من تو را دوستت داشتم
که باهر بار دیدنت
طوری محو دیدنت
میشدم
که از یاد میبردم که تو
دگر متعلق به من نیستی!
شـاید نویسنده:)
دلم میخواد همه آدمهارو کتک بزنم.
جا داره یه استثنا بگم؛
دلم میخواد خیلی از آدمهارو کتک بزنم*
جمله بهتر شد.
زنگ زدم به رفیقم،
مامانش گوشیش رو برداشت بعد سلام احوال پرسی ، رفیقم رو صدا کرد که بیاد گوشی رو برداره گفت:
بیااا مامانیت زنگ زده:))))))
شـاید نویسنده:)
کتابخونم:)
کتابخونه بابام رو ایندفعه ردیف میکنم،
از اونم میفرستم
داشتم کتاباش رو میشمردم حدود +۲۹۰ تا بود
هدایت شده از جانان :)
واییییی چه بابای خفنییی🤌🏻
https://eitaa.com/maybe_writer/11942