همونقدر که کلمه هنوز
بار حسرت و غم داره
کلمه بالاخره پر از حس رسیدن و شوقه:)
شـاید نویسنده:)
همونقدر که کلمه هنوز بار حسرت و غم داره کلمه بالاخره پر از حس رسیدن و شوقه:)
[هنوز چاییت رو تلخ میخوری
هنوز بهت فکر میکنم
هنوز سعی میکنم]
[ بالاخره شد
بالاخره رسیدیم
بالاخره تلاشام جواب داد:) ]
هدایت شده از متهم ردیف اول _
گاهی ادم دلش کمی تعطیلی میخواهد
بنشیند کنجی ،گوشه ای ،جایی برود
به گذشته های دور دور
های های دنبال خودش بگردد .
امیروجود
شـاید نویسنده:)
:) _لیلی و مجنون
از عمر من آنچه هست برجای
بستان و به عمر لیلی افزای:)