eitaa logo
مأوا
156 دنبال‌کننده
338 عکس
169 ویدیو
16 فایل
@Amirezam8 جایی حوالیِ آسمان🌙 محلی برای یادداشت هام و چیزایی که دوست دارم✍️ مأوا یعنی یک جای امن، پناهگاه، جایی که در اون موندگارین🏡 مراقب چشم و گوش هاتون هستم🌱 پیام‌ناشناس👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1rj22tz&btn=برای.من.و.مأوا
مشاهده در ایتا
دانلود
غاز غازیِ انقلابی🪿 پ.ن. خب ایشون اردک بوده من حواسم نبود اون‌لحظه داشتم میفرستادم. البته اینکه ما اردک سفید نداریم هم بی تاثیر نیست😂
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه خانم دیشب تو شهرمون با طوطی و پرچم حزب الله بود :) نماد عشق و وفاداری تو خیابون💛🦜 فیلم از کیوان یوسف‌پوری
شروع بخش دوم: یادداشت برداری و خلاصه کتابِ "بشارت از حضرت حجت" صفحات ۱۰۰ تا ۱۱۷ / مثل دفعه قبل سعی کردم بخش های مهم تر کتاب رو بیارم اینجا + یادداشت های شخصیم: ▪︎️اگر به امام دوازدهم ایمان نداشته باشیم کافریم. چون اگر به خدا و پیامبرش ایمان دارین و تسلیم امر اونهایین، پس وصیِ تعیین شده از طرف خدا رو هم باید قبول داشته باشین. اگر نداشته باشین موحد نیسین و توحید شما زیر سوال میره. مسلمون یعنی تسلیم فرمان پروردگار دیگه؟ وقتی میگیم لا اله الا الله، یعنی وصایت حضرت حجت رو هم قبول داریم. چون همه چیز سلسله وار میاد در این لا اله الا الله. این شهادت اولی که لا اله الا الله باشه، همه چیز رو تولید میکنه. همونطور که یگانه بودن خدا دستور خداست، اعتقاد به حضرت مهدی هم دستور خداست. پس شما با گفتن لا اله الا الله، دارین به هر چیزی که خدا دستور به امر کردن داده شهادت میدین. بیایم یکم قرآن بخونیم: الْأَحْزَاب آیه ۳۶: هیچ مرد و زن مسلمانی حق ندارد در برابر فرمان خدا و رسولش، حق انتخابی برای خودش قائل باشد! هرکس با خدا و رسولش مخالفت کند، غرق گمراهی شده است. یکم روایت بخونیم: کافی ج ۱ ص۴۴۰: «خداوند متعال، ما را به خود اختصاص داده و در مقام خود به پا داشته است؛ پیروی از ما را پیروی از خود و نافرمانی از ما را نافرمانی از خود قرار داده است.» ▪︎حدیث ثقلین از ادله اثبات غیبت امام زمانه. تو این حدیث هست که: «قرآن و عترت هرگز از هم جدا نمی‌شوند.» ▪︎ روایت ترک ثقلین با اون ضمیمه ای که در روایات هست، دلیل قطعی بر اینه که امام زمان هم اکنون‌ موجود و زنده است تا زمان ظهورش. پس هر وقت قرآن دست این امت باشه، اهل بیت نیز هست. ▪︎حضرت محمد گویی هنوز زنده است. چون وجود ائمه اطهار یکی پس از دیگری مثل همان حضرت رسوله :) اگر نبی بود الان وحی داشتیم اما چون حالا نبی نیست، وحی هایی که به وصی خودش القاء کرده بود هر کدوم سر وقتش ظاهر میشه و این یعنی تا زمان غیبت کبری وجود نبی باقیه. ▪︎ «از جمله دلایل لزوم حجت و عالم مطلق در هر عصر، وجود کهیعص، الم، و الر در قرآن است.» ▪︎ خیلی از علمای اهل سنت به خاتم الاوصیا و غیبت ایشان اقرار کردن . صدرالدین قنوی شاگرد محی الدین در وصیت نامه اش نوشته: اگر امام مهدی را درک کردید، معارف را از او بگیرید و از او تجاوز نکنید و حرف کس دیگر را گوش نکنید. {یه لعنت بر بنی عباس و بنی امیه بفرستین و ادامه بدین متن رو. خیلی بد کردن هر دو قوم در حق اهل بیت. وقتی داشتم میخوندم این صفحات رو واقعا اذیت شدم.} ▪︎ در روایت داریم که دلیل طولانی کردن عمر حضرت خضر که تا به الان زنده هستند اینه که کسی نتونه بگه: چطور ممکنه عمر یک نفر انقدر طولانی باشه مثل امام دوازدهم؟
استغاثه‌به‌امام‌زمان‹؏›.jpg
حجم: 711.5K
نمـاز استـــغاثه امشب رو یادتون نره رفقا
|در داخل خانه، به زن مثل گل باید نگاه کرد. ۱۴۰۳/۹/۲۷ رهبر شهید| دخترای عزیزِ مأوا عاقبتتون بخیر الهی🩷
مأوا
|در داخل خانه، به زن مثل گل باید نگاه کرد. ۱۴۰۳/۹/۲۷ رهبر شهید| دخترای عزیزِ مأوا عاقبتتون بخیر اله
