عاشق شده ام بروی تدبیر چه فرمایی از راه سلاح آیم یا از ره رسوایی از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت معشوق تو زیباست قشنگ است ملیح است اعضای وجودم همه فریاد کشیدند احسنت صحیح است صحیح است صحیح است
ــــــــــ
به به👌
متروکه.
دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر شهر از بازار یوسف های ارزان پر شدهست!!
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
متروکه.
عاشق شده ام بروی تدبیر چه فرمایی از راه سلاح آیم یا از ره رسوایی از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت معشو
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین
ابرو داری کن ای زاهد مسلمانی بس است
متروکه.
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
در شب باران به خاک ریخته گاهی
بوسه ی ابری که دل سپره به ماهی
متروکه.
در شب باران به خاک ریخته گاهی بوسه ی ابری که دل سپره به ماهی
یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم
از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
ــــــــــ
دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
متروکه.
یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در اب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
متروکه.
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در اب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
تا شدم حلقھ ب گوش در میخانه عشق..
هردم آید غمی از نو ب مبارکبادم:)!
*اینو دوسش دارم
متروکه.
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد ــــــــــ دانی که چرا سر نهان با
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر بار دگر بار دگر نه!!
متروکه.
تا شدم حلقھ ب گوش در میخانه عشق.. هردم آید غمی از نو ب مبارکبادم:)! *اینو دوسش دارم
من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا میرفت اما به هدر نه
متروکه.
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر بار دگر بار دگر نه!!
هرکجارفتیم داغی بر دل ما تازه شد
سوخت آخر جنس ما از گرمی بازار ها