eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.3هزار دنبال‌کننده
173 عکس
50 ویدیو
45 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۲بهمن هم گذشت. یک‌سوال مدتی مطرح بود و هست که چرا در تجمعات حاکمیتی (مثل ۲۲ دی و ۲۲ بهمن)، عملیات تروریستی انجام نمی‌شود ولی در تجمعات اعتراضی علیه حاکمیت کشتار رخ می‌دهد؟ پاسخ سوال واضح است و من وقت شما را بابت آن نمی‌گیرم. ولی یک نکته ذیل آن برای طرح اهمیت "مسئولانه زیستن" ضرورت دارد. تفاوت اصلی و اساسی تجمع‌های منجر به اغتشاش با راهپیمایی‌های مرسوم در خود آحاد حاضر در میدان و خیابان است. در یکی هر نوع مسئولیت‌گریزی توجیه شده و در دیگری همواره بر نقش‌آفرینی مسئولانه تأکید می‌شود. به‌دیگر سخن آنچه یک راهپیمایی مانند ۲۲بهمن را فراهم می‌کند مسئولیت‌پذیری است و آنچه که چاشنی اغتشاش و خشونت را به تجمع اعتراضی اضافه می‌کند مسئولیت‌گریزی است. فرض بگیریم کسی می‌خواهد در راهپیمایی ۲۲بهمن ابتدا سطل آشغال آتش بزند، سپس با ریخت‌وپاش امکانات شهری مثل نرده‌ها، تابلوها و... به میانه خیابان، مسیر تردد را مسدود کند و بعد به‌طور ناشناس و با چهره‌ی پوشانده آشوب بسازد و درنهايت وقتی آب گل‌آلود شد، ماهی کشته‌سازی خود را صید کند؛ آیا خودِ مردمِ حاضر در راهپیمایی به او اجازه‌ی تخریب اموال عمومی و خصوصی و سپس آشوب و کشتار و پایمال کردن حق دیگران را می‌دهند یا اینکه حقش را کف دستش می‌گذارند؟ این درحالی‌ است که بارها دیده‌ام براندازان، برای اغتشاشگر حق مشروع آشوب و خشونت می‌سازند. با این توجیه که حاکمیت به تو ظلم کرده پس تو حق داری هر واکنش خشونت‌آمیزی نشان بدهی. گاهی هم افراد از سر دلسوزی و همراهی با کسانی که از سر فشار مشکلات به خشونت روی می‌آورند این حق را به آنها می‌دهند. اما غافل از آنکه چه بنزین خطرناکی را بر آتشی نامشروع می‌ریزند. درنتیجه جوانه‌ی خبیثه‌ی ترور و کشتار کور، از زمینه‌ی آشوب‌های خشونت‌آمیزِ توجیه‌شده می‌روید. پاورقی: به نظرم راهپیمایی‌ها خود فرصتی هستند برای تمرین مسئولانه‌زیستن به‌صورت جمعی! همان چیزی که برخی به بهانه‌های مختلف ترکش می‌کنند. @Masihane
تجربه ثابت کرده، دشمن هر وقت یک چهره‌ی افراطی و خشونت‌طلب از خودش نشان دهد، یعنی یک برگ‌برنده‌ی میانه‌رو پنهان کرده. این میان احمق‌ها به همان خشونت‌طلبان می‌پیوندند و بچه‌زرنگ‌ها به سمت میانه‌روها می‌خزند. برای برخی که منافع ملی و خیر عمومی کشک است. کاش حداقل بچه‌زرنگ ماجرا باشند و به‌جای حماقت ایستادن سمت خشونت، لاف میانه‌روی بزنند. طبعا بعد از سوخت شدن برخی مُهره‌های اپوزیسیون داخلی، به‌زودی پروژه‌ی رو کردن برگ‌برند‌ها کلید می‌خورد. عقب‌مانده‌یِ پهلوی هم همچنان باقی می‌ماند برای سرگرم کردن مُشتی توده‌ی بی‌اراده‌ی بی‌سواد. ۲۴بهمن سال۴ @Masihane
