از خالق داستان لنا و لیبی
به خالق داستان متیو و انا؛
چنانچه بوی خوش شکوفه های بهاری مشام را پر میکند و حال خوش را به ارمغان میاورد،
شما نیز آمده اید تا لذت تلخی قهوه را به ما بفهمانید تا ما دریابیمش!
اکنون پس از ۳ سال سپاس بودنتان
را به جای میاوریم و
سالروز ولادت شمارا خجسته میداریم..
[تولدتون مبارک تلخی قهوه رنتوسی من✨]
راست میگفت:
ما وقتی کتاب میخونیم
و عاشق یه شخصیت میشیم
ظاهری ازش نمیبینم فقط عاشق خود درونی طرف شدیم!
خوشم اومد خیلی.
شـاید نویسنده:)
آدم وقتی راجب چیزایی که دوست داره حرف میزنه چشماش برق میزنه🌟
مثلا اوندفعه کل کلاس بی حوصله بودم؛
معلم تایم استراحت که داد
راجب چیز مورد علاقم با رفیقم شروع به حرف زدن کردم؛
معلمم گفت:
موسوی رو ببینید کل کلاس بی حوصله بود
الان نمیدونم داره راجب چی حرف میزنه که انقدر با شوق و اشتیاق داره تعریف میکنه🫠✨️
شـاید نویسنده:)
مگه چند بار پیش میاد که یکی اندازه من تورو دوست داشته باشه؟
اگه فردایی باشه من با تو میسازم:)
شـاید نویسنده:)
اگه فردایی باشه من با تو میسازم:)
برد من وقتیه که به تو میبازم:)
شـاید نویسنده:)
مگه چند بار پیش میاد که یکی اندازه من تورو دوست داشته باشه؟
مگه چند بار پیش میاد که یکی رو اندازه تو دوست داشته باشم؟
کتابِ -سرو غمگین- رو همین تازه تموم کردم؛
و اولین کتابی که امسال خوندم بود،
حتما واستون نقد و بررسی میزارم.