید اخلاص؟! طرف را با صدسلام و صلوات و کلی احترام دعوت می‌کنیم برای مخاطب سازمان‌یافته‌ی ۱۰۰هزارنفری. می‌گوید من قبلا این بحث را گفته‌ام. کجا؟ توی فلان هیئت. صوتش هست. بروند بشنوند. آخر قربان شکل ماهت. بله، درست است. گفته‌ای. خوب هم گفته‌ای. کتاب هم از آن درآورده‌اند. ولی مگر کافیست؟! گفته‌ای و پی‌اش را نگرفته‌ای. اگر همینقدر سهل بود که تا حالا همگان شنیده بودند. تبیین مگر نه این است که حرف را مثل چراغی بر کف گرفته و راه بیافتی در کوی و برزن، تاریکی‌ها را بزدایی و روشنایی ببخشی؟ "دوّار بطبه" مگر همین نبود؟ حرف را زاییده‌ای و رها کرده‌ای به امان رسانه؟! ای بزرگوار! آنچه زاییده‌ای، اجتهاد است. جهاد می‌خواهد تا برسد به گوش همه‌کس. حرف اگر خودش مثل آب راه را پیدا می‌کرد و می‌رفت که امامِ شهیدمان این همه غصه و نگرانی نداشت. ضمیر اگر به راحتی به مرجع برمی‌گشت که گوینده‌ی مهذب از برای مانع‌زدایی و تزکیه در شنونده را نمی‌خواست. با تلنبار حرف‌های راکد شده و احتکار تولیدهای به مقصد نرسیده چه کنیم وقتی نه جهاد را بلدید نه تبیین. ولو اجتهادتان سقف فلک را بشکافد. @Masihane
از بیانات رهبر انقلاب، این دو بخش برای من بسیار جالب توجه بود: 1⃣ فرمانده کل قوا همچنین بر تقویت معماری اطّلاعات نظامی، تعمیق دفاع بومی در دو حوزهٔ «دکترین» و «تاکتیک»، رشد توانمندی‌های روزآمد دفاعی و امنیتی با بهره‌گیری از فنّاوری‌های نوین و تقویت بنیهٔ معنوی و روحیهٔ جهادی، هم‌زمان با تلاش بی‌وقفه برای تأمین نیازهای معیشتی و پشتیبانی از نیروهای مسلّح، تأکید کردند. 🔺هم دکترین، هم تاکتیک‌های دفاع باید بومی باشند و تعمیق شوند. طرفداران تغییر دکترین هسته‌ای لطفا پاسخ بدهند بومی بودن یعنی چه؟ تعمیق کردن همین دکترین و حتی تاکتیک‌ها یعنی چه؟ بدون‌شک این بومی بودن حتما نسبتی دارد با تقویت بنیه‌ی معنوی و روحیه‌ی جهادی. 2⃣ رهبر معظّم انقلاب اسلامی، با قدردانی از استواری هوشمندانهٔ جبههٔ مقاومت در کشورهای مختلف، وحدت ساحات را متغیّری تعیین‌کننده با تأثیر راهبردی در شکل‌دهی به نظم جدید سیاسی و امنیتی در غرب آسیا دانستند و ابراز امیدواری کردند این نظم جدید زمینهٔ روزافزون اتحاد ملّت‌ها و دولت‌های اسلامی را برای شکل‌گیری تمدّن نوین اسلامی فراهم کند. 🔺 و اما وحدت ساحات. این یکی دقیقا یعنی چه؟ یعنی تهدید علیه از یکی اجزای این شبکه به منزله‌ی تهدید علیه کل آن است. دوستانی که حزب‌الله لبنان را ماشینی تلقی می‌کردند که سی‌سال کار کرده و بازدارندگی خریده و اکنون دیگر مأموریتش تمام شده، به‌علاوه‌ی آنانی که با آمدن ترکیه و عربستان و پاکستان آب از لب‌ولوچه‌هاشان آویزان شد و پالس‌های خاصی به یمن دادند، این یکی را پاسخ بدهند ببینیم در زمینه‌ی توجیه و ماست‌مالی به چه فناوری نوینی رسیده‌اند؟! @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
از بیانات رهبر انقلاب، این دو بخش برای من بسیار جالب توجه بود: 1⃣ فرمانده کل قوا همچنین بر تقویت مع
روزی هزار بار تکرار کنیم چیزی که ظریف را ذوق‌زده می‌کند، رفتن در پازل نظم آمریکایی است. پس استقبال او از هر امری، یعنی فرو رفتن درون این نظم درحال فروپاشی. طرح ما برای نظم جدید چیست؟ رهبر انقلاب مشخصا روی وحدت ساحات ایستاده است‌. وحدت ساحات هم با پیمان مکه و همراهی با "صحیفه‌ی ملعونه" تفاوت دارد.