۲۴بهمن سالروز فوت فروغ فرخزاده. اگه کسی می‌خواد از دریچه‌ی هنر وضعیت ایران معاصر رو بفهمه، اشعار فروغ بهترین کمک‌حاله. من همیشه توی کلاس‌ها، برای گفتن از "فروبستگی" اشعار فروغ رو انتخاب می‌کنم. اگه حال داشتید شعر "ای مرز پر گهر" رو بخونید.. شاید هرگز به این زیبایی کسی بر همه چیز و همه‌کس نشوریده! البته شوریدنی با توجه و تذکر به مسئولیت انسان. همون چیزی که برخی آدم‌ها مایلند فراموش کنند و اگه به‌روشون بیاری صدها بهانه دارند برای زیربار نرفتن. فروغ جمله‌ی مشهوری داره در مستند "خانه سیاه است": «دنیا زشتی کم ندارد، زشتی‌های دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود اما آدمی چاره‌ساز است.» آری آدمی چاره‌ساز است اگر بپذیرد مسئولیت دارد برای ساختن. وگرنه سوختن از پسِ کله‌ای پوک و دستی خائن و جرقه‌ی فندکی هم برمی‌آید. رسانه‌ها و انسان‌رسانه‌ها هم مهیای توجیه‌اند و مشروعیت‌بخشی. @Masihane
خبرنگار: آیا شما دنبال تغییر رژیم در ایران هستید؟ ترامپ: به نظر می‌رسد که تغییر رژیم بهترین اتفاقی است که می‌تواند بیفتد. خبرنگار: قصد دارید حکومت ایران را به چه کسی واگذار کنید؟ ترامپ: نمی‌خواهم درباره این موضوع صحبت کنم. افرادی وجود دارند. این احساس حقارت و صغارتی که ترامپ به شمای برانداز یا مخالف جمهوری‌اسلامی می‌دهد، برای‌تان تحمل‌پذیر است؟ آیا یک آمریکایی باید برای تغییر رژیم تصمیم بگیرد و از آن بدتر، برای شکل جدید حکومت هم نفر انتخاب کند؟ چطور می‌توانید بپذیرید؟ حتی بر فرض محال، بگوییم شما نابغه‌های دوران می‌خواهید از قدرت ترامپ استفاده کنید برای رسیدن به اهداف خویش و ترامپ هم خری است که بابت منافع مشترک کنونی می‌خواهد به شما سواری دهد. آیا تجربه‌ی عراق در دوره‌ی بوش پدر را ندیده‌اید؟ هزاران کشته و میلیون‌ها آواره عراقی و درنهایت این حرف کالین پاول، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا: "ممکن است بوش با لفاظی به شورشیان دلگرمی داده باشد، ولی هدف عملی ما این بود که قدرت کافی برای بغداد[صدام] باقی بگذاریم تا به عنوان تهدیدی برای ایران که شدیداً با آمریکا دشمنی می‌کرد باقی بماند." تصمیم‌گیران ایران، مردم ایران هستند. اینقدر حقیر نباشید! @Masihane
آن‌گاه که غنوصی‌گری داشت به‌طور خزنده "معیار بودن شریعت" را منتفی می‌کرد باید احساس خطر می‌کردند و می‌کردیم. تا اکنون عرق‌خورها، هرزه‌ها، لاابالی‌ها و همه‌فن‌حریف‌هایی که انواع فسق و فجور را با افتخار ضمیمه‌ی کارنامه‌ی اینستاگرام هم کرده‌اند، به اصحاب حق و فراتر از آن به معیار حقیقت تبدیل نشوند. وقتی شریعت بی‌اعتبار شد، مسیرهای دیگری هم برای نیل به حقیقت ابداع می‌شوند. لذا آخوند هم روی منبر می‌گوید حسین را در کربلا نمازخوان‌ها کشتند، درحالیکه اراذل او را یاری کردند. بی‌آنکه بداند تبعات چنین گزافه‌هایی چه بسیار است. البته بگویم که اگر این جماعتِ صف‌آراسته در برابر آنچه که حاج‌قاسم حرم خواند، نه اهل فسق و فجور بَل اهل نماز شب و قرائت قرآن هم بودند، باز معیارهایی در کف ما وجود داشت که با ‌آن‌ها سر به ستیز برداریم. اگر آن‌ها نه آنکه خود را هند جگرخوار زمانه که عابدان روزگار هم می‌شناساندند و به‌جای در دست داشتن ظرف عرق، اوراق قرآن هم به نیزه می‌کردند، باز معیارهایی از خود شریعت وجود داشت که اسلام مجسم را در برابر اسلامِ هم‌پیاله‌ی فراعنه‌ی دوران تنها نگذاریم. @Masihane
