_منم کلی ازت ناراحت شدم ولی بخشیدم و فراموشش کردم و حتی به روت نیاوردم..
+شاید اونقدری نبوده
که من ازت ناراحت شدم
_ چرا بوده،
فقط ادم مقابلم عزیز تر از این حرفا بود..
شـاید من:)
#درگیر
امروز سر کلاس فنون ادبیات بودیم،
بعد من کتابم رو جا گذاشته بودم و کتاب دوستم دستم بود
و نکات رو مینوشتم؛
شـاید من:)
امروز سر کلاس فنون ادبیات بودیم، بعد من کتابم رو جا گذاشته بودم و کتاب دوستم دستم بود و نکات رو مینو
و یهو سر کلاس شروع کردم به نوشتن متن هایی که از تو ذهنم عبور میکرد و نثر هایی که بهشون علاقه داشتم..
شـاید من:)
و یهو سر کلاس شروع کردم به نوشتن متن هایی که از تو ذهنم عبور میکرد و نثر هایی که بهشون علاقه داشتم..
و وقتی تموم شد
دیدم بقیه دوستام اومدن میگن:
[چرا واسه ما ننوشتی؟!
دفعه بعد تو کتاب ما بنویس
چقدررر قشنگ نوشتی:)))]
و خلاصه ذوق کردم از اینکه دیدم دیگرون هم از #درگیر های من خوششون میاد😂✨!
یهو گفت:
[دیگه نمیتونم بنویسم]
که خیلی عجیب بود،
چون اون همیشه و همه جا درحال نوشتن بود!:)
هدایت شده از متنِسبز!
سلام علیکم🌿
ممبرهای مهربون متن سبز؛ بعد مدتها تقدیمی داریممم. این پیام رو فور کنید و عضو اینجا باشید تا برای کانالتون یه پاراگراف بنویسم. و یه هدیه دیگه که اون غافلگیریه...
لطفا جنسیت و اسم اصلیتون رو بهم بگید. البته اسمتون رو به کسی نمیگم، برای غافلگیری میخوامش🥲
تگ: @Green789