یک🍁
شبها ز تو در سرم چه سوداست که نیست
وز هجر تو بر من چه ستمهاست که نیست
سوگند همی خوری که دل بستهٔ توست
سوگند چه حاجت است، پیداست که نیست
دو🍁
ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونهای؟
وی مونس دل (من) تنها چگونهای؟
از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدی
باری یکی بگوی که آنجا چگونهای
دُرّ است صورتِ تو و دریاست چشمِ من
ای دُرِّ دورمانده ز دریا، چگونهای؟
دل هدیهٔ تو کردم، آن را نخواستی
جان تحفه میفرستمت، این را چگونهای؟
ای نور چشم مهر و گل بوستان حُسن
ما بیتو در همیم تو، بیما چگونهای؟
از وصل تو که نیست دریغا در آتشم
در هجر من که هست مبادا چگونهای
سه🍁
ای صاحب آن دو زلف کوتاه
شب پوش منه تو بر رخ ماه
منمای به آفتاب رویت
کز رشک مباد گم کند راه
منگر به ستاره تا ستاره
از غم نشود سیه سحرگاه
مأوا
سه🍁 ای صاحب آن دو زلف کوتاه شب پوش منه تو بر رخ ماه منمای به آفتاب رویت کز رشک مباد گم کند راه منگر
همونطور که میدونین ستاره در سحر ناپدید میشه
حالا شاعر میگه، اینکه ستاره ها ناپدید میشن به خاطر اینه که تو به ستاره نگاه کردی، و ستاره دیگه رو نداره که بدرخشه
همونطور که تو بیت قبل گفته بود به آفتاب خودت رو نشون نده که راهش رو گم نکنه از حسادت و مقایسهش با چهرهی زیبای تو :)
از زیبایی های ادبیات فارسی اینه که میتونین با بهترین نمونه از ادبیاتمون حتی ۱۰۰۰ سال پیش(مثل همین حسن غزنوی) هنوز ارتباط برقرار کنین. اگر هم گاهی نمیتونن مردم ارتباط بگیرن با شعر های قدیمی تر بخاطر ندونستن معنای لغاطه فقط. و اگر معنای لغت رو بدونن کافیه و میبینید که باز میتونین حرف شاعر و جهانی که خلق کرده رو با تمام جذابیت ها و زیبایی هاش درک کنین، انگار نه انگار که سال ها از اون روزها میگذره.
وقتی دوربینتون رو بیارین بالا و بزرگ نگاه کنین، یه ملت موندگار با اندیشه مستمر رو میبینین که تو این سرزمین بوده.
Mohammad Hossein PoyanfarPoyanfar - Dastamo Raha Nakonia.mp3
زمان:
حجم:
13M
دستمو رها نکنیا...
مأوا
#درس
تحلیل گفتمان جالبس
باید ذره بین و دوربین گرفت و تحلیل کرد
چیو تحلیل کرد؟ گفتمان رو. گفتمان چیه؟ همین حرف مرف. یکم بیشتر از حرف مرف البته. کلا تو رشته علوم انسانی نمیشه جواب درست و حسابی داد. باید یا بگی کمتر یا بیشتر یا شاید یا نمیدونم. اصلا انگار علوم انسانی یعنی علوم نمیدانمی.
جلسه دوم کلاس تحلیل گفتمان بود. یعنی حدودا ۳ هفته پیش.
تو یه مقاله یه خانم چینی( که استاد همش میگفت خِییییییییلی حرف قشنگی زد و فلان و اینا) اومد اهمیت نوع نوبت دهی معلم به دانش آموزان رو بررسی کرد( دانش آموزا باید اجازه بگیرن حرف بزنن یا آزادن هر موقع خواستن دهان مبارک رو باز کنن؟ یا سوال میشه از هرکس جدا و اون شخص باید با سکته جواب معلم رو بده و از این حرفا)
خانم چینیه بعد از بررسی کلاس های مختلف نتیجه میگیره و میگه چقدر این نوبت دهی میتونه روی یادگیری بچه ها تاثیر بزاره. چون تو یادگیریِ زبان، زمان صحبت کردن دانش آموز تاثیر مستقیم داره بر روی یادگیری و اگر معلم نتونه به خوبی نوبت دهی رو تقسیم کنه بین ديگران چی میشه؟ پِخ پِخ میشه و کم یاد میگیرن بقیه چون فرصتشون کمه و غیره. یعنی کلاسی که معلم زبانش همش خودش حرف میزنه و بچه ها مثل زندانیان خسته ساکتن، کلاس نیست، پِخ لاسه.
حالا ما تو این درس تحلیل گفتمان با استاد عزیز و طناز، کتاب و مقاله های مختلف رو که استاد به گردن ما میندازه و دستش درد نکند میخونیم و بعدش میایم سر کلاس. استاد یعقوبی هم مارو سوار بالگرد 🚁 میکنه و همینطور که در فراز آسمونیم، یه دوربین میده دستمون و میگه حالا نگاه کنین به پایین. ما هم وقتی از بالا نگاه میکنیم به پایین(کلاس هایی که خودمون معلمشیم، البته استاد نظرش اینه ما معلم رِه نمیمونیم) میفهمیم اوه اوه چقدر معلم های بدی هستیم و چقدر به خیلی از ریزه کاری ها توجه نمیکنیم. بعد دوباره مارو فرود میاره به زمین و با ذره بین دنبال ریزه کاری ها میگرده و همونارو میزنه تو سرمون هر جلسه که آقا این پولایی که میگیرین blood money هستش و حرومه و دلتون خوشه معلمین و اینم وضعیت درس دادنتون. بعد هم با چند کیلو عذاب وجدان میخندیم و میخنده و میخندن. دوباره جلسه بعد همین.
باید اعتراف کنم مهمترین درسمونه. البته من از واژه مهمترین استفاده نمیکنم. چرا؟ چون استاد کیانی میگه باید اول روش فکر کنی و فلان و فلون کنی تا واقعا نتیجه بگیری بهترینه، به این راحتی که نتیجه نمیگیرن. اونوقت نتیجت valid نیست. معتبر نیست. بعد بهمون تا خر خره ... آه اصلا قرار نبود استاد کیانی بیاد تو این متن. آره خلاصه داشتم میگفتم که تحلیل گفتمان دوست دارم. شاید پایان نامم رو تو همین راستا بردم اصلا؟ که میداند؟ فعلا که از مفهوم پایان نامه همین رو میدونم که پایانِ کارِ ارشده. بیشتر از این در مورد این غول مرحله آخر نمیدونم. در همین حد دانا و خفن.
بس.
شب بخیر