ما را صبری زیاد است؛
اما در فراقِ کربلای تو همهچیز فرق میکند.
آقای امام حسین...:)❤️🩹
نمیدانم...
شاید روزی رهایش کردم؛
آن روز خواهد فهمید
او بود که به من تکیه کرده بود.
شاید نیاز باشد او هم رها شدن را تجربه کند،
همیشه که نباید تکیهگاه داشت!
من را میگویم...
این منی که به امیدِ تکیه بر من
این چنین میتازد و تا کم میآورد
پشت بر من به من تکیه میزند.
شاید روزی رهایش کردم؛
تا بفهمد من چقدر از کوه بودن خستهام:)
#مأوا
آقای امام رضا...
میبینی حال و هوای دلمو؟!
صدای غر زدناشو میشنوی؟!
گرد گرفته هوای دلم،
کدر شده احوالش،
داره بهونه میگیره،
بهونهی زیارت،
بهونهی حرم،
بهونهی آب سقا خونه،
بهونهی خلوت گوشهی صحن قدس،
بهونهی نماز زیارت،
بهونهی اون زیارت نامه آبیا،
بهونهی عطر حرم،
بهونهی چاییای چایخونه،
بهونهی...
بهونهی شما.
آقای ضامن آهو:)
دلم بهونهی شما رو میگیره
دلم تنگ شماست،
گرفته و درمونش زیارت حرم شماست،
تنگه و درمونش پنجره فولاد شماست،
سوخته و درمونش سردی کاشیای حرم شماست،
آقای رئوف:)
اذن زیارت میدی؟!
میشه بیام و یه دستمال نمدار بکشی
رو گرد و غبار دلم؟!
میشه بیام و مرهم بذاری رو قلب شکستم؟!
میشه بیام و هوادار دل تنگم بشی؟!
من نمیدونم باید به کی و کجا بگم
که دلم تنگ حرمته...
فقط میتونم به خودت بگم که من حرم لازمم آقا:)
#مأوا