همین الان کتابی رو تموم کردم که با صفحه به صفحش اشک ریختم و از خط به خطش یادگرفتم؛
و تا همیشه رفت تو لیست اونایی که قرار
بار ها بخونمش و هربار با خوندنش غرق اشک و لبخند بشم...:)
الحمدالله:)
کمی دقیق تر مرا ببین؛
در نگاهم میشود نشانههای واضحی از رنجیدگی را دید که در قلبم، ریشه دوانده...
مأوآ...
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ السُّلْطَانُ وَ أَنَا الْمُمْتَحَنُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الدَّلِیلُ وَ أَنَا الْمُتَحَیِّرُ
وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُتَحَیِّرَ إِلاَّ الدَّلِیلُ❤️🩹:)
به گمانم غمهایی که چشمها را خیس نمیکنند؛
به استخوان رسیده و همان میان جای گرفتهاند...!
مأوآ...
کلمه به کلمه این کتاب چسبید به قلبم:))
اسم این کتاب رو خیلی تو ناشناس پرسیدین؛
کتابِ "حرف هایی که من باید میگفتم و تو باید میشنیدی" اثر افشین یداللهی.
یه عرض خوش آمد هم داشته باشیم به اونایی که تازه قدم به مأوا گذاشتن و جمع ما رو بزرگتر کردن.
الهی که دل نوشتهامون صاف به دلتون بشینن:)
اینجا؟!
به خواستِ دل، حرفِ دل میزنیم
شاید که به دل بشینه...:)