شاید نویسنده...چقدر دوسش دارم...حقیقتا عمیق ترین چنلیه که دیدم...ای کاش هیچوقت اینجا رو ترک نکنی.
.
.
اگه بگم اکلیل های زیادی از چشمام پاشید بیرون و پروانه های آبی قلبم به پرواز دراومدن دروغ نگفتم:)))
تشکر فراوان بابت حُسن نظرتون✨
احساسی که گمان میکردم با راه رفتن
حل میشود، وسط خیابان مرا به گریه انداخت..
نمیشود که همیشه گفت و خندید.!
یا مُدام "دوستت دارم" را ثابت کرد
و "عاشقی" را شنید!
بگذار کمی دعوا کنیم..!
میخواهم بفهمی "جنگ جهانیِ سوم"
هم که بین ما رخ بدهد؛
من از "تو" نمیگذرم..!
یه جا خوندم نوشته بود:
من میتونستم هر موجودی باشم؛
میتونستم سنگ باشم،
درخت باشم یا حتی دختر باشم..
ولی به قول چاووشی
اما پسر شدم که تورا آرزو کنم:)