دوستان حتما توجه دارید که شورای عالی امنیت ملی و هیچ کجای دیگری منتظر نظر ما در موافقت یا مخالفت با "ساخت و نگهداری و استفاده از بمب اتم" نیست😃. پس ما چرا فَک می‌زنیم؟ چون همانطور که برخی نظرشان این است باید بمب اتم ساخت چون ترامپ گفته اگر ایران بمب داشت من با آنها حرف می‌زدم و نمی‌جنگیدم، ما هم نظرمان این است که هر مقصد و مقصودی از مسیری می‌گذرد و طرح انقلاب اسلامی چیزی است که همخوان با بمب اتم نه به مثابه‌ی صرف یک سلاح جنگی، که به مثابه‌ی تجلی عینی نوعی از اراده معطوف به قدرت نیست. همانقدری که آن دوستان آزادند نظر بدهند و افواه عمومی را ابزار فشار بر حاکمیت کنند، ما هم آزادیم نظر بدهیم. مگر اینکه اراده‌ی معطوف به‌قدرت‌شان ضمن برچسب‌های مقدس اجازه‌ی نظر دادن را هم سلب کند. بگذریم.. القصه که رهبر شهید فتوای روشنی داشت و پاسخش به کسانی که می‌گفتند بمب اتم تنها راه ایجاد بازدارندگی است هم این بود: "در دنیای امروز، امنیت، پدیده‌ای مشترک و غیرقابل تبعیض است. آنها که سلاح‌های ضد بشریت را در زرادخانه‌های خود انبار می‌کنند، حق ندارند خود را پرچمدار امنیت جهانی قلمداد کنند. این - بی‌شک - نخواهد توانست امنیت را برای خود آنها به ارمغان آورد. امروز با تأسفِ فراوان دیده می‌شود که کشورهای دارنده‌ی بیشترین تسلیحات هسته‌ای، اراده‌ای جدّی و واقعی برای حذف این ابزارهای مرگبار از دکترین نظامی خود ندارند و آن را همچنان عامل رفع تهدید و شاخصی مهم در تعریف جایگاه سیاسی و بین‌المللی خود می‌دانند. این تصور، به کلّی مردود و مطرود است. سلاح هسته‌ای نه تأمین‌کننده‌ی امنیت و نه مایه‌ی تحکیم قدرت سیاسی است، بلکه تهدیدی برای این هر دو است." (پیام برای اجلاسیه سران جنبش عدم تعهد؛ ۹ شهریور ۹۱) طبعا توجه دارید که مطالبه‌ی ساخت بمب اتم یعنی خامنه‌ایِ شهید اشتباه می‌کرد که فکر می‌کرد بمب اتم امنیت نمی‌آورد. ما اکنون در نقطه‌ای هستیم که شاهدیم اتفاقا امنیت می‌آورد. دست‌کم ممکن است بگویید این حرف مال آن زمان بوده و اکنون کهنه و مندرس شده و حرف جدید باید به اقتضاء ضرورت‌های اکنون باشد. اینجا تنها راه چاره انتظار است تا رهبر رشید دیدگاه خود را بگوید [هرچند حتی درصورت وجود صراحت هم برخی تفسیر خواهند کرد؛ مگر علی الاصول را تفسیر نکردند؟]. تا آن زمان که دیدگاه رهبر رشید صراحتا بیان نشده، بیایید حرف‌های یکدیگر را تحمل کنیم؛ به‌ویژه می‌دانیم اعضای شورای امنیت ملی بنابر نوشته‌های کانال‌های ما در ایتا تصمیم نمی‌گیرند😃. پرسش بعدی اینکه آیا آخرش آمریکا بمب اتم به ما نمی‌زند؟ شاید بزند. من که اصلا بعید نمی‌دانم. آیا نباید جلویش را گرفت؟ قطعا باید چنین کرد. از چه مسیری؟ اختلاف همینجاست؛ در نقطه‌ی تعیین مسیر. دکترین بومی ما چه بوده و چه هست؟ همین را دوستان درست توضیح بدهند، بدون آسمان- ریسمان بافتن. ما نیز استفاده خواهیم کرد و اگر نقدی و ایرادی بود خواهیم گفت. همین! @Masihane
