یه وقتایی زندگی تو موقعیتهایی قرارت میده
که خودت، روحت، جسمت، احوالت
تماما میشی معنای یک کلمه،
نه که فقط معناش رو درک کنیاااا
نه!
انقدری که اون کلمه میشه تو
میشه معنای هر لحظه زندگی تو
میشه همراه هر نفس تو
مثل اینکه خیلی وقتا میگیم بیچاره شدم!
یا اگر فلان اتفاق بیفته بیچاره میشم!
اما یه وقتایی میبینیم به جایی رسیدیم که
بیچاره موندن رو نفس میکشیم.
هرلحظه داریم بدون چاره بودن رو زندگی میکنیم.
و حقیقتا این کجا و آن کجا...!
بعضی کلماتو تا لحظه به لحظه باهاشون
زندگی نکنی نمیفهمی.
تا اون موقع برات فقط حکم یه واژه رو دارن.
ولی وقتی اون کلمه عجین میشه با تو و زندگیت،
تازه میفهمی چقدر فراتر از یه کلمه بوده.
الهی چاره همه تویی و بیچاره همه ما
به بیچارگیمون رحم کن...:)
آقای امام رضا...!
من دیگه تموم جونم و روحم
داره تحلیل میره تو دوری از حرمت:)❤️🩹
ما هم نسل عجیبی هستیم ها...!
نه بر شانه کسی گریستیم،
نه درد دل با کس کردیم تا مبادا غصهدار شوند.
خودمان خودمان را بزرگ کردیم،
از بیرون گلُ بلبل، از درون ویران و به خاک نشسته.
به رسم هرسال
یادآور میشم به خودم و قلبم که؛
تاریخ تولدم بهانهای بیش نیست،
من متولد نگاه توام...
- به وقت ⁷ ام شهریور:) -
مأوآ...
شاید هم متولد شدم که قصهی این شهر را با عشق بنویسم...! " تولدت مبارک من:)) " -اینم بماند از د
شاید هم متولد شدم تا صبر پشت صبر
مشق کنم و چشم چشم انتظار باشم!
همینطور شیشهای و صبور بایستم
میانهی داستانِ زندگی،
و روایت شوم به قلمِ تو...:)
- منِ نازکدلم
خوش قدم گذاشتی به فصل جدید قصهی خودت:)
ولی آقای امام رضا...!
من دلم میخواست هدیهی تولد امسالم
یه بلیط باشه به سمت دیار شما.
تو تاریخ برگشت هم بزنه:
هر وقت حال دلش روبراه شد:)❤️🩹