....♥️خسته ام مثل همان دختر اصلاح طلب که شده عاشق فرمانده گردان بسیج این یکی از فانتزیامه خداییش عاشق این شعرم
ــــــــــ
معرفت نیست در این قوم خدا را سببی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر
متروکه.
هرگه دل ب عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتیست
در خودم اتش به پا کردم ولی نگریستم
متروکه.
از سخن چینان شنیدم اشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم
مستی و دیوانگی از چون منی نبود عجب
کز شراب عشق تو در من رگی هشیار نیست
متروکه.
تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتیست در خودم اتش به پا کردم ولی نگریستم
مِنبَعد چه سود ار قدمی رنجه کند دوست
کز جان رمقی در تن مهجور نماندهست
متروکه.
مستی و دیوانگی از چون منی نبود عجب کز شراب عشق تو در من رگی هشیار نیست
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت
رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت
یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو از دست حسود چمنش اینم خعلی دوسش دارم شعررو
ــــــــــ
شبی مجنون ب لیلی گفت کای محبوب بی همتا
تورا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد:)
حال ما حال اسیریست که هنگام فرار؛یادش آمد که کسی منتظرش نیست،نرفت...:(fati_H
ــــــــــ
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
https://eitaa.com/matrookee/1503 من در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم_تینا
ــــــــــ
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
درد تو به جان خسته داریم ای دوست
متروکه.
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت
تا بدین جا بهر دینار آمدم
چون رسیدم مست دیدار آمدم
گفته بودم به تو این بار شما معنی تو شدنت را به شما میفهمی
ــــــــــ
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
در قفس بودم رهایم کرد و رفت
متروکه.
مِنبَعد چه سود ار قدمی رنجه کند دوست کز جان رمقی در تن مهجور نماندهست
تمام خانه سکوت است و تمام شهر صداست
از این سکوت گریزان و از ان صدا بیزار
متروکه.
تا بدین جا بهر دینار آمدم چون رسیدم مست دیدار آمدم
ملاێک با نگاه یاس برما سجده میکردند
ملایک راست میگفتند اما ساختی مارا