امام رشیدِ ما اینجا درحال روایت تاریخ است. در این روایت اراده‌ی مردم برجسته است. اگر این نوع بازخوانی اراده‌ی مردمی را در این اوقات سراسر جنگی، به حساب تعارفات معمول نمی‌گذارید، نسبت خود را با این بسنجید! @Masihane
🔰ضرورت دکترین بومی حوالی دهه ۴۰ شمسی، در روزهایی که بریتانیا در حال خروج از خلیج فارس بود، منافع غربی‌ها در منطقه بدون محافظ می‌ماند. آمریکای فرسوده از جنگ ویتنام هم توانی برای پر کردن خلأ انگلیس نداشت هرچند تمایل فراوانی به این جانشینی داشت. ایالات متحده در چنین وضعیتی یک راهبرد را اتخاذ کرد که بعدها به دکترین نیکسون معروف شد. این راهبرد یا دکترین عبارت بود از: «آمریکا نظم خود را در منطقه حاکم می‌کند اما آن دسته از فعالیت‌های نظامی که برایش نامطلوب یا ناخوشایند [بخوانید ناممکن] است را به متحدان خود وامی‌گذارد.» آن روزها ایران مهم‌ترین متحد منطقه‌ای آمریکا و غرب بود. اتحادی که مسئولیت ژاندارمی را به گردن محمدرضا پهلوی انداخت. شاه ایران نیز در مقابل ایفای چنین مسئولیتی، یک سیاست مشخص را دنبال می‌کرد: ارباب منطقه شدن! به ویژه که اعراب در جنگ شش روزه از اسرائیل شکست سنگینی را متحمل شدند و این موضوع آنها را تضعیف و فضا را برای یکه‌تازی محمدرضا باز کرده بود. در راستای همین «ژاندارمی منطقه» و دکترین نیکسون، شاه ایران به اقداماتی دست زد. مانند مسلح کردن کُردهای عراق برای مقابله با زیاده‌خواهی رژیم بعث به ریاست صدام و همینطور ورود به جنگ ظفار برای کمک به سلطان عمان و سپس تلاش دیپلماتیک برای حل مسئله اعراب[مصر] و اسرائیل. در پی چنین اقداماتی که زیر نظر آمریکا صورت می‌گرفت، قدرت ایران در منطقه به نقطه‌ای رسید که شاه ایران، اسرائیل را بابت تداوم رفتارهای جنگ‌طلبانه تهدید کرد. در گزارشی آمده: «امروز شاه ایران تهدید کرد که کشور مسلح و مجهز او در صورت حل نشدن بحران خاورمیانه مطابق با قطعنامه‌های سازمان ملل به جنگ علیه اسرائیل خواهد پیوست.» در ادامه همین دکترین نیکسون و قدرت گرفتن ایران به مثابه ژاندارم منطقه، شاه تصمیم گرفت ایران را به سمت دانش «هسته‌ای» سوق دهد. شاه در پاسخ به پرسش یک خبرنگار فرانسوی که در سال ۱۳۵۶ از وی پرسیده بود: «آیا ایران در صدد دستیابی به سلاح هسته‌ای است یا خیر؟» گفته بود: «یقیناً و سریع‌تر از آنی که کسی بتواند تصور کند.» شاه پس از اینکه هند