اگر ابعاد وجودی فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) را انسان بتواند احصاء کند و ببیند، یقین میکند که این یک پدیده‌ی شگفت‌انگیزی است در آفرینش عالم؛ دختر جوانی که در اوایل جوانی، از لحاظ معنوی و رتبه‌ی هویّت ملکوتی و جبروتی به جایی برسد که خشم او موجب خشم خدا، و خشنودی او مایه‌ی خشنودی خدا بشود... خیلی چیز عجیبی است! عظمت را ببینید!... | از بیانات رهبر انقلاب در دیدار اقشار مختلف بانوان در پاییز ۱۴۰۳ |
چون نمیخوام نینیِ اجتماعاتِ خونتون بیفته
مأوا: برام قصه بگو. امیررضا: که بخوابی؟ مأوا: نه، فقط می‌خوام قصه بشنوم. امیررضا: پس فرقی نمی‌کنه چی باشه؟ مأوا: نه، فقط از خودت باشه و غیر تکراری. امیررضا در تاریکی نگاهش را به سمت تخت مأوا می‌چرخاند. مأوا دراز کشیده و چشم به سقف دوخته است. انگار منتظر است دری از سقف باز شود و او را به درون داستان بکشد. امیررضا شروع می‌کند: «یه شب، تو یه دهکده‌ی سرسبز و زیبا، جایی که بوی علف تازه و گل‌های شب‌بو می‌پیچید تو هوا، یه دختر کوچولوی دیگه که اونم اسمش مأوا بود، داشت تاب‌بازی می‌کرد. این مأوای قصه‌ی ما، دخترِ حاکمِ شهرِ خیالیِ «شب‌آرام» بود. تاب که می‌رفت بالا، مأوای قصه حس می‌کرد داره به ماه نزدیک می‌شه. اون همیشه از دیدن قرصِ ماه🌕 که درست بالای دریاچه می‌درخشید و نور لرزونش رو روی آب پهن می‌کرد، یه حسِ خوب و نرم توی دلش می‌نشست. (تلپ!) یه‌دفعه صدای کوچیکی از دل آب اومد. مأوای قصه‌ی ما گوش تیز کرد. به اون نقطه از دریاچه که صدا ازش بلند شده بود خیره شد، اما هیچی ندید جز عکس ماه که روی آب تاب می‌خورد. چند لحظه بعد، دوباره: «تلپ!» این بار یه موجود ریزه‌میزه، درست از همون جایی که عکس ماه افتاده بود، سرک کشید و تصویر ماه رو یه لحظه از روی دریاچه محو کرد. بعد دوباره رفت زیر آب و عکس ماه برگشت سر جاش. مأوای قصه تعجب کرد. پیش خودش فکر کرد: «یعنی چی شد؟ کی جرئت کرد عکس ماه رو قایم کنه؟» دیگه تاب‌بازی رو ول کرد و خیره به بازتاب ماه روی آب، نشست و صبر کرد. اون‌قدر صبر کرد تا بالاخره دوباره اون موجود به سطح آب اومد و این بار عکس ماه کامل کنار رفت. دل توی دل مأوا نبود. با خودش گفت: «نکنه این موجود کوچولو خودِ ماهه؟ شاید ماه از آسمون افتاده توی آب!» این بار موجود کوچولو روی آب موند. مأوا خم شد جلو و با کنجکاوی پرسید: «ببینم... تو ماهی؟» اما موجود، بی‌اینکه جواب بده، دمش رو تکون داد و دوباره رفت زیر آب. همون لحظه عکس ماه برگشت و روی دریاچه نشست. موجودِ کوچک جوابِ پرسش مأوا کوچولو را که پرسیده بود «تو ماهی؟» را نداده بود. مأوای قصه، فردا صبح زود دوید پیش باباش، همون حاکم شهر، و در حالی که نفس‌نفس می‌زد ماجرا رو تعریف کرد. گفت: «بابا! ازش پرسیدم "تو ماهی؟" ولی جوابمو نداد.» بعد سرش رو کج کرد و با یه فکر بکر گفت: «بابا، می‌شه اسم اون موجود رو که ماه رو ناپدید کرد بذاریم... ماهی؟» باباش با خنده دستی به سرش کشید و قبول کرد. و راستی مأوا، از همون روز تا حالا، ما به اون موجود توی آب می‌گیم "ماهی"🐟.» امیررضا قصه را تمام می‌کند و نگاهی به سایه‌ی مأوا در تاریکی می‌اندازد تا ببیند خوابش برده یا نه.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به‌فرض، این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم، حتماً می‌دیدی که از هیبت خدا متواضع می‌شد و از هم می‌پاشید! این نکته‌ها را برای مردم می‌آوریم تا فکرشان را به‌کار بیندازند. حشر (٢١)
هدایت شده از | هِپار |
| ما بردیم!😆 ‌ می‌گوید ارتش ما قوی‌ترین ارتش دنیا است. قوی‌ترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. _شهید سید علی خامنه ای @heparmedia