eitaa logo
مأوا
156 دنبال‌کننده
338 عکس
169 ویدیو
16 فایل
@Amirezam8 جایی حوالیِ آسمان🌙 محلی برای یادداشت هام و چیزایی که دوست دارم✍️ مأوا یعنی یک جای امن، پناهگاه، جایی که در اون موندگارین🏡 مراقب چشم و گوش هاتون هستم🌱 پیام‌ناشناس👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1rj22tz&btn=برای.من.و.مأوا
مشاهده در ایتا
دانلود
یه اتوبوس هست تا اون آخر میبره البته ولی من چون دوست دارم محیطش رو، برا همین پیاده میرم تا کلاسا. از این ورودی که میام تا دانشکده زبان هم پنج دقیقه زمان میبره
سردر دانشگاه مازندران البته ما از اینجا نمیریم تو یکم جلوتر باید بریم
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب هفته دوم ترم یک هم تموم شد خیلی بهتر از هفته اول دیدن و شنیدن صدای دریا هم بعد کلاس حسابی میچسبه :)
✍️امروز استاد بزرگیان حرف قشنگی زد گفت شما اگر دانشجو یا دانش آموزتون مثلا مادرش مریض یا فوت شد و نتونست حضور پیدا کنه در کلاس یا اون تکلیفی که ازش خواستین رو انجام نداد و بعدا اومد پیشتون و بهتون این موضوع رو گفت، شما که کاری از دستتون بر نمیاد، حداقلش اینه که درکش کنین و بپذیرین. از اون موقع به بعد حتی اگر اشتباه هم درس بدین سر کلاس، اون حرفتون رو گوش میده و یاد میگیره درس رو ▫️کلاس اصول و روش تدریس
یه دوستی رو دیدم چند شب پیش همکلاسی دوران راهنماییم بود یعنی ده سالی میشه از آشناییمون(۵ سال دانشجو هستم، سه سال دبیرستان، سه سالم راهنمایی دیگه، ده سالم بیشتر حتی، عاه پیر شدم) اول اینکه خیلی خوشحال شدم از دیدنش، بعد بهش گفتم تغییری نکردیااا اونم گفت تو هممم، ولی موهات فر نبود اون موقع. بعد من برگشتم بهش گفتم مگه الان فرفریه موهام؟ خلاصه که فهمیدم اونم دانشگاه مازندرانیه و ترم یک ارشد، دقیقا مثل من. حیح، اسمش یادم رفته ولی فامیلیش رو یادمه هنوز، ثقفى. مثل مختار بعد که اومدم خونه و دقت کردم دیدم راست میگه، موهام چون بلند شده، ویژ ویژی شده الان یکم. و انگاری فر شده. بعد که بیشتر دقت کردم دیدم کچل هم دارم میشم از بس که ریزش داشته موهام این مدت. هیچی دیگه تصمیم گرفتم به آینه بیشتر از این نگاه نکنم تا افسرده تر نشم😂
بسم‌الله الرحمن الرحیم کتابِ آفتاب آخرین از مهدی قِزلی برش هایی کوتاه از زندگی و زمانه حضرت محمد(ص) 📖از متن کتاب: چهاردهم ذی الحجه بود. قریش گفتند: «اگر راست میگویی معجزه کن.» محمد(ص) به ماه اشتره کرد و دونیم شد. این را توی ایران و روم هم دیدند. آفتاب آخرین یکی از کتاب های مجموعه‌ی چهارده خورشید، یک آفتابه. این مجموعه تشکیل شده از داستان های کوتاهی از چهارده معصوم که از همین کتاب شروع میشه تا کتاب چهاردهم که از حضرت حجته. ✍️داستان ها به صورت مینیمال نوشته شده. یعنی تا جای ممکن فشرده‌ و کوتاهه. هر داستان یک صفحه‌ست و میتونین هر زمان که بخواین شروع کنین به خوندن از هر کجای این اثر. صد داستان یک صفحه ای داره و خوندنش یک ساعتی وقت میخواد. 🌅با خوندنِ آفتابِ آخرین میتونین یه نگاه کلی از شروع زندگی حضرت محمد تا آخرین لحظه عمرش داشته باشین. داستان ها جذابن و دلیل اصلیش هم شخصیت جذابِ رسول خداست. از اینکه چطور بزرگ شدن، معجزات، ارتباط با مردم، سختی ها، جنگ ها، صحبت های زیبا و ... همه و همه به صورت کوتاه و گذرا در این کتاب قرار داره. دوم آبان ۱۴۰۴
اگر خدا ضرری به تو بزند، کسی جز خودش نمی‌تواند برطرفش کند. اگر هم سودی برایت بخواهد، کسی نمی‌تواند جلوی لطفش را بگیرد. هریک از بندگانش را شایسته ببیند، لطف خود را نصیبش می‌کند؛ زیرا او آمرزندۀ مهربان است.» سوره یونس آیه ١٠٧ ترجمه علی ملکی
به گمانِ من بهترین چیزی که میتواند چرخه گیج کننده و فرسایشی کار،زندگی؛کار،زندگی؛کار... را بشکافد و اوضاع را کمی روبه‌راه کند، سفر است. اگر سفر را در چرخه بگنجانی، همه چیز درست درمی‌آید: کار‌، زندگی، سفر؛ کار...خاصه اینکه سفر را، اگر موجودی جیب هایت اجازه بدهد، نمی‌شود گذاشت برای بعد. به اعتقاد من داشتن یک روز خوب در بیست سالگی، بهتر از داشتن صد روز خوب در پنجاه سالگی است؛ به همین خاطر به شخصه حاضرم ده سال از دهه پنجم زندگی ام را با دو سال از دهه دومش تاخت بزنم، یک چیزی هم سر بدهم، مثل پول که حالا کمی دارم و آن موقع اصلا نداشتم که به سفر فکر کنم، ولی دریغا که: تا در ره پیری به چه آیین رَوی ای دل باری به غلط صرف شد ایام شبابت ( غزلیات حافظ) 📘کاهن معبد جینجا ✍️وحید یامین پور
مأوا
به گمانِ من بهترین چیزی که میتواند چرخه گیج کننده و فرسایشی کار،زندگی؛کار،زندگی؛کار... را بشکافد و ا
امروز ظهر که داشتم از دانشگاه میومدم این سفرنامه آقای یامین پور رو شروع کردم و به این قسمت که رسیدم ذهنم تا همین الان داره بهش فکر میکنه و بعید میدونم تا چند وقت از ذهنم بیرون بره. امروز به این فکر میکردم: چه کارهایی هستن که بعد ها که سنم بالاتر رفت نمیتونم انجامشون بدم، اون هارو یادداشت کنم و تو ایام جوانی انجامشون بدم. همین ایامی که این روزها درونشم و هنوز شادابی و قدرت باهام هست و ممکنه سالها بعد به سختی حسش کنم و دیگه حس و حال و توانی برای انجامشون نداشته باشم.