eitaa logo
شـاید‌ من:)
472 دنبال‌کننده
996 عکس
283 ویدیو
5 فایل
[این منم بخشی از خودم که اینجا نشونش میدم☁️⚽️] _شیعه علی ابن ابیطالب:) کپی متون؟ از دل برآمده را کجایش میبرید؟ جوانه زدن؟دوم سومین ماه پاییز هزار چهارصد دو
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام ممبرای قشنگ شاید نویسنده من:)
در ایام شهادت حضرت زهرا[فاطمیه] بنده یه کتابی رو خوندم که توی این ایام خیلی وقت خوندنش بود، و وقتشه بهتون معرفی کنم:)♡
نام کتاب: حیدر اثر:آزاده اسکندری ژانر: تاریخی، اجتماعی رده سنی: همه سنین. ... بخشی از کتاب: باز از آن استخوان های گلوگیر در گلویم گیر کرده بود، اشک هایم بی اختیار میریخت و منِ فاتح خیبر حرفش نبودم. باید به او میگفتم، رفتنش کمر مرد زندگی اش را میشکند، باید به او میگفتم.. .. موضوع: درباره زندگی امام علی هستش، که از زبون خودشون بیان شده ، از زمانی که زندگیشون با حضرت زهرا اغاز میشه تا شهادت ایشون! .. نقد: از اول اگه بخوام بگم، کتاب خیلی قشنگیه.. یعنی کتابش قشنگ تاریخ رو روایت میکنه، از جنگ های حضرت علی،اغاز زندگیشون با حضرت زهرا، شهادت حضرت زهرا، خطبه حضرت زهرا، همرو مو به مو روایت میکنه، و بیشتر جنبه روایت کردن داره تا داستانی به صورت رمان، و برای اطلاعات عمومی، شناخت شیعه خیلی منبع خوبی هست چون همه منابع رو باهم جمع کرده و یه کتاب تحویل داده، و قسمت شهادت حضرت زهرا رو وقتی از زبون حضرت علی بیان میکنه، اصلا قلب ادم درد میاد درحدی که من هرچی اشکام رو پاک میکردم کتاب باز خیس شده بود.. و دراخر حتما پیشنهاد میشه چون خیلی چیزارو بهم یاد داد:) ‌... پیشنهاد خوندن🌿 [پ.ن: عکس توسط ۲۱۳ گرفته شده است..]
تیکه های کتاب حیدر که اشکهای من بی اختیار میریخت!