آقای امام رضا...!
من دیگه تموم جونم و روحم
داره تحلیل میره تو دوری از حرمت:)❤️🩹
ما هم نسل عجیبی هستیم ها...!
نه بر شانه کسی گریستیم،
نه درد دل با کس کردیم تا مبادا غصهدار شوند.
خودمان خودمان را بزرگ کردیم،
از بیرون گلُ بلبل، از درون ویران و به خاک نشسته.
به رسم هرسال
یادآور میشم به خودم و قلبم که؛
تاریخ تولدم بهانهای بیش نیست،
من متولد نگاه توام...
- به وقت ⁷ ام شهریور:) -
مأوآ...
شاید هم متولد شدم که قصهی این شهر را با عشق بنویسم...! " تولدت مبارک من:)) " -اینم بماند از د
شاید هم متولد شدم تا صبر پشت صبر
مشق کنم و چشم چشم انتظار باشم!
همینطور شیشهای و صبور بایستم
میانهی داستانِ زندگی،
و روایت شوم به قلمِ تو...:)
- منِ نازکدلم
خوش قدم گذاشتی به فصل جدید قصهی خودت:)
ولی آقای امام رضا...!
من دلم میخواست هدیهی تولد امسالم
یه بلیط باشه به سمت دیار شما.
تو تاریخ برگشت هم بزنه:
هر وقت حال دلش روبراه شد:)❤️🩹
و سلام بر تو
به تعداد تک تک صلواتهایی که
آدمی از روی شادی و استیصال بر لب نشاند
از ازل تا به ابد...:)
عیدكـم مبروك ای مسلمانان 🤍✨