در همان سال آزمایش اتمی انجام داد، گفت: «اگر سایر کشورهای منطقه به تسلیحات اتمی دست یابند، شاید منافع ملی هر کشور دیگری نیز همان را اقتضا کند.» طبعا ایران با چنین وضعیت بین‌المللی قدرتمندانه‌ای، تصویری دارد که وقتی آن را قاب بگیرند و به جیمی کارتر نشان دهند، او همان جمله‌ای را می‌گوید که در ۱۰ دی‌ماه ۱۳۵۶ بر زبان راند: «در دل منطقه پر خطر خاورمیانه، بابت رهبری فوق‌العاده‌ی شاه، ایران جزیره ثبات است». اما ایران فقط یک عکس و یک قاب نبود. ایران یک فیلم بود که باید تمام آن دیده می‌شد. لذا همین جزیره ثبات و این قدرت مهم منطقه‌ای و این شریک راهبردی ابرقدرت جهان، مدت کوتاهی بعد از حرف کارتر، انقلابی مردمی را تجربه کرد و حاکمیت آن ساقط شد. اگر بپرسید چرا؟ در پاسخ به دلایل بسیاری می‌توان اشاره کرد اما یکی از دلایل مغفول عبارت است از: «نداشتن دکترین بومی در تأمین امنیت ملی». شاید مهم‌ترین ایراد شاه این بود که خود را امتداد دکترین نیکسون تعریف می‌کرد و می‌خواست ذیل تأمین منافع غرب، به نان و نوایی برسد. درحالیکه تزاحم‌های واقعی عرصه‌ی قدرت و سیاست، اینگونه راهبردهایی را دیر یا زود به بن‌بست خواهد رساند. خلأ درون‌زا نبودن قدرت و امنیت و نادیده‌انگاری اراده‌های مردم [در کشوری مثل ایران] را نمی‌شود با تکنیک یا حمایت خارجی تأمین کرد. ✍🏻سیدمیثم میرتاج‌الدینی 📚 منابع: بر لبه‌ی تنهایی، ص۴۶؛ روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۶۹-۱۹۷۶، ج۲۷، ایران و عراق، ۱۹۷؛ شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه، ص۲۱۵؛ راهبردهای مهار، جان لوئیس گدیس، ص۳۰۲. 🆔 @Qasas_school
1⃣ چه انذار عجیبی بود 👇 رهبر معظم انقلاب: آرزوی شیطان بزرگ، تسلیم بی‌قید و شرط ملّت ایران است و کمترین گرایش تسلیم‌آمیز به دشمن سلطه‌گر، سرمایۀ عظیمی را که به برکت خون شهدا و با فداکاری آحاد ملّت به دست آمده بر باد خواهد داد و دشمن مستکبر را برای زیاده‌خواهی بیشتر و جنگ‌ها و جسارت‌های بعدی جری‌تر خواهد کرد. 2⃣ آنچه پیروزی آورده و می‌آورد، توکل و استقامت و مجاهدت مردم است نه ترفندهای وهم‌آلود برخی مثل درست کردن راه گریز برای ترامپ👇 رهبر معظم انقلاب: اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابه‌جایی‌های حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصوّر می‌کنند با امتیاز دادن به امریکا می‌توانند او را از دشمنی با ملّت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباه‌اند. این تصوّر باطل، ناسپاسی نسبت به فتوحات عظیمی است که ملّت مسلمان ایران در سایۀ توکّل و استقامت و مجاهدت به دست آورده است. @Masihane