من نمیگم دوست دارم ولی
وقتی یه چیز درست میکنم
واسه توهم اون غذا رو کنار میزارم:)
شاید اشتیاق فراوان من بود
که تورا ترساند ؛
من در نامهربانی توهم ،
خود را مقصر میدانستم..
اقا نمیشه منو برگردونید به زمانی
که داشتم کربلا میرفتم
و کربلا بودم و داشتم بر میگشتم؟!
یعنی اون دوره اون دوهفته معنی زندگی بود واقعا:)♡
امروز در گوش کودکی که
مرده به دنیا امده بود گفتم :
[ نترس، چیزی را از دست نداده ای..]
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
امیدوارم مسیری که فکر میکنید درسته و دارید واسش کُلی تلاش میکنید واقعا درست باشه!
_منم کلی ازت ناراحت شدم ولی بخشیدم و فراموشش کردم و حتی به روت نیاوردم..
+شاید اونقدری نبوده
که من ازت ناراحت شدم
_ چرا بوده،
فقط ادم مقابلم عزیز تر از این حرفا بود..