گرفتاریِ عزت (۱) "عزت" یعنی سفتی نفوذناپذیر زمین. کشاورزهای کرمانی به شخم زدنِ زمینِ سفت می‌گویند: شکستن زمین. از این منظر، در مقابل "عزت"، واژه‌ی "ذلت" نیست. واژه‌ی "اخبات" است. به‌معنای شکستگی. قلب آدمی گاهی گرفتار "عزت" می‌شود؛ سفت و سخت در برابر پذیرش حقایق. همانند کافران که قرآن درباره‌ی آن‌ها می‌گوید: بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقَاقٍ (ص/٢) آیه‌ی عجیبی است. از احوال ظاهرا متناقض کافران پرده برمی‌دارد. احوال ظاهرا متناقض؟! آری! گو اینکه اگر آدمی گرفتار عزت شود، هم‌زمان دچار شقاق است. شقاق یعنی شکافِ منجر به نزاع و نفاق. عزیز در همان حین که در برابر حق سخت و نفوذناپذیر است، شکافی دارد که باطل در آن خانه می‌کند. سپس از این صفت عزت چیزی برون نمی‌تراود جز خُلق و خوی تند و گزنده و طبعا ثمره‌ی اجتماعی آن هم نزاع است و دعوا. چنین آدمی اگر برای جلب منفعت مجبور شود به کنترل خویش، این کنترل نه "کظم‌غیظ" که نوعی نقاب و نفاق است. گفتم که در مقابل این سختی و عزت، نه ذلت بلکه اخبات است. اخبات هم یعنی زمین نرمی که راحت شخم می‌خورد و می‌شکند و با توجه به تمام معانی اخبات، قلب فردِ مُخبِت، وسعت دارد و پذیرای حق است و برآیند چنین صفتی، چیزی نیست جز اخلاق نرم و حالتی از اطمینان و آرامش. آن‌گاه انسان مُخبِت نیازی به نقاب و نفاق ندارد. اکنون مروری کنیم بر وضعیت روزهای اخیر که جدال "عزت" و "اخبات" بود. هرکدام را می‌توان از روی آثارشان شناخت. تندی، گزندگی، فحاشی، نقاب مسالمت‌جویی درعین تحریک به بی‌رحمی و کشتار و... را چه گروهی داشتند و نرمی و آرامش و اطمینان را چه گروهی؟! این معیار در دست شما.. ارزیابی کنید. @Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
گرفتاریِ عزت (۱) "عزت" یعنی سفتی نفوذناپذیر زمین. کشاورزهای کرمانی به شخم زدنِ زمینِ سفت می‌گویند:
گرفتاری عزت (۲) وَ إِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهَادُ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻮﻳﻨﺪ: تقوا داشته باش، "عزت" ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻭﺍﻣﻰﺩﺍﺭﺩ. جهنم او را کافیست ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺑﺪﺟﺎﻳﮕﺎهی ﺍﺳﺖ.(بقره/٢٠٦) این "او" در آیه یعنی چه کسی؟ قرآن او را دارای این ویژگی‌ها می‌داند: ۱- حرف‌هایش درباره دنیا انسان را به اعجاب وامی‌دارد. ۲- خدا را هم خرج خودش می‌کند، درحالیکه "الدالخصام" یعنی شدیدترین دشمن است. ۳- چون به قدرت برسد، سعی می‌کند برای فساد در زمین و هلاک کردن زمینه‌های رشد و آینده انسان. البته این عزت را نباید با عزتی که در افکار عمومی جا افتاده و در ادبیات قرآن مقابل "ذلت" است اشتباه گرفت. این عزت نوعی سرسختی در برابر حق است که انسان را به "اثم" هم می‌کشاند. @Masihane
