فرمود علم آجال و مرگهاست! یعنی من میدونم چه کسی در چه زمانی و کجا خواهد مُرد! چرا؟ در جایِ دیگه چند روز پیش نوشتم که به سلمان فرمود هیچ مَلَکی به قدرِ نفس کشیدن از جاش تکون نمیخوره به اذن و اجازهیِ من! و عزرائیل از جاش تکون نمیخوره و کاری نمیکنه جز به امرِ علی!
فضیلتِ بعدی چیه یاعلی؟
فرمود علمِ بلاها! یعنی عذابِ اقوامِ مختلف در سطحِ وسیع و کلان تا افتادنِ ناخنِ هر کسی در سطحِ جز همه رو بهش آگاهی دارم! چون صانع و خالقِ اون بلاها منم و دافِعِ اون بلاها منم همچنان که بلایِ قومِ نوح با من بود و خودم هم او رو حفظ کردم! چطور؟ در زیارت جامعه کبیره میخونی باران بی اذنِ شما نمی باره!
در فضیلتِ بعدی فرمود صاحبِ علمِ وَصايا و علمِ فَصلُ الخِطاب هستم! فصل الخطاب قضاوت یا داوری و یا خودِ قرآن میتونه باشه. و فرمود من صاحبِ كَرات هستم! کَرات چند معنا میتونه باشه. مثلا اخبار آینده یا کرار بودن در جنگها. و فرمود من دولتِ حاكم بر همه دولتها هستم! و من صاحبِ عصا و جنبندهای كه با مردم حرف میزنه هستم!
تا همین جا بس باشه..
یاعلی گو رو نجف ببینم بلند بگو یاعلی.
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بَر طاق آسمان نجف نام فاطمه است..
پَنَ:غروب جمعهای حرممولا خوندم انشاءالله رزق اشک فاطمیه رو خود امیرالمومنین بهمون بده..
این ساعت آخر دارم به این یهخط کتاب کهکشاننیستی میرسم که میگفت:
"داستان مغناطیس کِشندهی شهر نجف برای آنان که در آن نزیستهاند گفتنی نیست؛ باید چشیده باشی تا بتوانی درک کنی برای کسی که چند صباحی در آن بوده باشد خروج از آن حکم مرگ را دارد ..!
سَلامعموجونِرقیه:)
آخچقدردلمبرامحرمتتنگشدهبود
عزیزدلم..
ابوفاضل،مَرابهعشقتوحیـراننوشتهاند..
مَبهوتْ³¹⁵
سَلامعموجونِرقیه:) آخچقدردلمبرامحرمتتنگشدهبود عزیزدلم.. ابوفاضل،مَرابهعشقتوحیـراننوش
قلبم تو حرمش رقیقترِ..
شنیدی میگن اشکش دمِ مشکِشِ دقیقا همونجوریام..
میگفت اشک تو حرم ابوفاضل اذن دخول حرم امامحسینِ!
شاید دلیلش اینه!
علیایهاالحال ابوفاضل مارو پناه بده
بیا پیش امامحسین سفارش مارو کن
بگو درسته دیر اومد ولی اومد..
درسته هِی میره دوراشو میزنه اما خب باز آخرش میاد پیش خودمون..
بهش بگید این یاغی نیست !
همین..من یاغی نیستم..
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سَلامحُسینِبیکَسایِعالَم:)
اصلا دوری از شما به من نیومده..
من هرجا غیر از کربلا باشم، غریبم.
مَبهوتْ³¹⁵
سَلامعموجونِرقیه:) آخچقدردلمبرامحرمتتنگشدهبود عزیزدلم.. ابوفاضل،مَرابهعشقتوحیـراننوش
و هرزمان به تَه خط رسیدی، آغوش عباس برای تُ باز است..
#مـــ۱۳۳ــــه
بالاخره منو این فرش خوشگلای حرمش.
وجودت تو زندگیم دقیقا همینطوری سبزِ:)
عزیزعراقیم🫀¹²⁸
مَبهوتْ³¹⁵
سَلامحُسینِبیکَسایِعالَم:) اصلا دوری از شما به من نیومده.. من هرجا غیر از کربلا باشم، غریبم.
تو حرمش رفتم حواسم اصلا نبود داشتم فکر میکردم معصوم نیازی به ماها نداره که..
خودمون قیمتمون چقدره؟؟
چقدر محرم به کارش اومدم؟
چقدر رضایت داره از کارم؟
قربونتونبرم؛بخوای فقط سرانگشتی حساب کنیم اونقدری که من تو این دم و دستگاه بازی کردم؛اونقدری که من ادا بودم..
ولی اینارو دید.. بازم کربلا؛بازم رزق..
بازم اجازه اشک داد..
در خونه هیچ شاهی اینطوری نبود والله:)
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کنجحرمش بودم سرم پایین بود..
یه بیستدقیقهای میشد بغلم نشسته بود و بلندبلند گریه میکرد..
یهو دیدم اشکاشو پاککرد رفت جلو ضریح شروع کرد حرفزدن..
معلوم بود خیلی بهش سخت گذشته..
خیلی طعنه شنیده ؛کارد به استخوونش رسیده بود و بغض کل صداشو گرفتهبود..
حرفاش که تمومشد خداحافظی کرد ضریح و بوسید و رفت..
انگار مطمئن بود که قراره روزهای خوبش برسه؛ و من چقدر حسرتخوردم بهش..
اینا زندگیشون رو با شما بستن پسراُمالبَنین:)
عراقیها حقدارن میگن امامابوفاضل¹³³
📍العتبةالعباسيه