یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو از دست حسود چمنش اینم خعلی دوسش دارم شعررو
ــــــــــ
شبی مجنون ب لیلی گفت کای محبوب بی همتا
تورا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد:)
حال ما حال اسیریست که هنگام فرار؛یادش آمد که کسی منتظرش نیست،نرفت...:(fati_H
ــــــــــ
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
https://eitaa.com/matrookee/1503 من در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم_تینا
ــــــــــ
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
درد تو به جان خسته داریم ای دوست
متروکه.
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت
تا بدین جا بهر دینار آمدم
چون رسیدم مست دیدار آمدم
گفته بودم به تو این بار شما معنی تو شدنت را به شما میفهمی
ــــــــــ
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
در قفس بودم رهایم کرد و رفت
متروکه.
مِنبَعد چه سود ار قدمی رنجه کند دوست کز جان رمقی در تن مهجور نماندهست
تمام خانه سکوت است و تمام شهر صداست
از این سکوت گریزان و از ان صدا بیزار
متروکه.
تا بدین جا بهر دینار آمدم چون رسیدم مست دیدار آمدم
ملاێک با نگاه یاس برما سجده میکردند
ملایک راست میگفتند اما ساختی مارا
متروکه.
تمام خانه سکوت است و تمام شهر صداست از این سکوت گریزان و از ان صدا بیزار
رازی ک بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم ک او محرم راز است
متروکه.
ملاێک با نگاه یاس برما سجده میکردند ملایک راست میگفتند اما ساختی مارا
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
متروکه.
رازی ک بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم ک او محرم راز است
توان گفتن ان راز جادویی نیست
تصوری هم از ان باع ارعوانی نیست
متروکه.
توان گفتن ان راز جادویی نیست تصوری هم از ان باع ارعوانی نیست
تا ب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دل گشای تو
متروکه.
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
تو مهتابی و من مرداب خوشحالم که امشب هم
مرا از دور میبینی تورا از دور میبوسم