این را برادرانه می‌گویم، به شما که انگ "مخاطب ایتایی" خورده‌اید! اگر تا امروز در عزاداری و سوگواری برای کشته‌ها و شهدا تردید داشتید و حتی امثال ما که متذکرش می‌شدیم را در خصوصی می‌نواختید ولی حالا یک‌دفعه اهل نمایان کردن سوگ و عزا شده و در اینستای‌ناگرام تصاویر خاص از پیش‌مهیا را بازنشر می‌دهید فقط بدین علت که رهبرانقلاب فرموده: "ما عزادار و داغداریم.. و به جز اصحاب فتنه و سردسته‌ها دایره وسیعی از جانباختگان را شهید حساب می‌کنیم"؛ این نشانه‌ی ولایت‌مداری شما نیست چون از بیخ‌وبُن ولایت را بد فهمیده‌اید. متأسفم که باید بگویم شما تبدیل شده‌اید به یک طوطی و افتاده‌اید به تقلید و تکرار. فکر و تعقل و تأمل و.. را تعطیل کرده‌اید و معطل و منفعل مانده‌اید تا رهبری واضحات را هم بگوید. این ابدا ولایت‌مداری و اطاعت نیست ولو عده‌ای چنین سرسپردگی چشم‌وگوش‌بسته را با الفاظ دینی برای‌تان تئوریزه کرده باشند. همین! موفق باشید! @Masihane
در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان می‌فرمود: تصمیم بگیرید و عزم کنید، یک کار ولو خیلی کوچک را از ماه مبارک شروع کرده و تا ماه رمضان سال بعد ادامه دهید. اثرات آن را بر تقویت اراده و روح خود خواهید دید. "کارهای ولو کوچک" مثل مداومت بر تسبیحات حضرت زهرا بعد یکی از نمازها، خواندن روزانه یک صفحه قرآن و حتی یک آیه، فرستادن یک صلوات در روز یا سلام دادن به اباعبدالله و امام زمان و... . اصل، مداومت است و استمرار؛ قلیل یدوم خیر من کثیر لایدوم! @Masihane
🔰 امشب چه بخوانیم؟ اگر از من می‌پرسید در شب اول ماه مبارک رمضان چه بخوانیم؟! من پاسخی ندارم جز اینکه نامه‌ی امام خمینی به حاج‌احمدآقا را بخوانید. عرفانی پیراسته که به قول خود حضرت امام، هم دور از سلوک جاهلان متنسک است و هم دور از مشی درویشان دکان‌دار. قطعه‌ای از این نامه‌ی سراسر نور: "پسرم! برای ماها که از قافلۀ ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است‌‌ ‌‌که به نظر من شاید در ساختن انسان که درصدد خود ساختن است دخیل است. باید توجه‌‌ ‌‌کنیم که منشأ خوش‌آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدن‌مان از انتقادها و شایعه‌افکنی‌ها حبّ‌‌ ‌‌نفس است که بزرگ‌ترین دام ابلیس لعین است. ماها میل داریم که دیگران ثناگوی ما باشند‌‌ ‌‌گرچه برای ما افعال شایسته و خوبی‌های خیالی را صد چندان جلوه دهند، و درهای انتقاد‌‌ ‌‌ـ گرچه به حق ـ برای ما بسته باشد یا به صورت ثناگویی درآید. از عیب‌جویی‌ها، نه برای‌‌ ‌‌آن‌که به ناحق است، افسرده می‌شویم و از مدحت و ثناها، نه برای آن‌که به حق است،‌‌ ‌‌فرحناک می‌گردیم. بلکه برای آنکه "عیب من است" و "مدح من نیست" است که در‌‌ ‌‌اینجا و آنجا و همه جا بر ما حاکم است. اگر بخواهی صحّت این امر را دریابی، اگر امری‌‌ ‌‌که از تو صادر می‌شود عین آن یا بهتر و والاتر از آن از دیگری، خصوصاً آنها که‌‌ ‌‌همپالکی تو هستند صادر شود و مداحان به مدح او برخیزند برای تو ناگوار است، و بالاتر‌‌ ‌‌آنکه اگر عیوب او را به صورت مداحی درآورند؛ در این صورت یقین بدان که دست‌‌ ‌‌شیطان و نفس بدتر از او در کار است.