یه روزایی فکر میکردم حالت که بد باشه؛
بیرون رفتن، خوردن خوراکی مورد علاقت،
دیدن دوستات و ... سرحالت میکنه.
فیلم دیدن، تو جمع بودن، خوابیدن و ... حواستو از حالت پرت میکنه.
فکر میکردم اینا میتونن واسه احوال ناخوشت مسکن باشن؛ ولی خب...!
البته نه که نباشناااا هستن اما لحظهاین، گذران،
تایم تسکینشون کمه، خیلی کمه...
حالا فهمیدم حالِ دلت که خوب نباشه؛
درد و غم که با سلولات عجین شده باشن،
پیچکِ دلتنگی که پیچیده شده باشه به روح و روانت،
بغض که خراش بندازه رو حنجرت،
صدات که از حفرهی گلوت خارج نشه،
چشمات که هر لحظه انتظارو مشق کنن،
اون موقع فقط و فقط دلیلِ همون احوال و بغضِ که میتونه تسکینت بده...:)
غم رو فقط دلیلِ غم میتونه تسکین بده:)
#مأوا
عزیزِ ندیده...!
آنچه مقدر است، خواهد آمد؛
آرام بمان...:)
که اضطراب، هیچ سرنوشتی را دگرگون نمیکند.