‌" مطالعه‌ی متن نامه در لینک @Masihane
مناجات امام سجاد وَ انْظُرْ إِلَيَّ وَ انْظُرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي، فَإِنَّكَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَى نَفْسِي عَجَزْتُ عَنْهَا وَ لَمْ أُقِمْ مَا فِيهِ مَصْلَحَتُهَا، وَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَى خَلْقِكَ تَجَهَّمُونِي، وَ إِنْ أَلْجَأْتَنِي إِلَى قَرَابَتِي حَرَمُونِي، وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِيلًا نَكِداً، وَ مَنُّوا عَلَيَّ طَوِيلًا، وَ ذَمُّوا كَثِيراً. خدایا به‌سوی من نظری بیانداز و هوای مرا در همه‌ی کارها داشته باش؛ ۱- که اگر به خودم واگذارم کنی، عاجز می‌شوم و نمی‌توانم مصلحت خودم را تدارک ببینم‌. ۲- و اگر به خلق واگذارم کنی با من ترش‌رویی می‌کنند. ۳- اگر هم مرا به نزدیکان وانهی، محرومم می‌کنند. حتی اگر چیزی هم به من بدهند، دادن‌های‌شان اندک و ناخوش و همراه با منّت بسیار و نکوهش فراوان‌ است. @Masihane
💢 کلمه‌ها ما را پاک می‌کند! یکی از عذاب‌های خدا در روز قیامت، محروم شدن از کلمات خداست. در سطحی‌ترین توضیح ممکن می‌شود گفت یعنی خدا برای آنکه برخی را عذاب کند، با آن‌ها حرف نمی‌زند. إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (بقره/١٧٤) این جماعتی که لیاقت کلمات خدا را از کف داده‌اند دقیقا چه کسانی‌ هستند؟ کسانی که اهل کتمان حق و حقیقت‌اند آن هم به این دلیل که منافع مادی‌شان به خطر نیافتد. خدا می‌فرماید این معامله‌گری نتیجه‌اش پر شدن شکم از آتش است و کسی که شکم او از آتش پر شده طبعا از درون می‌سوزد و کسی که از درون می‌سوزد، دیگر نیازی نیست آتشی از بیرون او را بسوزاند. [تازه هر کس هم با او مماس شود، نصیبی از این شعله‌ها می‌برد. زیرا ظرفی که آتش حمل می‌کند، بدنه‌اش هم داغ است و سوزان]. خدا با این جماعت اهل کتمان، کلمه‌ای سخن نمی‌گوید و آن‌ها را تزکیه نمی‌کند‌. گویا ظاهر آلوده را با تطهیر و باطن آلوده را با تزکیه می‌پالایند و یحتمل تزکیه با "کلمه" محقق می‌شود که همواره خداوند پیش از تزکیه، سخن از تلاوت آیات فرموده (ر.ک: بقره/۱۲۹؛ بقره/۱۵۱؛ آل‌عمران/۱۶۴؛ جمعه/۲). پاورقی: شاید بتوان این نتیجه را هم بر سطور پیشین تحمیل کرد که اگر آتشی از درون ما را می‌سوزاند(حسد باشد یا طمع، حرص باشد یا تکبر، شهوت باشد یا سوءظن و...) پناهی جز تلاوت آیات برای تزکیه نداریم و تلاوت آیات مسیری بلند است که از همین خواندن و چه‌بسا روخوانی آیات قرآن شروع می‌شود. @Masihane